آیا تا به حال حس کردهاید که در دریای پرتلاطم بازار فارکس بدون قطبنما در حال حرکتید؟ توی این بازار، جایی که هر لحظه قیمتها بالا و پایین میشن، داشتن یک نقشه راه دقیق از نون شب هم واجبتره. به عنوان یک تریدر با سالها تجربه، بارها دیدهام که چطور خیلیها بدون اینکه هدف از معامله در بازار فارکس رو درست تعریف کنن، یا حتی یک سبک معاملاتی در بازار فارکس مشخص داشته باشن، وارد میشن و سرمایهشون رو به باد میدن. این مقاله قراره به شما کمک کنه تا یک استراتژی معاملاتی در بازار فارکس اصولی برای خودتون بسازید. فرقی نمیکنه با جفتارزها کار میکنید یا سهام، اصول یکیست.
نقشه راه مقاله
آنچه یاد میگیرید
چرا تعیین هدف، اولین قدم برای سودآوریه؟
چطور سبک معاملاتی خودتون رو پیدا کنید؟
ساخت یک استراتژی معاملاتی قوی و عملیاتی.
مدیریت ریسک به سبک تریدرهای حرفهای.
چرا باید هدف از معامله در بازار فارکس را مشخص کنیم؟
اولین و مهمترین قدم توی این مسیر، تعیین اهدافه. مثل این میمونه که قبل از شروع سفر، ندونی میخوای به کجا برسی. ریسک و بازدهی، دو روی یک سکهاند و هرچی هدف بازدهی بالاتری داشته باشی، ریسک بیشتری هم باید بپذیری. این یک واقعیت تلخه که خیلیها دوست ندارن بشنون، اما تجربه نشون داده که نادیده گرفتنش، عواقب سنگینی داره.
مثلاً اوراق قرضه خزانهداری آمریکا رو در نظر بگیرید؛ کمترین ریسک و بازدهی تضمین شده. در مقابل، سهام شرکتهای با رشد بالا رو داریم که پتانسیل بازدهی (و البته ریسک) خیلی بیشتری دارن. توی بازار فارکس هم همینطوره. معامله روی جفتارزهایی مثل یورو/فرانک (EUR/CHF) ریسک کمتری نسبت به طلا داره، اما خب، پتانسیل سودش هم کمتره.
پس طبیعیه که اول مشخص کنید هدف شما از معاملهگری در بازار فارکس چقدر سود در ماهه. اما اینجا یک نکته طلایی وجود داره: هدفتون رو به درصد مشخص کنید، نه صرفاً یک عدد. اینجوری میتونید با دید بازتری ریسکها رو مدیریت کنید و برنامهریزی واقعبینانهتری برای تعیین سبک و استراتژی معاملاتی خودتون داشته باشید.
انتخاب سبک معاملاتی در بازار فارکس: پیدا کردن جایگاه شما در بازار
خب، حالا که میدونید کجا میخواید برید، باید ببینید چطور میخواید به اونجا برسید. سبک معاملاتی در بازار فارکس شما، مثل سبک بازی یک فوتبالیست میمونه؛ آیا تهاجمی هستید یا دفاعی؟ دوست دارید سریع گل بزنید یا با صبر و حوصله موقعیتسازی کنید؟
بازده مورد انتظار و ریسک مورد نظرتون، مستقیماً روی سبک معاملاتی شما تاثیر میذاره. اگر هدف شما درآمد ثابت و امنیت سرمایه است، پس دنبال سودهای سریع و پرریسک نباشید. اما اگه دنبال سودهای بالا و حاضرید ریسک بیشتری رو بپذیرید، استراتژیهای کوتاهمدت و معامله توی تایمفریمهای پایین میتونه سبک شما باشه.
سبکها خیلی متنوعاند؛ از معاملهگرانی که دنبال 15 درصد سود فصلی هستند تا سرمایهگذارانی که میخوان از روندهای بلندمدت اقتصاد کلان استفاده کنند. در این بین، معاملهگران نوسانگیر (Swing Traders) که معاملات 1 تا 5 روزه دارن، یا پوزیشن تریدرها (Position Traders) با معاملات 1 تا 8 هفتهای و سرمایهگذاران بلندمدت با دید 1 تا 2 ساله هم وجود دارن.
چیزی که اکثر تریدرها نادیده میگیرند، اینه که سبک معاملاتی شما باید با میزان تعهد زمانی و روحی شما همخوانی داشته باشه. معاملهگر روزانه (Day Trader)، نیاز به تمرکز و انرژی بالایی داره، باید دائم پای چارت باشه و سریع تصمیم بگیره. اهدافش سودهای کوچیک و سریع با حد ضررهای خیلی محدودن. اما یک معاملهگر میانمدت میتونه با چک کردن چارتها در پایان روز هم موفق باشه و روی حرکات 1 تا 8 هفتهای قیمت تمرکز کنه. پس، اطمینان حاصل کنید که سطح تعهد شما با سبک تجارتتون متناسبه. هرچی بیشتر معامله میکنید، تعهدتون به چارت و پایبندی به قوانین استراتژیتون هم باید بالاتر باشه.
ساخت یک استراتژی معاملاتی در بازار فارکس, سهام و هر دارایی دیگر: نقشه راه عملیاتی شما
حالا میرسیم به بخش اصلی، یعنی ساخت استراتژی معاملاتی در بازار فارکس, سهام و هر دارایی دیگهای که روش کار میکنید. استراتژی شما، جزئیات عملیاتی رسیدن به اهدافتونه، بر اساس سبک و تعهدی که دارید. از اونجایی که استراتژیهای زیادی وجود داره، بیایید با هم یک مثال واقعی رو بررسی کنیم تا مفهوم شفافتر بشه.
مثال عملی: پلن معاملاتی یک تریدر واقعی
هدف: فرض کنید من خودم، به عنوان یک تریدر، هدفم بازدهی 50 تا 70 درصدی در سال باشه. این هدف، ریسک بالایی داره، پس طبق تجربه، فقط 5 تا 10 درصد از کل سرمایهام رو به این استراتژی اختصاص میدم. مابقی رو توی استراتژیهای کمریسکتر سرمایهگذاری میکنم تا ریسک کلی پورتفویام مدیریت بشه.
سبک معاملاتی: با اینکه دوست دارم بازار رو در طول روز دنبال کنم، اما نمیتونم تعهد لازم برای معاملات روزانه رو داشته باشم. پس یک سبک معاملاتی هفتگی رو دنبال میکنم و به دنبال تغییرات قیمت 1 تا 8 هفتهای بر اساس نمودارهای پایان روز هستم. اندیکاتورهای من به سه دسته محدود میشن که بیشترین تاثیر رو با پرایس اکشن (کندلهای شمعی) و الگوهای نمودار دارن.
مدیریت سرمایه، قلب هر استراتژی موفقه. قبل از ورود به هر معامله، باید بدونید کجا از اون خارج میشید، چه با سود و چه با ضرر. من خودم حداکثر 5% از سرمایه اختصاص داده شده به این استراتژی رو برای هر معامله ریسک میکنم. این یعنی اگه 21,000 دلار برای این استراتژی کنار گذاشته باشم، حداکثر ریسک من روی هر معامله 1050 دلاره. استراتژی خروج برای سیو سود هم به همین اندازه مهمه و باید از قبل مشخص بشه.
استراتژی معاملاتی: استراتژی من اینه که سهام یا جفتارزهای با روند هفتگی (بلندمدت) صعودی رو نزدیک سطح حمایت، و با روند هفتگی (بلندمدت) نزولی رو نزدیک سطح مقاومت معامله کنم. علاوه بر این، دنبال چارتهایی میگردم که واگرایی مثبت (یا منفی) در اندیکاتورهای مومنتوم اصلی و همچنین نشانههایی از انباشت (Accumulation) یا توزیع (Distribution) رو نشون بدن.
اندیکاتورهای من شامل دو شاخص مومنتوم (PPO و Slow Stochastic Oscillator) و یک نشانگر حجم (Accumulation/Distribution Line) هستن. PPO جهت بازار رو نشون میده و Slow Stochastic سطح اشباع خرید یا فروش رو. به عنوان محرک یا سیگنال ورود، از الگوهای کلیدی کندل استیک که نشاندهنده تغییر قیمت و گپها هستند، استفاده میکنم.
این فقط یک استراتژی فرضیه که اهداف رو با سبک و تعهد ترکیب میکنه. چیزی که خیلیها فراموش میکنن، اینه که میتونید چند استراتژی مختلف داشته باشید. مثلاً یک استراتژی تهاجمی (پرخطر) برای بخش کوچکی از سرمایه و یک استراتژی نسبتاً محافظهکارانه (حفظ سرمایه) برای بخش عمده داراییتون.
این نکته رو با آب طلا بنویسید: هیچوقت بیش از 5 تا 10 درصد از کل سرمایهتون رو به استراتژیهای پرریسک اختصاص ندید. فشار روانی از دست دادن بخش بزرگی از سرمایه توی این بخش، میتونه کل معاملات محافظهکارانه شما رو هم تحت تاثیر قرار بده و تصمیمات اشتباهی بگیرید. پس، فارغ از اینکه چقدر سرمایه دارید و از چه استراتژیای استفاده میکنید، همیشه این قانون رو رعایت کنید.

