شما هم مثل من، احتمالاً از دیدن صدها اندیکاتور و استراتژی پیچیده خسته شدید. راستش را بخواهید، بازار پیچیده نیست، ما خودمان پیچیدهاش میکنیم! اینجا میخواهیم با رویکرد جان مورفی، استاد بیبدیل تحلیل تکنیکال، به سراغ چارت ساده برویم. رویکرد John Murphy در تحلیل نمودار به شما نشان میدهد چطور با کمترین سر و صدا، بیشترین سیگنال را از بازار بگیرید. بیایید با هم ببینیم چارت ساده جان مورفی چطور میتواند مسیر ترید شما را متحول کند و شما را یک قدم به رتبه اول گوگل نزدیکتر کند.
نقشه راه مقاله
آنچه یاد میگیرید
چرا چارت ساده جان مورفی کلید موفقیت در بازارهای پرنوسان است؟
تحلیل تکنیکال واقعی
تفاوت نگاه John Murphy به تحلیل نمودار با کلیشههای اینترنتی.
شناسایی روندها
چگونه با خطوط روند و کانالها، مسیر حرکت بازار را پیدا کنیم؟
الگوهای قیمتی
آشنایی با الگوهای بازگشتی و ادامه دهنده مثل سر و شانه و مثلث.
زمانبندی دقیق
چطور با ابزارهای جان مورفی، بهترین نقاط ورود و خروج را پیدا کنید؟
جان مورفی، John Murphy و قدرت چارت ساده در تحلیل تکنیکال
زمانهایی بود که دسترسی به دیتای زنده بازار، یک امتیاز لوکس به حساب میآمد. امروز؟ هر کسی با یک اتصال اینترنت و یک پلتفرم تریدینگ، به اقیانوسی از اطلاعات دسترسی داره. اما آیا این همه اطلاعات، لزوماً به سود بیشتر منجر میشه؟ طبق تجربه من، نه! اتفاقاً گاهی اوقات همین حجم از دادهها، ما رو فلج میکنه و باعث میشه از اصل ماجرا غافل بشیم.
اینجاست که رویکرد جان مورفی با چارت ساده خودش، دقیقاً همین مشکل رو هدف قرار میده. او به ما یاد میده چطور از این حجم عظیم اطلاعات، اون بخشهایی رو استخراج کنیم که واقعاً برای تصمیمگیری حیاتی هستن و به قول معروف، “نویز” بازار رو فیلتر کنیم.
یادتونه اواخر دهه ۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ چی شد؟ بازار نزدک مثل موشک رفت بالا، بعد یهو سقوط کرد. سهام تکنولوژی و بیوتک، رهبر بازار بودن. تریدرهایی که اون موقع به دیتای زنده دسترسی داشتن و میدونستن چطور تحلیل نمودار کنن، تونستن از اون نوسانات وحشیانه سود ببرن. اینجاست که اهمیت تحلیل تکنیکال به سبک John Murphy خودش رو نشون میده. اونها میدونستن چطور اطلاعات رو تفسیر کنن و این نکته آخر، از هر چیز دیگهای مهمتره. دسترسی به چارتها بدون دونستن نحوه استفاده ازشون، مثل داشتن یه ماشین مسابقه بدون گواهینامهست!
چارت ساده جان مورفی، به شما کمک میکنه این مهارت رو کسب کنید. میتونید چارتها رو به تنهایی استفاده کنید یا با تحلیل بنیادی ترکیب کنید. حتی میتونن مثل یه سیستم هشدار عمل کنن و بهتون بگن که یه چیزی تو پایههای بازار داره عوض میشه. به هر حال، اگه بدونید چطور ازشون استفاده کنید، چارتها ابزاری فوقالعاده ارزشمند هستن.
دوره غیر حضوری آموزش فارکس
چرا تحلیل نمودار اینقدر برای تریدرها حیاتیه؟
شما برای ترید کردن به چی نیاز دارید؟ پیشبینی! چه یک تریدر کوتاهمدت باشید چه یک سرمایهگذار بلندمدت، پیشبینی قیمت اولین و مهمترین قدم تو فرآیند تصمیمگیریه. برای این کار، دو روش اصلی پیش روی شماست: بنیادی و تکنیکال.
تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis): این روش روی بررسی عوامل عرضه و تقاضا تمرکز میکنه. تو بازارهای مالی، تحلیلگرهای بنیادی به سراغ گزارشهای درآمد شرکتها، کسری تجاری، تغییرات حجم پول و فاکتورهای کلان اقتصادی میرن. هدفشون اینه که ارزش ذاتی یک بازار رو تخمین بزنن و بفهمن آیا بازار بیش از حد ارزشگذاری شده یا کمتر از ارزش واقعیشه.
تحلیل تکنیکال (Technical Analysis): در مقابل، تحلیل تکنیکال یا همون تحلیل نمودار، بر اساس مطالعه عملکرد خود بازار و حرکت قیمتهاست. اگه تحلیل بنیادی دنبال “چرایی” حرکت قیمتهاست، تحلیل تکنیکال دنبال “چگونگی” و “اثر” این حرکتهاست. اینجاست که چارتها وارد بازی میشن. تحلیل نمودار به شما کمک میکنه روندهای قیمتی رو شناسایی کنید و ازشون برای پیشبینی آینده استفاده کنید. البته، پیشبینی قیمت فقط قدم اوله.

زمانبندی بازار از دیدگاه جان مورفی: همه چیز در زمانبندی خلاصه میشود!
از دیدگاه جان مورفی در مبحث چارت ساده، مرحله دوم و اغلب دشوارتر، زمانبندی بازاره. برای تریدرهای کوتاهمدت، حتی کوچکترین تغییرات قیمت میتونه تأثیر بزرگی روی عملکرد معاملات داشته باشه. بنابراین، زمان دقیق ورود و خروج، جنبههای حیاتی هر معاملهای تو بازاره. به بیان صریح، زمانبندی همه چیز تو بازار سهام یا بازار فارکسه.
و اینجا، زمانبندی تقریباً کاملاً ماهیت تکنیکال پیدا میکنه. یعنی برای زمانبندی دقیق، استفاده از اصول تحلیل نمودار ضروری میشه. این همون چیزیه که چارت ساده جان مورفی به شما یاد میده: چطور در لحظه درست، دکمه خرید یا فروش رو فشار بدید.
تحلیل نمودار چیست؟ نگاه John Murphy به قلب بازار
John Murphy معتقده که تحلیل نمودار (که بهش تحلیل تکنیکال هم میگن) یعنی مطالعه عملکرد بازار با استفاده از چارتهای قیمت، برای پیشبینی جهت قیمت آینده. سنگ بنای فلسفه تکنیکال این اعتقاده که همه عوامل موثر بر قیمت بازار – اطلاعات بنیادی، اتفاقات سیاسی، بلایای طبیعی و عوامل روانی – به سرعت تو فعالیت بازار نمود پیدا میکنن.
به عبارت دیگه، تأثیر این عوامل خارجی به سرعت تو حرکت قیمت، چه صعودی و چه نزولی، خودش رو نشون میده. پس، تحلیل نمودار، به سادگی یه شکل کوتاهمدت از تحلیل بنیادیه. اگه قیمتها میرن بالا، یعنی تقاضا بیشتر از عرضهست و یه وضعیت بنیادی صعودی داریم. اگه قیمتها میان پایین، یعنی عرضه بیشتر از تقاضاست و یه وضعیت بنیادی نزولی داریم.
این تغییرات تو معادله بنیادی، باعث تغییرات قیمتی میشه که به راحتی تو چارت قیمت دیده میشه. چارتیستها با چارت ساده جان مورفی، میتونن سریعاً از این تغییرات قیمت سود ببرن، بدون اینکه لزوماً از دلایل خاص ایجادکننده اونها آگاه باشن. یه نمودارگر صرفاً استدلال میکنه که افزایش قیمتها نشوندهنده یه وضعیت بنیادی صعودیه و افت قیمتها بیانگر اصول نزولیه.
یکی دیگه از مزایای تحلیل نمودار اینه که قیمت بازار معمولاً یه شاخص پیشروئه. بنابراین، حرکت چارت میتونه یه تحلیلگر بنیادی رو از این واقعیت آگاه کنه که “زیر سطح” اتفاق مهمی در حال رخ دادنه، حتی قبل از اینکه اخبارش منتشر بشه.
نمودارها روند قیمتها را نشان میدهند: نقشه راه تریدر
بازارها تو خلاء حرکت نمیکنن، اونها تو روند حرکت میکنن. ارزش اصلی چارتهای قیمت اینه که وجود روند بازار رو نشون میدن و مطالعه اون روند رو تا حد زیادی تسهیل میکنن. بیشتر تکنیکهای استفاده شده توسط چارتیستها با رویکرد چارت ساده، به منظور شناسایی روندهای مهم، کمک به تعیین میزان احتمالی اون روندها و شناسایی هرچه سریعتر تغییر جهت اونهاست. این یعنی شما همیشه میدونید که بازار در حال حاضر تو چه مسیری حرکت میکنه و آیا وقتشه که سوار موج بشید یا ازش پیاده بشید.
نمودار میله ای
نمودار شمعی
انواع نمودارهای بازار فارکس: ابزارهای شما برای تحلیل نمودار
شما تو پلتفرم تریدتون، با انواع مختلفی از چارتها روبرو میشید. جان مورفی هم تو کتابهاش به اینها اشاره کرده. بیاید ببینیم کدومها کاربردیترن و هر کدوم چه اطلاعاتی به ما میدن:
- نمودار میلهای (Bar Chart): این نمودار، اطلاعات چهارگانه (قیمت باز شدن، قیمت بسته شدن، بالاترین قیمت و پایینترین قیمت روز) رو تو یه میله بهتون نشون میده. میله عمودی از بالاترین تا پایینترین قیمت کشیده میشه، تیک سمت چپ قیمت باز شدن و تیک سمت راست قیمت بسته شدن رو نشون میده. برای من، یه جورایی شلوغه، اما خب خیلیا باهاش راحتن.
- نمودار شمعی (Candlestick Chart): این یکی محبوب منه و احتمالاً شما هم بیشتر باهاش کار میکنید. اطلاعات رو بصریتر و جذابتر نشون میده. بدنه شمع، فاصله بین قیمت باز و بسته رو نشون میده و سایهها (فتیلهها)، بالاترین و پایینترین قیمت رو. شمعهای توخالی یا سبز معمولاً نشوندهنده افزایش قیمت و شمعهای پر یا قرمز نشوندهنده کاهش قیمت هستن.
- نمودار خطی (Line Chart): سادهترین نوعه، فقط قیمت بسته شدن هر روز متوالی رو به هم وصل میکنه. برای دید کلی روند، عالیه، اما جزئیات زیادی بهتون نمیده و برای تحلیل تکنیکال عمیقتر، معمولاً کافی نیست.
نمودار خطی
نمودارهای گذشته، پیشبینی آینده: هنر تحلیل نمودار
یه اشتباه رایج اینه که فکر کنیم چارتها فقط گذشته رو نشون میدن. بله، دیتای گذشته رو نشون میدن، اما ابزار اصلی ما برای پیشبینی آیندهان! جان مورفی میگه با مطالعه این دادههای گذشته، میتونیم الگوها و روندهایی رو شناسایی کنیم که احتمالاً تو آینده هم تکرار میشن. این یعنی ما از تاریخ بازار درس میگیریم تا برای آینده آماده بشیم.
همه انواع نمودارهای بالا برای هر تایمفریمی قابل استفاده هستن. نمودار روزانه، که محبوبترین بازه زمانیه، برای بررسی روند قیمتها تو یک سال گذشته استفاده میشه. برای تحلیل روندهای بلندمدتتر که به پنج یا ده سال قبل برمیگرده، میتونید از نمودارهای هفتگی و ماهانه استفاده کنید. برای اهداف کوتاهمدت (یا معاملات روزانه)، نمودارهای درونروزی (intraday) مثل ۱۵ دقیقه یا ۱ ساعت، بیشترین کاربرد رو دارن.
[نمودارهای داخل روز را می توان برای بازه های زمانی کوتاه مدت 1 دقیقه ، 5 دقیقه یا 15 دقیقه رسم کرد.]
درست است که نمودارها گذشته را به نمایش میآورند اما از دادههای گذشته قادر هستیم که پیشبینی آینده بازار را بر اساس روند جاری یا حمایت و مقاومتهای بازار مشخص کرد.
ساختار نمودار میله ای
روند بازارها و ادامه روندها، دو مقدمه اساسی تحلیل نمودار هستن. تحلیل روند در واقع همون چیزیه که تحلیل نمودار رو تشکیل میده. نمودارها و روندها با یک سری قلهها و فرورفتگیها مشخص میشن. روند صعودی مجموعهای از قلهها و فرورفتگیهای صعودی (بالاتر) و روند نزولی قلهها و فرورفتگیهای نزولی (پایینتر) رو نشون میده.
روندها معمولاً به سه دسته عمده تقسیم میشن: روند اصلی (Major Trend) که بیش از یک سال طول میکشه، روند ثانویه (Secondary Trend) از یک تا سه ماه، و روند جزئی (Minor Trend) که معمولاً دو هفته یا کمتر طول میکشه.
کانالها و خطوط روند: حمایت و مقاومت، سنگرهای بازار
اگه از من بپرسید، مهمترین مفاهیم تو تحلیل نمودار، همین حمایت و مقاومته. اینها مثل خطوط دفاعی و حمله تو بازار عمل میکنن و به شما میگن که قیمت در چه نقاطی ممکنه واکنش نشون بده.
- حمایت (Support): این سطح، زیر قیمت فعلی بازاره که فشار خرید از فشار فروش بیشتر میشه و قیمت از افت بیشتر باز میایسته. مثل یه کف نامرئی که نمیذاره قیمت پایینتر بره.
- مقاومت (Resistance): این سطح، بالای قیمت فعلی بازاره که فشار فروش از فشار خرید بیشتر میشه و قیمت از رشد بیشتر باز میایسته. مثل یه سقف نامرئی که نمیذاره قیمت بالاتر بره.
نقاط حمایت و مقاومت در نمودار خطی
تبدیل حمایت و مقاومت به یکدیگر: قانون طلایی تحلیل تکنیکال
یکی از نکات کلیدی که John Murphy هم بهش اشاره میکنه، اینه که سطوح حمایت و مقاومت بعد از اینکه به طور قاطع شکسته میشن، نقشهاشون برعکس میشه. یعنی چی؟
- اگه یه سطح حمایت به سمت پایین شکسته بشه، در آینده به عنوان یک سطح مقاومت عمل میکنه.
- اگه یه سطح مقاومت به سمت بالا شکسته بشه، در آینده به عنوان یک سطح حمایت عمل میکنه.
هر چقدر یک سطح حمایت یا مقاومت تازهتر باشه و معاملات بیشتری تو اون سطح انجام شده باشه، قدرت بیشتری برای تأثیرگذاری روی حرکتهای بعدی بازار داره. این یعنی تریدرهایی که تو اون سطوح معامله کردن، هنوز تو بازار هستن و تصمیماتشون میتونه قیمت رو تحت تأثیر قرار بده.
حمایت و مقاومت معکوس در نمودار خطی
خط روند معتبر در چارت ساده جان مورفی: راهنمای حرکت قیمت
از نظر جان مورفی در تحلیل نمودار، خط روند شاید سادهترین و با ارزشترین ابزاری باشه که در اختیار تحلیلگر تکنیکال قرار داره. این خطوط به شما کمک میکنن جهت کلی بازار رو ببینید و نقاط ورود و خروج احتمالی رو شناسایی کنید.
- خط روند صعودی (Uptrend Line): یک خط مستقیمه که به سمت راست کشیده میشه و نقاط پایین (نقاط حمایت) بازارهای رو به افزایش رو به هم وصل میکنه. این خط باید طوری کشیده بشه که تمام حرکات قیمت بالاتر از خط روند باشه. برای معتبر بودن، حداقل باید سه بار توسط قیمت لمس بشه و قیمت از اون برگرده.
- خط روند نزولی (Downtrend Line): یک خط مستقیمه که به سمت راست کشیده میشه و نقاط بالا (نقاط مقاومت) بازارهای رو به کاهش رو به هم وصل میکنه. این خط باید طوری کشیده بشه که تمام حرکات قیمت زیر خط روند باشه. این خط هم برای معتبر بودن، حداقل باید سه بار توسط قیمت لمس بشه.
خط روند معتبر

فواید رسم خط روند و کانال قیمت در تحلیل تکنیکال
رسم خط روند یا همون Trendlines دو کاربرد عمده داره که برای هر تریدر واقعی حیاتیه:
- شناسایی سطوح حمایت و مقاومت پویا: خطوط روند به شما اجازه میدن سطوح حمایت و مقاومتی رو مشخص کنید که میتونن در طول یک روند، برای پیدا کردن موقعیتهای جدید خرید یا فروش استفاده بشن. هر چقدر خط روند بیشتر تأثیر داشته باشه و هر چند بار که تست بشه، اهمیت بیشتری پیدا میکنه.
- هشدار تغییر روند: نقض (شکسته شدن) خط روند اغلب بهترین هشدار برای تغییر رونده. وقتی قیمت یک خط روند معتبر رو میشکنه، یعنی احتمالاً قدرت روند قبلی از بین رفته و ممکنه یک روند جدید در حال شکلگیری باشه.
خطوط کانال (Channel Lines): اینها خطوط مستقیمی هستن که به موازات خط روند اصلی ترسیم میشن. مثلاً تو یه روند صعودی، یه خط کانال بالایی بالای قیمت و موازی با خط روند صعودی (که زیر قیمته) کشیده میشه. بازارها اغلب تو این کانالها روند پیدا میکنن. در این صورت، افرادی که با چارت ساده جان مورفی کار میکنن، میتونن با دونستن زودتر این که احتمالاً حمایت و مقاومت چگونه است، از این دانش به نفع زیادی استفاده کنن.
رسم کانال قیمتی معتبر
الگوهای قیمت بازگشتی و ادامه دار جان مورفی: زبان بازار
از دیدگاه John Murphy در چارت ساده، یکی از مفیدترین ویژگیهای تحلیل نمودار، وجود الگوهای قیمتیه که میتونن تو دستههای مختلف طبقهبندی بشن و ارزش پیشبینی داشته باشن. این الگوها کشمکش مداوم بین نیروهای عرضه و تقاضا رو آشکار میکنن، همونطور که تو رابطه بین سطوح مختلف حمایت و مقاومت دیدیم، و به خواننده نمودار اجازه میده تا ارزیابی کنه کدوم طرف پیروز این کشمکش هست.
الگوهای قیمت به دو گروه اصلی تقسیم میشن:
- الگوهای بازگشتی (Reversal Patterns): این الگوها معمولاً نشان میدهند که یک روند معکوس در حال وقوع است. یعنی روند فعلی داره به پایان میرسه و قراره جهت بازار عوض بشه.
- الگوهای ادامه دهنده (Continuation Patterns): این الگوها معمولاً مکثهای موقت رو در روند موجود نشان میدهند. یعنی بازار یه نفسی میگیره و بعدش دوباره تو همون جهت قبلی حرکت میکنه. شکلگیری این الگوها زمان کمتری نسبت به الگوهای بازگشتی طول میکشه و معمولاً منجر به از سرگیری روند اصلی میشه.
الگوهای بازگشتی در چارت ساده جان مورفی: وقتی روند عوض میشه
در ادامه به معرفی الگوهای بازگشتی معرفی شده توسط جان مورفی میپردازیم. شاید از نظر شما این بخش کمی طولانی شده باشد، ولی برای درک کامل آنچه جان مورفی گفته است، باید تمامی این مباحث را در یک پست در کنار هم مطرح کنیم.
الگوی سر و شانه | Head and Shoulders
سر و شانه (Head and Shoulders) شناخته شدهترین و احتمالاً مطمئنترین الگوی بازگشتیه. یه سقف سر و شانه با سه قله برجسته بازار مشخص میشه. قله وسط یا “سر” از دو قله اطراف (که “شانهها” نامیده میشن) بالاتر هست. یک خط روند (خط گردن) در زیر دو کف کشیده شده. یک بسته شدن قیمت نزدیک به زیر خط گردن، این الگوی کامل رو به وجود میاره و نشاندهنده یک چرخش مهم در بازاره.
هدف یا اهداف قیمت رو میشه با اندازهگیری اشکال مختلف الگوهای قیمت تعیین کرد. روش اندازهگیری تو الگوی سر و شانه، اندازهگیری فاصله عمودی از بالای سر تا خط گردن و سپس فرافکنی همین فاصله به سمت پایین از نقطه شکستن خط گردنه. الگوی کف سر و شانه (Inverse Head and Shoulders) هم دقیقاً برعکس همین الگوئه و نشونه برگشت از روند نزولی به صعودیه.
رسم الگوی سر و شانه
الگوی سقف و کف دوتایی و سهتایی | Double and Triple Tops and Bottoms
یکی دیگه از الگوهای برگشتی، سقف و کف سهتایی هست که تغییر شکلیافته الگوی سر و شانه محسوب میشه. تنها تفاوت اینه که سه قله یا کف تو این الگو تقریباً تو یک سطح اتفاق میافتن. سقف یا کف سهتایی و الگوی برگشت سر و شانه به همان شکل تفسیر میشن و در اصل همان معنی رو دارن.
رسم الگوی سقف و کف
الگوی سقف و کف دوتایی (که به دلیل شکلشون بهشون M و W هم میگن) به جای سه قله یا فرورفتگی، دو قله یا فرورفتگی برجسته رو نشون میده. سقف دوتایی توسط دو قله برجسته مشخص میشه. عدم توانایی قله دوم تو حرکت بالاتر از قله اول، اولین نشانه ضعف تو رونده. وقتی قیمتها کاهش پیدا میکنن و زیر کف متوسط بین دو قله قرار میگیرن، الگوی سقف دوتایی تکمیل میشه. روش اندازهگیری برای سقف دوتایی هم بر اساس ارتفاع الگوئه؛ ارتفاع الگو از نقطه شکستن کف اندازهگیری و به سمت پایین فرافکنی میشه. کف دوتایی هم دقیقاً تصویر برعکس سقف دوتاییه و نشونه برگشت از روند نزولی به صعودیه.
رسم الگوی کف و سقف
الگوهای ادامه دهنده روند John Murphy: استراحت قبل از حرکت
در مبحث تحلیل نمودار به سبک چارت ساده جان مورفی (John Murphy) یک سری الگو ادامه دهنده روند مشخص شده است که به بیان و توضیح آنها میپردازیم. این الگوها به شما میگن که بازار فقط داره یه استراحت کوتاهمدت میکنه و بعدش دوباره به حرکت قبلی خودش ادامه میده.
الگوی مثلث Triangles جان مورفی
به جای هشدار نسبت به برگشت بازار، الگوهای ادامه در جهت روند اصلی حل میشن. مثلثها از معتبرترین الگوهای ادامه هستن و جان مورفی هم بهشون اهمیت زیادی میده. سه نوع مثلث وجود داره که ارزش پیشبینی دارن – مثلث متقارن، صعودی و نزولی. اگرچه این الگوها بعضاً معکوس قیمت رو هم نشون میدن، اما معمولاً فقط مکثهایی در روند غالب هستن.
- مثلث متقارن (Symmetrical Triangle): این الگو با فعالیت جانبی با نوسان قیمتها بین دو خط روند همگرا مشخص میشه. خط بالا در حال کاهش و خط پایین در حال افزایشه. چنین الگویی شرایطی رو توصیف میکنه که فشار خرید و فروش در تعادله. جایی بین نیمه و سه چهارم الگو، باید با شکست ایجاد بشه؛ یعنی قیمتها فراتر از یکی از دو روند در یک روند همگرا بسته بشن.
- مثلث صعودی (Ascending Triangle): این الگو دارای یک خط بالایی صاف (مقاومت افقی) و یک خط پایینتر در حال افزایش (حمایت صعودی) هست. از آنجا که خریداران نسبت به فروشندگان با حجم بالاتری حضور دارن، این معمولاً یک الگوی صعودیه.
- مثلث نزولی (Descending Triangle): این الگو دارای یک خط بالایی نزولی (مقاومت نزولی) و یک خط پایین مسطح (حمایت افقی) هست. از آنجا که فروشندگان نسبت به خریداران تهاجمیترند، این معمولاً یک الگوی نزولیه.
روش اندازهگیری برای هر سه مثلث یکسانه: ارتفاع مثلث رو در وسیعترین نقطه سمت چپ الگو اندازه بگیرید و اون فاصله عمودی رو از نقطهای که هر دو خط شکسته شده، فرافکنی کنید. در حالی که مثلثهای صعودی و نزولی دارای یک تعصب داخلی هستن، مثلث متقارن ذاتاً خنثی هست. اما چون معمولاً یک الگوی ادامه هست، مثلث متقارن ارزش پیشبینی داره و بیانگر آن است که روند قبلی از سر گرفته خواهد شد.
الگوی مثلت
رسم الگوی مثلث
الگوی پرچم و پَنَنت جان مورفی | Flags and Pennants
این دو الگوی ادامه دهنده روند در کوتاهمدت، مکثهای کوتاهمدت یا دورههای استراحت رو در طی روند پویای بازار نشان میدهند. پیش از هر دوی این الگوها، یک حرکت شیبدار قیمتی (که بهش “قطب” یا “میله پرچم” میگن) وجود داره. تو یک روند صعودی، پیشروی شیبدار برای گرفتن نفس مکث کرده و به مدت دو یا سه هفته به پهلو حرکت میکنه. سپس روند صعودی به راه خودش ادامه میده.
نامها به درستی ظاهر اونها رو توصیف میکنن. پرچم معمولاً با دو خط روند همگرا افقی هست (مثل یک مثلث متقارن کوچک). پَنَنت به یک متوازیالاضلاع شبیه هست که متمایل به خلاف رونده. بنابراین، در روند صعودی، پرچم افزایشی دارای شیب رو به پایین هست. در یک روند نزولی، پرچم کاهشی به سمت بالا شیب مییابد.
گفته میشه که هر دو الگو “در نیمه دکل پرواز میکنند”؛ به این معنی که اونها اغلب در اواسط روند رخ میدن و باعث میشن نیمه راه در بازار حرکت کنن. این یعنی اگه یه پرچم یا پَنَنت رو دیدید، میتونید انتظار داشته باشید که حرکت قبلی بازار، به اندازه همون “میله پرچم” ادامه پیدا کنه.
الگوی پرچم جان مورفی
رسم الگوی جان مورفی
از نظر جان مورفی در تحلیل نمودار با چارت ساده، علاوه بر الگوهای قیمت، چندین شکلگیری دیگه نیز وجود داره که در نمودارهای قیمت نشان داده میشن و بینشهای ارزشمندی رو به شخصی که با چارت ساده کار میکنه، ارائه میدن. از جمله این شکلگیریها، شکاف قیمت (price gaps)، روزهای معکوس اصلی (key reversal days) و بازپرداخت درصد (percentage retracements) هستن.
Price Gaps یا همان شکاف قیمت: ردپای قدرتمند در چارت
شکافها (Gaps) مناطقی در نمودار میلهای هستن که هیچ معاملهای تو اونها انجام نشده. شکاف رو به بالا زمانی اتفاق میافته که کمترین قیمت برای یک روز بالاتر از بالاترین قیمت روز قبل باشه. شکاف نزولی به این معنیه که بالاترین قیمت برای یک روز کمتر از پایینترین قیمت روز قبل هست. شکافها انواع مختلفی دارن که در مراحل مختلف روند ظاهر میشن. توانایی تشخیص بین اونها میتونه بینش مفید و سودآوری در بازار ایجاد کنه.
شکاف قیمت
- شکاف جداشده (Breakaway Gap): معمولاً پس از اتمام یک الگوی مهم قیمت رخ میده و از یک حرکت قابل توجه در بازار حکایت داره. شکستگی در بالای خط گردن الگوی سر و شانه، به عنوان مثال، اغلب با یک شکاف جداشده اتفاق میافته.
- شکاف فراری یا اندازهگیری (Runaway Gap/Measuring Gap): معمولاً پس از روند خوب پیش میره. این شکاف تقریباً در نیمه راه حرکت ظاهر میشه (به همین دلیل به آن شکاف اندازهگیری نیز گفته میشود، زیرا نشانهای از مقدار باقیمانده حرکت را نشان میدهد).
- شکاف فرسودگی (Exhaustion Gap): درست در پایان حرکت بازار رخ میده و آخرین نفس تو روند رو نشون میده. این شکاف معمولاً نشونه اینه که روند داره به پایان میرسه.
گاهی اوقات شکاف فرسودگی ظرف چند روز با شکاف جداشده در جهت دیگر دنبال میشه، و چندین روز عمل قیمت رو با دو شکاف منزوی میکنه. این پدیده بازار “معکوس جزیره” نامیده میشه و معمولاً نشانه چرخش مهم بازار هست.
روز معکوس کلیدی: هشدار تغییر روند
روز معکوس کلیدی (Key Reversal Day)، این الگوی جزئی اغلب از تغییر قریبالوقوع روند هشدار میده. تو یک روند صعودی، قیمتها معمولاً بالاتر باز میشن، سپس به شدت نزولی میشن و زیر قیمت بسته شدن روز قبل بسته میشن. این یعنی خریداران کنترل رو از دست دادن و فروشندهها قدرت رو به دست گرفتن. (یک روز برگشت پایینتر باز میشه).
برعکس این حالت هم برای روند نزولی صادقه: قیمت پایینتر باز میشه، به شدت صعودی میشه و بالاتر از قیمت بسته شدن روز قبل بسته میشه. این الگوها، حتی اگه کوتاهمدت باشن، میتونن سیگنالهای قدرتمندی برای تغییر جهت بازار باشن و تریدرهای واقعی همیشه بهشون توجه میکنن.
















