اگه تازه وارد دنیای هیجانانگیز فارکس شدی و سردرگمی از این همه اصطلاح و مفهوم، تنها نیستی. خیلیها مثل شما شروع کردن و با سوالاتی مثل “جفت ارز چیه؟” یا “پیپ و لات یعنی چی؟” دست و پنجه نرم کردن. اما نگران نباش، چون اینجا قراره مفاهیم پایه در بازار فارکس رو طوری برات باز کنم که نه تنها بفهمی، بلکه بتونی ازشون تو معاملاتت استفاده کنی. چیزی که شاید تو کتابها نخونی، اما تو دل بازار و با تجربه واقعی یاد میگیریم.
این مقاله حاصل سالها ترید و تحلیل در بازاره. قراره بهت بگم دقیقا چیا رو باید بدونی تا بتونی قدمهای اول رو محکم برداری و از کلیشههای اینترنتی دور بمونی. آمادهای؟ بزن بریم!
نقشه راه مقاله
آنچه یاد میگیرید
در این مقاله، از نمادهای ارزی گرفته تا جفت ارزها، حجم معاملات (لات)، واحد سنجش تغییرات (پیپ)، هزینههای معاملاتی، اهرم (لوریج) و مارجین رو با زبانی ساده و کاربردی توضیح میدم. همچنین با پلتفرمهای معاملاتی، انواع دستورات و مهمتر از همه، مدیریت ریسک با حد سود و حد ضرر آشنا میشید. در آخر هم نگاهی به رویکردهای تحلیلی بازار میندازیم.
مفاهیم پایه در بازار فارکس؛ الفبای ترید موفق
وقتی وارد بازار فارکس میشیم، اولین چیزی که باید بفهمیم اینه که با چی سروکار داریم. اینجا دیگه خبری از خرید و فروش سهام یه شرکت نیست، بلکه داریم ارزهای کشورها رو در مقابل هم معامله میکنیم. این یعنی اقتصاد جهانی، سیاستها و حتی اتفاقات لحظهای، همه و همه روی قیمتها تاثیر میذارن. برای همین، شناختن این الفبای اولیه، حیاتیتر از اونیه که فکرش رو میکنی.
در بازار ارز، آشنایی با نمادها و کدهای ایزو اهمیت زیادی داره. این نمادها در واقع علامتهای اختصاری برای ارزها، شاخصها و کالاهای اساسی هستن. معمولاً این نمادها سه حرفی هستن و طبق قاعدهای مشخص تعیین میشن:
- دو حرف اول: نماد علامت اختصاری کشور مربوطه
- حرف سوم: نماد یا حرف اول ارز مربوطه
برخی از کاربردیترین نمادها که هر روز باهاشون سروکار داریم:
- USD: دلار ایالات متحده آمریکا (United States Dollar)
- EUR: یورو اتحادیه اروپا (European Union Euro)
- JPY: ین ژاپن (Japanese Yen)
- GBP: پوند انگلستان (Pound Sterling)
- CHF: فرانک سوئیس (Swiss Franc)
- AUD: دلار استرالیا (Australian Dollar)
- CAD: دلار کانادا (Canadian Dollar)
- XAU: یک اونس طلا (Gold ounce)
- XAG: یک اونس نقره (Silver ounce)
مفهوم جفت ارز در بازار فارکس (Currency Pairs)
همونطور که گفتم، هر ارز با نماد اختصاری ISO خودش نشون داده میشه. اما تو فارکس، ما هیچوقت یک ارز رو به تنهایی معامله نمیکنیم. همیشه ارزش یک ارز رو در مقابل ارز دیگهای میسنجیم. مثلاً میگیم ارزش پوند در برابر دلار چقدره؟ یا برای خرید یک یورو چند دلار باید بپردازیم؟
پس تو بازار فارکس، ما با جفت ارزها سروکار داریم. این جفت ارزها با قرار گرفتن نماد ISO ارزها کنار همدیگه نمایش داده میشن:
- EUR/USD: میزان برابری یورو در مقابل دلار
- GBP/USD: میزان برابری پوند در مقابل دلار
- AUD/CAD: میزان برابری دلار استرالیا در مقابل دلار کانادا
- EUR/JPY: میزان برابری یورو در مقابل ین ژاپن
در یک جفت ارز، ارز اول رو ارز پایه (Base Currency) و ارز دوم رو ارز متقابل (Counter Currency) مینامیم. این ترتیب از اونجا مهمه که نرخ یک واحد از ارز پایه رو بر اساس ارز متقابل بیان میکنه. مثلاً اگه نرخ خرید جفت ارز EUR/USD برابر ۱٫۰۷۵۰ باشه (نرخ لحظهای امروز)، یعنی هر یک یورو، ۱٫۰۷۵۰ دلار میارزه و برای خرید یک یورو باید ۱٫۰۷۵۰ دلار بپردازیم.
جفت ارزها در سه دسته اصلی طبقه بندی میشوند:
۱) جفت ارزهای اصلی (Majors): این دسته شامل جفت ارزهای قدرتمند و پیشرو دنیای اقتصاد هستن. بیش از ۷۰% معاملات فارکس با این جفت ارزها انجام میشه. طبق تجربه من، این جفتها معمولاً نوسانات منطقیتری دارن، کارمزدهاشون کمتره و نقدشوندگی بالایی دارن که برای هر تریدری مهمه. جفت ارزهای زیر از این دسته هستن:
- EUR/USD (یورو/دلار آمریکا)
- GBP/USD (پوند انگلیس/دلار آمریکا)
- USD/CHF (دلار آمریکا/فرانک سوئیس)
- USD/JPY (دلار آمریکا/ین ژاپن)
- USD/CAD (دلار آمریکا/دلار کانادا)
- AUD/USD (دلار استرالیا/دلار آمریکا)
- NZD/USD (دلار نیوزلند/دلار آمریکا)
۲) جفت ارزهای فرعی یا کراس (Minors): به جفت ارزهای فاقد دلار آمریکا، کراس یا فرعی میگن. از لحاظ ارزش معاملات و محبوبیت، نسبت به نمادهای اصلی، در رده پایینتری قرار دارن و معمولاً مقدار کارمزدها (اسپرد) هم بالاتر هست. ثبات قیمتی این جفت ارزها کمتره و نقدشوندگی اونها تقریباً شبیه دسته اوله. چند نمونه جفت ارز کراس:
- EUR/JPY (یورو/ین ژاپن)
- GBP/CHF (پوند انگلیس/فرانک سوئیس)
- AUD/CAD (دلار استرالیا/دلار کانادا)
۳) جفت ارزهای ناشناس یا اگزوتیکها (Exotic): جفت ارزهای اگزوتیک شامل یک ارز اصلی و یک ارز نوظهور یا اقتصاد کوچکتر هستن. محبوبیت این جفت ارزها به دلیل کارمزد بسیار زیاد، نوسانات قیمتی شدید و گاهی نامعقول در بین معاملهگران بسیار کمه و کمترین میزان معاملات در بازار فارکس به این نمادها تعلق داره. من شخصاً به تریدرهای تازهکار توصیه میکنم به هیچ وجه سمت این جفت ارزها نرن.
حجم معاملات در بازار فارکس (Lot Size)
وقتی معاملهای رو باز میکنیم، باید حجم اون معامله رو مشخص کنیم. این اندازه حجم قرارداد با واژههایی مثل لات (Lot) سنجیده میشه. لات در واقع واحد اندازهگیری حجم معاملهست و نشون میده که شما چند واحد از ارز پایه رو خرید و فروش میکنید. انواع مختلفی از این واحد حجمی وجود دارن که هر کدوم مقادیر مختلفی از ارز پایه رو شامل میشن:
- هر لات استاندارد (Standard Lot) برابر ۱۰۰,۰۰۰ واحد از ارز پایه
- هر مینی لات (Mini Lot) برابر ۱۰,۰۰۰ واحد از ارز پایه
- هر میکرو لات (Micro Lot) برابر ۱,۰۰۰ واحد از ارز پایه
- و هر نانو لات (Nano Lot) برابر ۱۰۰ واحد از ارز پایه
در سیستم ثبت سفارشات، حداقل حجم مورد تأیید معمولاً ۰٫۰۱ لات (یک میکرولات) هست. اما برخی شرکتهای کارگزاری (بروکرها) بعضاً امکان معامله با حجمهای پایینتر نظیر ۰٫۰۰۱ لات رو هم ارائه میدن. انتخاب حجم مناسب برای معامله، یکی از مهمترین فاکتورها در مدیریت ریسکه که هر تریدری باید بهش مسلط باشه.
واحد سنجش تغییرات جفت ارزها (PIPs, Points)
به علت حجم بالای معاملات در فارکس، معمولاً نرخ برابری ارزها تا چهار یا پنج رقم اعشار محاسبه میشه. در اغلب موارد، در ارزهای اصلی به جز ین ژاپن، برابری ارزها به شکل یک رقم صحیح و چهار رقم اعشار آورده میشن. در این جفت ارزها، به رقم چهارم بعد از اعشار، پیپ (Pips) یا پوینت (Point) میگن.
مثلاً اگه قیمت یورو به دلار از ۱٫۰۷۵۲ به ۱٫۰۷۵۴ برسه، میگیم ۲ پیپ افزایش یافته. یا اگه قیمت پوند به دلار از ۱٫۲۵۸۰ به ۱٫۲۵۷۰ برسه، میگیم ۱۰ پیپ کاهش یافته. این تغییرات کوچیک، تو حجمهای بالا، سود و زیان قابل توجهی رو رقم میزنن.
واحد سنجش تغییرات جفت ارزهایی که شامل ین ژاپن میشوند
در جفت ارزهایی که شامل ین ژاپن هستن (مثل USD/JPY) و طبق آنچه گفته شد تا دو یا سه رقم اعشار محاسبه میشن، رقم دوم بعد از اعشار رو پیپ یا پوینت مینامیم. به عنوان مثال اگه قیمت GBP/JPY از ۱۸۸٫۹۹ به ۱۸۸٫۸۸ برسه، میگیم ۱۱ پیپ کاهش یافته. البته تو بعضی بروکرها، ممکنه پیپ، رقمهای پنجم و سوم بعد از اعشار باشه که باید به مشخصات بروکری که باهاش کار میکنید، دقت کنید.
یکی از مهمترین مسائل برای معاملهگران در بازار فارکس، محاسبه ارزش دلاری هر پیپ هست. این عدد ثابت نیست و بر اساس قیمت جاری بازار و حجم معامله شما تغییر میکنه. با دونستن این ارزش، میتونیم سود و زیان احتمالی معاملهمون رو محاسبه کنیم.
| نوع جفت ارز | فرمول محاسبه ارزش دلاری هر پیپ (برای یک لات استاندارد) |
|---|---|
| دلار ارز پایه (مثال: USD/CHF) | (۰.۰۰۰۱ / نرخ فعلی جفت ارز) * حجم لات * نرخ USD |
| دلار ارز ثانویه (مثال: EUR/USD) | ۰.۰۰۰۱ * حجم لات |
| دارای ین ژاپن (مثال: USD/JPY) | (۰.۰۱ / نرخ فعلی جفت ارز) * حجم لات * نرخ USD |
همونطور که از جدول بالا مشخصه، ارزش دلاری هر پیپ رقم ثابتی نیست، چون بر اساس قیمت جاری بازار تعیین میشه. بخاطر داشته باشید که فرمولهای فوق، بر اساس قوانین معمول در بازاره و امکان داره یک شرکت کارگزاری از قواعد مشابه دیگری پیروی کنه. همیشه قبل از شروع معامله، با ابزارهای محاسبهگر پیپ بروکرتون کار کنید تا دقیقاً بفهمید هر پیپ چقدر ارزش داره.
هزینههای معاملاتی در بازار فارکس
هیچ کسب و کاری رایگان نیست و فارکس هم از این قاعده مستثنی نیست. بانکها، بروکرها و سایر ذینفعان با ارائه خدمات به معاملهگران، درآمد کسب میکنن. پس وقتی شما معاملهای رو باز میکنید، باید هزینههایی رو پرداخت کنید. شناخت این هزینهها برای محاسبه سود و زیان واقعی شما حیاتیه.
اولین و مهمترین هزینه معاملاتی در بازار فارکس، اسپرد (Spread) هست. اسپرد به عنوان اختلاف بین قیمت خرید (Ask) و قیمت فروش (Bid) یک جفت ارز تعریف میشه و معمولاً به صورت پیپ محاسبه میشه. بروکرها بخش عمده درآمدشون رو از همین اسپرد کسب میکنن.
مفهوم دیگری به نام کمیسیون (Commission) وجود داره. بعضی بروکرها علاوه بر اسپرد، برای هر معامله مبلغ ناچیزی رو به عنوان کمیسیون از حساب شما کسر میکنن. این مبلغ بر اساس نماد، نوع حساب و حجم مبادلات متفاوت هست.
اگه معامله شما تا روز بعد باز بمونه، مبلغی بر اساس نرخ بهره ارز یا دارایی پایه از حساب شما کسر یا به حساب شما اضافه میشه که به این مبلغ سوآپ (Swap) یا نرخ بهره شبانه میگن. سوآپ میتونه مثبت یا منفی باشه و بستگی به تفاوت نرخ بهره دو ارز در جفت ارز داره.
بطور کلی، این هزینهها در کارگزاریهای مختلف متفاوته و این شرکتها برای حفظ و جذب مشتریان بیشتر، تمهیدات تخفیفی مختلفی در تمام موارد مذکور ارائه میدن. طبق تجربه من، انتخاب بروکری با اسپرد و کمیسیون رقابتی و سوآپ منصفانه، میتونه تاثیر زیادی روی سودآوری بلندمدت شما داشته باشه.
اهرم افزایش سرمایه لوریج (Leverage)
تغییر نرخ ارزها در بازار فارکس معمولاً روزانه کمتر از ۱% هست. حالا تصور کنید با سرمایه ۱۰۰ دلار، اگه بتونید این یک درصد تغییر نرخ رو به نفع خودتون تموم کنید، باز هم سود روزانه شما نهایتاً ۱ دلار خواهد بود. با این حساب، برای معاملهگران خرد و کم سرمایه که اکثر مخاطبان ما از این دسته هستن، تغییر نرخ یک درصدی بسیار کمه و ارزش سرمایهگذاری و فعالیت در این بازار رو نداره.
اینجاست که میتونید از اهرمی به نام لوریج (Leverage) استفاده کنید. لوریج به شما اجازه میده تا با سرمایه کمتری، حجم معاملات بزرگتری رو کنترل کنید. بسته به نوع کارگزاری که انتخاب میکنید، سرمایه شما در هنگام معامله ۱۰ تا حتی ۱۰۰۰ برابر سرمایه اصلی محاسبه میشه.
یعنی اگه سرمایه اصلی شما ۱۰۰ دلار باشه، با اهرم ۱:۱۰۰ میتونید به اندازه ۱۰,۰۰۰ دلار ریسک کنید و اگه بتونید به اندازه ۱% تغییر نرخ روزانه ارزها سود کنید، در یک روز ۱۰۰ دلار سود کردهاید که به اندازه ۱۰۰% سرمایه اولیه شماست! اما مثال معروف و پرکاربردی در بازار فارکس میگه:
اهرم (لوریج) یک شمشیر دو لبه است.
یعنی با اینکه سود شما بیشتر از میزان سود سرمایه اصلی است و به شما تعلق میگیرد، اما اگر ضرر کنید، در مثال بالا بازهم به اندازه ۱۰۰ دلار ضرر کردهاید که کل این مبلغ از سرمایه اصلی شما کسر خواهد شد و باعث میشه سرمایه شما زودتر از آنچه انتظار دارید به سمت صفر شدن بره. این چیزیه که خیلی از تازهکارها متوجهش نمیشن و سرمایهشون رو از دست میدن.
اهرم لوریج میتواند سودها را صدها برابر و ضررها را نیز صدها برابر کند.
استفاده از لوریج بالا، ریسک معاملات رو به شدت افزایش میده. همیشه با احتیاط و با درک کامل ریسکها از لوریج استفاده کنید.
پلتفرمهای تحلیلی و معاملاتی در بازار فارکس
در مقاله گذشته با کارگزار و انواع کارگزاریها از لحاظ نوع اتصال به هسته مرکزی بازار جهانی آشنا شدیم. ارتباط کارگزارها با معاملهگران و اتصال معاملهگران به بازار جهانی از طریق یک پلتفرم تحلیلی معاملاتی صورت میگیره. معروفترین پلتفرم توسط یک شرکت روسی به نام MetaQuotes ساخته شده است. این نرمافزار با نام تجاری MetaTrader در نسخههای ۴ و ۵ برای انواع سیستم عاملها از جمله ویندوز، مک، اندروید و IOS به صورت رایگان در دسترس هست.
کارگزارها در پلتفرمهای معاملاتی انواع حسابهای معاملاتی رو ارائه میدن که هر معاملهگر بسته به شرایط و نوع معامله میتونه این حسابها رو انتخاب و شروع به معامله کنه. اما به طور کلی حسابهای معاملاتی به دو دسته تقسیم میشن:
- حسابهای معاملاتی واقعی (Real)
- حسابهای آزمایشی (Demo)
حسابهای معاملاتی آزمایشی (Demo)
حسابهای معاملاتی آزمایشی به دلیل ریسک بالای بازار فارکس برای معاملهگران تازهوارد طراحی شده تا این افراد بتونن بدون سرمایه واقعی و در شرایط کاملاً واقعی بازار، داد و ستد نموده و تجربه کسب کنن. هدف اصلی حسابهای آزمایشی، پیشگیری از نابودی سرمایه افراد غیرحرفهای در این بازاره.
طبق توصیه من و بسیاری از کارشناسان مالی و مربیان معاملهگری، زمانی که توانستید در حساب تمرینی به سود مستمر دست یابید، اقدام به افتتاح حساب معاملاتی واقعی نمایید. عجله کردن تو این مرحله، بزرگترین اشتباهیه که میتونی مرتکب بشی.
دستورات معاملاتی در بازار فارکس
هر نوع معامله در بازار فارکس با مشخص شدن چهار شاخص دستوری انجام میپذیره:
- نوع جفت ارز
- حجم معامله
- تعیین دستور خرید یا فروش
- قیمت ورودی
معاملات در بازار فارکس به دو شکل کلی انجام میپذیره:
- Market Order (سفارش لحظهای)
- Pending Order (سفارش در حال انتظار)
آشنایی با Market Orders (سفارشات لحظهای)
این دستور زمانی استفاده میشه که شما به صورت لحظهای و دستی، با نرخ همان لحظه جفت ارز وارد معامله میشید. در واقع شما پشت سیستم نشستید و نرخ جفت ارزها رو رصد میکنید و در هر زمان که به نظرتون مناسب بود، با تعیین چهار شاخصی که در بالا ذکر شد، وارد معامله میشید. به این دستورات، دستورات لحظهای یا Market Order گفته میشه. این سریعترین راه برای ورود به بازاره.
آشنایی با Pending Order (سفارشات در حال انتظار)
گاهی اوقات شما با بررسی بازار به این نتیجه رسیدید که قیمتی بالاتر یا پایینتر از قیمت این لحظه بازار برای ورود شما به معامله مناسبتره. در این زمان شما دستوری رو برای بروکر (کارگزار) ارسال میکنید که هر زمان بازار به نرخی که شما در نظر گرفتهاید رسید، معاملهای رو برای شما باز کنه. دیگه نیاز نیست که دائم پشت سیستم نشسته باشید و منتظر رسیدن قیمت به نرخ مورد نظرتان بمانید. به عنوان مثال اگر قیمت جفت ارز EUR/USD برابر ۱٫۰۷۵۰ باشد، معاملهگر میتواند یک دستور به کارگزار ارسال کند که اگر قیمت به ۱٫۰۷۸۰ رسید، خرید یا فروشی برای وی انجام دهد.
دستورات معلق نسبت به دستورات بازاری دارای یک پارامتر اضافی یعنی زمان میباشند. در زیر دو نمونه از این دستورات بسته به جهت و قیمت توضیح داده میشود:
۱- GTC (Good till cancelled): دستوری که تا زمانی که معاملهگر آن را باطل نکند، در بازار آماده فعال شدن باقی میماند.
۲- GFD (Good for day): دستوری که تا پایان همان روز کاری اعمال دستور آماده باقی میماند و در صورت اتمام روز کاری، دستور غیر فعال میشود. اتمام روز، ساعت توافقی کارگزار میباشد که از قبل به اطلاع سرمایهگذار رسیده است. اغلب کارگزاران ساعت ۲۴ گرینویچ را پایان روز کاری خود قرار میدهند و دستورات GFD در صورت فعال نشدن در این ساعت ابطال میشود.
انواع Pending Order
انواع Pending Order غیر از مبحث زمان فعالسازی، به قیمت فعالسازی دستور نیز وابستگی دارند و از این لحاظ به چهار دسته تقسیم میشوند:
۱- Buy Limit: دستور بای لیمیت دستوری است که سفارش خرید در قیمتی پایینتر از قیمت جاری بازار گذاشته میشود. این دستور زمانی استفاده میشود که معاملهگر آغاز روند صعودی را پایینتر از قیمت فعلی بازار پیشبینی میکند.
۲- Sell Limit: دستور سل لیمیت دستوری است که سفارش فروش در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار گذاشته میشود. این دستور زمانی استفاده میشود که معاملهگر آغاز روند نزولی را بالاتر از قیمت فعلی بازار پیشبینی میکند.
۳- Buy Stop: دستور بای استاپ دستوری است که سفارش خرید را در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار قرار میدهد. این دستور زمانی استفاده میشود که معاملهگر آغاز روند صعودی را بالاتر از قیمت فعلی بازار، پیشبینی میکند.
۴- Sell Stop: دستور سل استاپ دستوری است که سفارش فروش را در قیمتی پایینتر از قیمت جاری بازار قرار میدهد. این دستور زمانی استفاده میشود که معاملهگر آغاز روند نزولی را پایینتر از قیمت فعلی بازار، پیشبینی میکند.
این سفارشات در سطوح قیمتی تعیین شده توسط معاملهگر فعال میشوند و ابزاری قدرتمند برای تریدرهایی هستن که نمیتونن ۲۴ ساعته پای چارت باشن.
حد سود (Take Profit) و حد ضرر (Stop Loss) در بازار فارکس
یکی دیگر از مفاهیم پایه در بازار فارکس که اهمیتش از نون شب برای یک تریدر بیشتره، حد سود و حد ضرر است. وقتی وارد یک معامله میشی، اگه قیمت در جهت پیشبینی شما حرکت کنه، سود میکنی. اما اگه خلاف جهت حرکت کنه، ضرر میکنی. این یک واقعیت غیر قابل انکاره.
چیزی که خیلیها نادیده میگیرن اینه که بازار همیشه در یک جهت حرکت نمیکنه. ممکنه بعد از ورود شما، بازار کمی به سمت سود بره و بعد برگرده. اینجا باید قدرت پیشبینی خودت رو بسنجی و قیمتی رو به عنوان حد سود (Take Profit) انتخاب کنی که در اون نقطه از معامله خارج شی.
همچنین، باید میزان ریسک قابل قبول خودت رو تعیین کنی. یعنی اگه بازار خلاف جهت ورود شما به معامله حرکت کرد، در چه قیمتی از بازار خارج شی تا ضرر شما از یک حدی بیشتر نشه. این همون حد ضرر (Stop Loss) هست. تعیین حد سود و حد ضرر بسیار مهمه. من نمیتونم تمام مدت پشت سیستمم بنشینم و حرکت بازار رو رصد کنم. بازار فارکس دارای جهشهای لحظهای زیادیه و ممکنه در یک لحظه کوتاه حرکت وسیعی در خلاف جهت مورد نظر من داشته باشه. در این صورت ممکنه کل سرمایهام رو از دست بدم یا فقط در یک لحظه کوتاه به قیمتی که برای سود در نظر گرفتهام برسم و سرعت من کمتر از اون باشه که به صورت دستی بتونم در همان یک لحظه از معامله خارج شم. حد ضرر و حد سود، ابزارهایی هستن که به شما کمک میکنن تا معاملاتتون رو اتوماتیک مدیریت کنید.
حد ضرر متحرک یا Trailing Stop
همانطور که گفتم، منطق پشت دستور حد ضرر اینه که به جلوگیری از زیان بیشتر کمک کنه. اگر بازار در جهت مخالف حرکت کنه، دستور حد ضرر بهطور خودکار فعال خواهد شد. اما یک نوع دیگر از حد ضرر وجود داره که میتونه به تدریج ضرر معامله رو کاهش بده تا حتی به نقطه سر به سر (Break Even) برسیم: حد ضرر متحرک یا Trailing Stop.
به طور مثال اگر حد ضرر متحرک رو روی ۵۰ پیپ تنظیم کنیم، اگه از همان ابتدا بازار خلاف جهت معامله حرکت کنه، معامله با ۵۰ پیپ ضرر بسته خواهد شد. اما اگر ابتدا بازار در جهت معامله حرکت کنه و قیمت افزایش یابد، سطح ضرر متحرک نیز به سطوح بالاتر خواهد رفت تا زمانی که حد ضرر به نقطه سر به سر یا همان نقطه ورود به معامله برسد. در این صورت ریسک معامله خرید از بین میرود، چرا که با فعال شدن دستور حد ضرر، معامله بدون زیان بسته خواهد شد.
دستور حد ضرر متحرک برای من به عنوان یک معاملهگر، ابزار مفیدی است که برای کاهش تدریجی ریسک معامله استفاده میکنم. با این حال، باید توجه داشت که این دستور با دستور حد ضرر ثابت تفاوت دارد. دستور حد ضرر ثابت در سرور متاتریدر ثبت میشود، بنابراین اگر متاتریدر را در سیستم خود ببندم، دستور حد ضرر فعال خواهد ماند. اما دستور حد ضرر متحرک تنها در بخش کلاینت متاتریدر تعریف و اجرا میشود، بنابراین اگر نرمافزار متاتریدر را ببندم، دستور حد ضرر متحرک غیرفعال خواهد شد. این نکته خیلی مهمه و خیلیها بهش بیتوجهی میکنن.
مفهوم مارجین (Margin) و کال مارجین (Margin Call)
یکی دیگر از مفاهیم پایه در بازار فارکس که مستقیم با سرمایه شما در ارتباطه، مارجین و کال مارجین است. زمانی که وارد یک معامله میشوم، بسته به لوریج حساب و حجمی که برای معامله انتخاب میکنم، بخشی از سرمایهام در آن معامله درگیر میشود. به این بخش درگیر شده مارجین گفته میشود. مارجین در واقع وثیقهای است که بروکر برای باز نگه داشتن معامله شما نیاز دارد.
حال اگر معاملهام وارد ضرر شود به اندازهای که میزان ضرر از مارجین بیشتر شود و به اندازه کل سرمایهام برسد، اصطلاحاً کال مارجین (Margin Call) شدهام. یعنی بروکر به شما هشدار میدهد که سرمایه شما در حال اتمام است و باید یا پول بیشتری واریز کنید یا معاملات خود را ببندید. در نهایت، اگر ضرر ادامه پیدا کند و به یک سطح مشخص برسد، بروکر به صورت اتوماتیک معاملات شما را میبندد تا از منفی شدن حساب شما جلوگیری کند.
البته بسته به نوع بروکری که انتخاب میکنم، گاهی قبل از اینکه کل سرمایهام از دست برود، بروکرم مرا کال مارجین اعلام میکند؛ یعنی ممکن است اگر قانون کال مارجین بروکری ۶۰ درصد باشد، هر زمان که من به اندازه ۶۰ درصد کل سرمایهام ضرر کنم، به صورت اتوماتیک بدون اینکه حد ضرری تعیین کرده باشم، از معامله خارج میشوم. این یک مکانیزم محافظتی برای شماست، اما نشانه اینه که مدیریت ریسکتون درست نبوده.
رویکردهای تحلیلی بازار فارکس
به طور کلی معاملهگران بازار فارکس از سه روش عمده برای تحلیل بازار استفاده میکنن:
فنی (تکنیکال): در تحلیل تکنیکال، معاملهگران با تمرکز بر روی نمودار قیمت، رفتار بازار رو بررسی میکنن. این افراد معتقد هستن هر دلیلی که برای تغییر قیمت وجود داره، روی نمودار دیده میشه. و از این دلایل و تغییرات برای پیشبینی قیمت آینده بازار استفاده میکنن. تکنیکالیستها بر پایه سه نظریه پایه به تجزیه و تحلیل بازار میپردازند:
- تغییر قیمتها هدفمند میباشد.
- قیمتها بر اساس روندها حرکت میکنند.
- در مورد قیمت، تاریخ تکرار میشود.
طبق تجربه من، تحلیل تکنیکال برای پیدا کردن نقاط ورود و خروج دقیق و مدیریت ریسک، فوقالعاده کاربردیه.
بنیادی (فاندامنتال): تحلیلگران فاندامنتال دلایل تغییر قیمت رو در تغییرات سیاسی و اقتصادی کشورها جستجو میکنن. این افراد معتقدند که هر تغییر سیاسی یا اقتصادی یک کشور موجب تغییر ارزش ارز آن کشور و در نتیجه موجب تغییر نرخ جفت ارزها در مقابل یکدیگر میشود. مثلاً افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی یک کشور، میتونه باعث تقویت ارز اون کشور بشه.
ترکیبی (فاندامنتال و تکنیکال): این دسته از معاملهگران برای کاهش ریسک و اطمینان بیشتر از هر دو روش استفاده میکنن. با قوی شدن اقتصاد یک کشور، منتظر افزایش ارزش ارز آن کشور هستن، اما تحلیل تکنیکال رو در نمودار آن جفت ارز نیز بررسی میکنن و هر زمان از هر دو به نتیجه رسیدند، وارد معامله میشن. این رویکرد، رویکرد مورد علاقه منه. بیش از آنکه وابسته به هر کدام از دو دسته بالا باشیم، وابسته به تجربه و ترکیب عوامل گوناگون تغییرات قیمت و عوامل بنیادی هستیم. اینطوری دید جامعتری به بازار پیدا میکنید و تصمیمات پختهتری میگیرید.


