چند بار شده که فکر کردید یک سطح حمایت یا مقاومت رو درست تشخیص دادید، اما بازار درست از همونجا برگشته و شما رو با یک استاپلاس بدرقه کرده؟ اگه مثل من سالهاست تو این بازار نفس میکشید، حتماً این سناریو براتون آشناست. مشکل کجاست؟ شاید دیدگاه شما به سطوح حمایت و مقاومت پرایس اکشن کمی نیاز به آپدیت داشته باشه.
اینجا قرار نیست از تعاریف کتابی خستهکننده حرف بزنیم؛ قراره با هم بریم سراغ هسته اصلی قضیه، اون چیزی که واقعاً تو چارت اتفاق میافته و چطور میتونیم ازش پول دربیاریم. آمادهاید تا این ابزار حیاتی رو مثل یک حرفهای درک کنید؟ پس بزن بریم!
نقشه راه مقاله
آنچه یاد میگیرید
چرا تکیه بر “خطوط” حمایت و مقاومت اشتباهه و چطور باید “محدودهها” رو پیدا کنید.
نقش حیاتی کندلهای بزرگ، سایهها و گپها در شناسایی نقاط برگشتی واقعی.
چطور با استفاده از سوئینگهای SH و SL، سقفها و کفهای معتبر بازار رو کشف کنید.
رازهای تریدرهای حرفهای برای ورود و خروج دقیقتر بر اساس پرایس اکشن.
ببینید، برای من، سطوح حمایت و مقاومت پرایس اکشن فقط یه ابزار تحلیلی نیستن؛ اونا قلب تپنده بازارن. جایی که جنگ بین خریدار و فروشنده به اوج خودش میرسه و تکلیف جهت بعدی قیمت مشخص میشه. در واقع، این سطوح نقاطی هستن که عرضه و تقاضا به تعادل میرسن یا یکی بر دیگری غلبه میکنه و قیمت رو مجبور به توقف یا تغییر مسیر میکنه.
فکر کنید به سطح حمایت به عنوان یک کف نامرئی. قیمتی که وقتی بازار بهش میرسه، خریدارها مثل فنر جمع میشن و اجازه نمیدن قیمت بیشتر از اون پایین بره. تقاضا اونقدر زیاد میشه که عرضه دیگه حرفی برای گفتن نداره و قیمت رو دوباره هل میده بالا.
حالا سطح مقاومت دقیقاً برعکسه. یه سقف نامرئی که وقتی قیمت بهش میخوره، فروشندهها وارد عمل میشن. عرضه اونقدر زیاد میشه که جلوی هرگونه صعود بیشتر رو میگیره و قیمت رو دوباره به سمت پایین هل میده. ساده به نظر میاد، نه؟ اما همین سادگی، عمق زیادی داره که خیلیها ازش غافل میشن.
سطوح حمایت و مقاومت پرایس اکشن: فراتر از خطوط ساده
اگه فکر میکنید رسم سطوح حمایت و مقاومت پرایس اکشن فقط یه خط کشیدن ساده رو چارت هست، باید بگم که سخت در اشتباهید! این کار نیازمند درک عمیقتری از پویایی عرضه و تقاضا در بازار هست. همونطور که قبلاً هم بارها تاکید کردم، بازار چیزی جز رقص عرضه و تقاضا نیست. اگه این مفهوم رو درست درک نکنید، هر خطی که بکشید، فقط یه خط روی چارت خواهد بود، نه یه سطح حیاتی برای تصمیمگیری معاملاتی.
چطور “محدوده”های حمایت و مقاومت رو پیدا کنیم؟
اگه تا حالا حمایت و مقاومت رو به صورت یه خط باریک و دقیق روی چارت میدیدید، باید بگم که دقیقاً همین طرز فکر میتونه دلیل اصلی ضررهاتون باشه! بازار اینقدر دقیق و ریاضیوار عمل نمیکنه که به یک عدد خاص واکنش نشون بده. در واقعیت، ما با “محدودهها” سر و کار داریم، نه “خطوط”.
قلهها و درههای قبلی روی چارت شما، نه یک خط، بلکه یک “محدوده” رو برای حمایت و مقاومت تشکیل میدن. اشتباه رایج اینه که تریدرها سعی میکنن یک قیمت دقیق رو به عنوان حمایت یا مقاومت در نظر بگیرن. اما طبق تجربه من، بازار بارها و بارها این خطوط فرضی رو میشکنه، کمی پایینتر یا بالاتر میره و بعد به مسیر اصلی برمیگرده. اینجاست که خیلیها استاپلاس میخورن و بعد میبینن که تحلیلشون درست بوده، اما ورودشون غلط!
پس راه حل چیه؟ شما باید دنبال “زون” یا “محدوده” باشید. محدودهای که بیشترین قلهها و درهها رو در خودش جا داده باشه. این محدوده مثل یک منطقه بافر عمل میکنه و به شما اطمینان خاطر بیشتری میده. نکته طلایی اینه: اون سطوحی مهمترن که قیمت بهشون “واکنش” نشون داده، نه فقط اونایی که قیمت یه مدت توشون نوسان کرده. واکنش یعنی برگشت قوی، نه فقط بازی کردن دور و بر یه محدوده. به تصویر زیر دقت کنید تا منظورم رو بهتر متوجه بشید:
نقش کندلهای بزرگ در تشخیص محدودههای حمایت و مقاومت
یکی از اشتباهات رایج، استفاده از ابتدا و انتهای یک کندل بزرگ برای تعیین محدوده حمایت یا مقاومت هست. این کار ضریب خطای شما رو به شدت بالا میبره و عملاً بیفایده است. وقتی با یک کندل بزرگ روبرو میشید که خودش به تنهایی یک حرکت قوی رو نشون میده، باید هوشمندتر عمل کنید.
طبق تجربه من، در چنین مواقعی، بهتره به جای کل کندل، روی نقاط کلیدی مثل Low کندلهای مجاور یا نقاطی که قیمت در اونجا واکنشهای قبلی نشون داده، تمرکز کنید. مثلاً، میتونید Low کندل ۱ و Low کندل ۲ رو (همونطور که در تصویر میبینید) به عنوان یک محدوده حمایتی معتبر در نظر بگیرید. این کار به شما یک “زون” واقعی میده که بازار احتمالاً بهش واکنش نشون میده، نه یک خط فرضی.
البته، ابزارهای دیگه مثل پیوت پوینتها (Pivot Points) یا میانگین متحرک (Moving Average) هم میتونن به عنوان فیلترهای کمکی عمل کنن، اما هسته اصلی همیشه پرایس اکشن خالصه. انتخاب درست این زونها نیازمند چشم ورزیده و تمرین زیاده. عجله نکنید و با دقت این کار رو انجام بدید.
وقتی کندلها از هم فاصله دارن: پیدا کردن محدوده حمایت و مقاومت
اینجا یه نکته مهم دیگه هست: همیشه لازم نیست که کندلها کنار هم باشن تا بتونید یک محدوده حمایت یا مقاومت رو پیدا کنید. بازار همیشه تمیز و مرتب نیست! گاهی اوقات، دو کندل با فاصله از هم، میتونن نقاط مهمی رو برای تشکیل یک زون حمایتی یا مقاومتی به ما نشون بدن.
همونطور که در تصویر میبینید، حتی با وجود فاصله بین دو کندل، کفهای قیمتی اونها میتونن یک محدوده حمایتی رو تشکیل بدن. این نشون میده که خریدارها در اون منطقه قبلاً فعال بودن و احتمال داره دوباره هم وارد بشن. همین منطق برای محدودههای مقاومتی هم صدق میکنه.
مهم اینه که شما بتونید “حافظه بازار” رو بخونید. بازار نقاطی که قبلاً در اونجا واکنش نشون داده رو به خاطر میاره، چه اون نقاط نزدیک هم باشن چه با فاصله. به تصویر زیر دقت کنید تا یک نمونه از محدوده مقاومت رو ببینید:
در کل، درک سطوح حمایت و مقاومت، چه به صورت خطوط افقی (که کمتر توصیه میکنم) و چه به صورت کندلها و محدودهها، برای هر تریدری حیاتیه. این نقاط جایی هستن که قیمت نفس میگیره، مکث میکنه یا جهت عوض میکنه. اما یادتون باشه، بازار زنده است و این سطوح هم ثابت نیستن. باید دائم چارت رو رصد کنید و این سطوح رو آپدیت کنید. چیزی که امروز یک حمایت قوی بوده، ممکنه فردا بشکنه و به مقاومت تبدیل بشه. این پویایی رو باید درک کنید.
بیشتر بخوانید:
بروکرهای مورد تایید تجارت فارکس
بروکر آمارکتس
بروکر لایت فارکس
بروکر کپیتال اکستند
سایهها (Shadows): فاشکنندههای نیت واقعی بازار در سطوح حمایت و مقاومت
اگه میخواید مثل یک تریدر حرفهای چارت رو بخونید، باید به سایههای کندلها توجه ویژهای داشته باشید. این سایهها، یا همون شادوها، اطلاعات فوقالعادهای درباره جنگ بین خریدار و فروشنده به شما میدن.
یک کندل با سایه بلند، خصوصاً در نزدیکی یک سطح حمایت یا مقاومت، مثل یک فریاد بلند از طرف بازار عمل میکنه. سایه بلند بالایی در نزدیکی مقاومت نشون میده که خریدارها سعی کردن قیمت رو بالا ببرن، اما فروشندهها با قدرت وارد شدن و قیمت رو پس زدن. برعکس، سایه بلند پایینی در نزدیکی حمایت، نشوندهنده تلاش فروشندهها برای پایین آوردن قیمت و مقاومت شدید خریدارهاست.
این سایههای بلند، اغلب پیشزمینهای برای تغییر جهت بازار هستن یا حداقل نشون میدن که یک سطح چقدر قویه. اگه یه کندل با سایه بلند در یک سطح مقاومت شکل بگیره و قیمت برگرده، یعنی اون مقاومت واقعاً داره کار میکنه و اعتبار داره. اما اگه سایهها کوتاه باشن؟ این نشونه بیتفاوتی بازار یا عدم وجود فشار قوی از هیچ سمتیه. در چنین شرایطی، معمولاً بازار در حالت رنج (Range) قرار داره یا منتظر یک کاتالیزور جدیده.
پس، به جای اینکه فقط به بدنه کندل نگاه کنید، طول سایهها رو هم در نظر بگیرید. گاهی اوقات، همین طول سایه میتونه کل محدوده حمایت یا مقاومت شما رو تشکیل بده. به تصویر زیر نگاه کنید تا ببینید چطور طول شادو میتونه به عنوان یک زون حمایتی عمل کنه:
گپها (Gaps): حفرههایی که به سطوح حمایت و مقاومت پرایس اکشن تبدیل میشوند!
گپها! این شکافهای قیمتی روی چارت، نه تنها نشوندهنده یه حرکت ناگهانی و قوی هستن، بلکه میتونن به عنوان سطوح حمایت و مقاومت فوقالعاده قدرتمندی عمل کنن. یه گپ یعنی بازار با چنان هیجانی (خرید یا فروش) باز شده که هیچ معاملهای بین دو قیمت صورت نگرفته. این خودش یه پیام قویه.
طبق تجربه من، گپها اغلب مثل آهنربا عمل میکنن. قیمت ممکنه بعد از ایجاد گپ، به سمت اون برگرده تا “پرش” کنه. اما نکته جالب اینجاست که بعد از پر شدن گپ، یا حتی قبل از پر شدنش، لبههای گپ میتونن به سطوح حمایت یا مقاومت تبدیل بشن. این یعنی اون منطقه برای بازار از اهمیت ویژهای برخورداره.
گپها نشونهای از عدم تعادل شدید بین عرضه و تقاضا هستن. یه گپ صعودی نشوندهنده تقاضای بسیار زیاد و یه گپ نزولی نشوندهنده عرضه بسیار زیاده. پس، وقتی قیمت به محدوده یک گپ قبلی برمیگرده، انتظار واکنش داشته باشید. این واکنش میتونه یه برگشت قوی باشه یا حداقل یه مکث و نوسان در اون منطقه.
همونطور که در تصاویر بالا و پایین میبینید، بازار بارها به محدوده گپها واکنش نشون داده. این یک الگوی تکراری و قدرتمند در پرایس اکشنه که نباید نادیدهاش بگیرید:
سوئینگهای SH و SL: قطبنماهای شما برای یافتن سطوح حمایت و مقاومت پرایس اکشن
حالا میرسیم به یکی از تکنیکهای واقعاً کاربردی برای پیدا کردن نقاط برگشتی و به تبع اون، محدودههای حمایت و مقاومت: سوئینگهای SH و SL. اینا فقط یه سری حروف اختصاری نیستن؛ اینا به شما کمک میکنن تا “چرخشهای” واقعی بازار رو پیدا کنید.
SH (Swing High) یعنی جایی که قیمت از صعود به نزول تغییر جهت داده و SL (Swing Low) هم برعکسه، یعنی قیمت از نزول به صعود برگشته. اما مهم اینه که چطور این نقاط رو دقیقاً تشخیص بدیم و ازشون برای معاملاتمون استفاده کنیم؟
وقتی شما این سوئینگها رو درست تشخیص بدید، عملاً دارید نقاطی رو پیدا میکنید که بازار در اونجا تصمیم به تغییر مسیر گرفته. این نقاط به طور طبیعی به محدودههای حمایت و مقاومت تبدیل میشن و میتونن بهترین نقاط ورود یا خروج برای شما باشن. در ادامه، با مثالهای تصویری نشونتون میدم که چطور این سوئینگها رو روی چارت پیدا کنید و ازشون برای رسم دقیقتر سطوح حمایت و مقاومت استفاده کنید.
سوئینگ های بالا (Swing High – SH): شناسایی سقفهای واقعی
سوئینگ های بالا یا SH، همونطور که از اسمش پیداست، جاییه که قیمت به یه سقف میرسه و بعد شروع به ریزش میکنه. اما فقط یه High ساده نیست! برای اینکه یه نقطه رو به عنوان SH معتبر در نظر بگیرید، باید یه الگوی خاص رو ببینید:
شما به یه کندل یا مجموعهای از کندلها نیاز دارید که High اونها از High دو کندل قبلی و دو کندل بعدی خودشون بالاتر باشه. به عبارت دیگه، High وسطی، بالاترین High در اون منطقه است و کندلهای اطرافش Highهای پایینتری دارن. این نشون میده که خریدارها قدرت خودشون رو از دست دادن و فروشندهها دارن کنترل بازار رو به دست میگیرن.
این الگو یک سیگنال قوی برای برگشت نزولی و تشکیل یک سطح مقاومت بالقوه است. وقتی این رو میبینید، بدونید که احتمالاً یه سقف معتبر پیدا کردید. به تصویر زیر دقت کنید:
اینجا دیگه بحث حدس و گمان نیست؛ این یک الگوی اثبات شده در پرایس اکشنه که به شما میگه فشار فروش داره غالب میشه. البته، همیشه باید با ابزارهای دیگه و در تایمفریمهای مختلف هم تاییدش کنید.
سوئینگ های پایین (Swing Low – SL): یافتن کفهای معاملاتی
حالا دقیقاً برعکس SH، ما سوئینگ های پایین یا SL رو داریم. این همون جاییه که قیمت به یه کف میرسه و بعد شروع به صعود میکنه. الگوی SL هم به همون اندازه SH قدرتمنده:
برای تشخیص SL، شما به یه کندل یا مجموعهای از کندلها نیاز دارید که Low اونها از Low دو کندل قبلی و دو کندل بعدی خودشون پایینتر باشه. یعنی Low وسطی، پایینترین Low در اون منطقه است و کندلهای اطرافش Lowهای بالاتری دارن. این نشوندهنده اینه که فروشندهها قدرت خودشون رو از دست دادن و خریدارها دارن وارد عمل میشن.
این الگو یک سیگنال قوی برای برگشت صعودی و تشکیل یک سطح حمایت بالقوه است. وقتی شما یک SL معتبر پیدا میکنید، در واقع یک نقطه قوت در بازار رو پیدا کردید که میتونه برای ورود به پوزیشن خرید یا خروج از پوزیشن فروش عالی باشه.
با ترکیب درک درست از SH و SL، شما میتونید نقاط کلیدی رو روی چارت پیدا کنید که به احتمال زیاد بازار بهشون واکنش نشون میده. این نقاط، همون محدودههای حمایت و مقاومت واقعی هستن که میتونن استراتژی معاملاتی شما رو متحول کنن. تمرین کنید تا چشمتون به این الگوها عادت کنه؛ اونا کلید موفقیت شما در پرایس اکشن هستن.
سوالات متداول درباره سطوح حمایت و مقاومت پرایس اکشن
4.6/5 – (10 امتیاز)






درود به شما
بابت این آموزشها، از شما سپاسگزارم
تو بحث پیدا کردن حمایت ها و مقاومت ها، هیچ اشاره ایی به تایم فریم نشده، مثلا تریدر اسکلپر که تایم 5 دقیقه کار می کنه، تو چه تایمی باید حمایت مقاومتها رو پیدا کنه؟ همینطور کدوم نواحی رو باید حمایت مقاومت بگیره مثلا تو یه چارت در یک بازه زمانی خاصی، ممکنه 20 تا سوئئینگ یا برگشت داشته باشیم، همه اینا رو باید نواحی حمایت مقاومت رسم کنه؟
سپاس از پاسخ های شما
سلام وقت بخیر
در مورد حمایت و مقاومت مقالات مختلفی در سایت ارائه شده که بصورت تکمیلی هم هستند و میتونید عبارت حمایت و مقامت رو در سایت جستجو کنید تا به این مقالات هم دسترسی داشته باشید
سلام اموزشتون خوب بود منتهی خیلی سطحی هسش ب نظرم نکته های مهمهی در کف ها و سقف ها یا همون مقاومت ها و حمایت های پرایس اکشن هستند ک باید بهشون اشاره بشه تا پرایس اکشن رو از ما بقی تحلیل ها متمایز کنه