چند بار شده که یک فرصت معاملاتی عالی رو توی چارت دیدید، اما لحظه ورود به معامله رو از دست دادید؟ یا بدتر از اون، وارد شدید و قیمت بلافاصله برگشت و استاپ خوردید؟ اینجاست که اهمیت دستورات معاملاتی خودش رو نشون میده. این دستورات، نه فقط یک کد خشک و خالی برای سیستم، بلکه نقشه راه شما برای ورود دقیق و خروج بهموقع از بازاره. چیزی که اکثر تریدرها نادیده میگیرند، اینه که پشت هر معامله موفق، یک استراتژی ورود و خروج حسابشده با دستورات معاملاتی درست وجود داره.
طبق تجربه من در بازار، استفاده از دستورات معاملاتی به شما کمک میکنه تا مثل یک تکتیرانداز عمل کنید: دقیق، سریع و با کمترین ریسک. دیگه لازم نیست جلوی چارت میخکوب بشید و نگران نوسانات ناگهانی باشید. با این دستورات، شما کنترل رو به دست میگیرید و میتونید از هر حرکت بازار، چه صعودی و چه نزولی، به نفع خودتون استفاده کنید. آمادهاید تا با این ابزار قدرتمند، معاملاتتون رو متحول کنید و به هدف رتبه یک گوگل در معاملات برسید؟
نقشه راه مقاله
آنچه یاد میگیرید
چرا دستورات معاملاتی، مرز بین ضرر و سود شماست.
۵ گام اساسی
۵ گام اساسی پرایس اکشن قبل از فشار دادن دکمه خرید/فروش.
انواع ستاپها
آشنایی کامل با ستاپهای TST، BOF، BPB، PB و CPB (با مثالهای واقعی).
مدیریت ریسک
چطور حد سود و ضرر رو مثل یک حرفهای با این دستورات تعیین کنید.
تکنیکهای ورود
تکنیکهای ورود به معامله که فقط تریدرهای باتجربه میدانند.
دستورات معاملاتی: آخرین پله قبل از سود در پرایس اکشن
اگه با پرایس اکشن کار میکنید، میدونید که تشخیص ستاپ معاملاتی، آخرین گام قبل از فشردن دکمه “خرید” یا “فروش” هست. دستورات معاملاتی دقیقاً همین ستاپها رو شامل میشن. اینها فقط برای ورود به معامله نیستند؛ بلکه ابزارهایی حیاتی برای تعیین حد سود (TP) و حد ضرر (SL) شما هم به حساب میان. در واقع، بدون درک عمیق این دستورات، حتی بهترین تحلیلها هم میتونن به ضرر ختم بشن.
تجربه به من نشون داده که تسلط بر این ستاپها، تفاوت بین یک تریدر آماتور و یک حرفهایه. قبل از اینکه وارد جزئیات انواع دستورات معاملاتی بشیم، لازمه یک مرور سریع بر مراحل اصلی تحلیل پرایس اکشن داشته باشیم. چون این ستاپها، نتیجه نهایی تمام اون تحلیلها هستند.
۵ گام اساسی معامله به سبک پرایس اکشن (قبل از ورود به معامله)
قبل از اینکه بخواهید هر دستور معاملاتی رو اجرا کنید، باید این ۵ گام رو طی کرده باشید. اینها ستونهای اصلی تحلیل پرایس اکشن هستند و بدون اونها، ستاپها معنایی ندارند:
-
مرحله اول: شناسایی سطوح کلیدی حمایت و مقاومت. این اولین و مهمترین گام برای هر تریدر پرایس اکشنه. به تایمفریمهای بالاتر برید و قلهها و درههای اصلی رو پیدا کنید. سطوح حمایت و مقاومت، مناطقی هستند که قیمت در گذشته به اونها واکنش نشون داده. ورود به معامله بدون در نظر گرفتن این سطوح، مثل رانندگی با چشم بسته است؛ فاجعهبار!
-
مرحله دوم: تشخیص روند فعلی بازار. بعد از پیدا کردن سطوح، باید بفهمید بازار در چه روندیه؛ صعودی، نزولی یا رنج؟ این کار رو با بررسی سوئینگهای High و Low انجام بدید. پیشبینی آینده بازار، به درک درست شما از روند فعلی بستگی داره.
-
مرحله سوم: ارزیابی قدرت و ضعف روند. صرفاً دونستن اینکه روند صعودیه کافی نیست. چقدر قویه؟ چقدر ضعیفه؟ اینجاست که باید عمق کندلها، مومنتوم (شتاب حرکت قیمت) و پروجکشنها رو بررسی کنید. یک روند ضعیف، نشونهای از احتمال برگشت یا اصلاح قیمته.
-
مرحله چهارم: انتظار برای واکنش بازار به سطوح. حالا که سطوح رو دارید و قدرت روند رو میدونید، باید صبور باشید. قیمت معمولاً تا رسیدن به سطح حمایت یا مقاومت بعدی حرکت میکنه. اما اگه روند ضعیف باشه، احتمالاً شاهد یک اصلاح قیمت (پولبک) خواهیم بود. در نزدیکی این سطوح، به تایمفریمهای پایینتر برید و با بررسی شتاب بازار، پروجکشن و اکستنشن، رفتار قیمت رو دقیقتر پیشبینی کنید. آیا سطح میشکنه یا قیمت برمیگرده؟
-
مرحله پنجم: رسیدن به پیشبینی حرفهای. با طی کردن درست چهار مرحله قبل، شما به یک دیدگاه جامع و حرفهای از بازار میرسید. یادتون باشه، هیچ ابزار یا استراتژیای نمیتونه رفتار بازار رو ۱۰۰٪ دقیق پیشبینی کنه، اما این گامها شانس موفقیت شما رو به شدت بالا میبرند.
حالا که این ۵ گام رو طی کردید و بازار رو مثل کف دستتون میشناسید، نوبت به مهمترین بخش میرسه: انتخاب دستور معاملاتی مناسب یا همون ستاپ معاملاتی!
انواع دستورات معاملاتی در پرایس اکشن: از TST تا CPB
خب، رسیدیم به قلب ماجرا! دستورات معاملاتی یا ستاپهای پرایس اکشن، الگوهایی هستند که به شما میگن کی و چطور وارد بازار بشید. اینها اسمهای اختصاریشون هست که باید مثل اسم خودتون حفظشون کنید:
- TST: Test
- BOF: Breakout Failure
- BPB: Breakout Pullback
- PB: Pullback (ساده)
- CPB: Complex Pullback (پیچیده)
یک نکته طلایی که باید همیشه یادتون باشه:
ستاپهای TST، BOF و BPB معمولاً زمانی شکل میگیرند که قیمت به سطوح حمایت یا مقاومت اصلی میرسه و باهاشون درگیر میشه. اما PB و CPB بیشتر در دل یک روند و به عنوان اصلاحات قیمت دیده میشن.
TST (Test): تست سطح، اما بدون شکست!
فرض کنید قیمت با قدرت به سمت یک سطح مقاومت حرکت میکنه. میرسه بهش، اما زورش نمیرسه که ازش رد بشه. اینجا دستور معاملاتی TST شکل میگیره. یعنی قیمت “تلاش” میکنه که سطح رو بشکنه، ولی موفق نمیشه و برمیگرده. این اتفاق میتونه چندین بار تکرار بشه و قیمت بین سطح و یک محدوده کوچکتر نوسان کنه.
به عنوان یک تریدر، وقتی TST رو میبینم، اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که بازار در حال سنجش قدرته. معمولاً در این حالت، حجم معاملات هم کاهش پیدا میکنه که نشوندهنده تردید بازار و عدم تصمیمگیریه. این ستاپ به شما میگه که فعلاً خبری از شکست قاطع نیست و ممکنه قیمت از همین سطح برگرده. پس آماده معامله در جهت مخالف بشید!
BOF (Breakout Failure): شکست کاذب، تلهای برای عجولها!
دستور معاملاتی BOF یکی از فریبندهترین الگوهاست. قیمت به سطح حمایت یا مقاومت میرسه، کمی ازش عبور میکنه و شما فکر میکنید “آها! شکست اتفاق افتاد!”. اما ناگهان، قیمت با سرعت برمیگرده و دوباره وارد محدوده قبلی میشه. این همون “شکست کاذب” یا “تله خرس/گاو” هست که خیلیها رو به دام میندازه.
طبق تجربه من، BOF نشونه اینه که تقاضا یا عرضه کافی برای ادامه حرکت قیمت در جهت شکست وجود نداشته. تریدرهای باتجربه، بعد از دیدن یک شکست اولیه، بلافاصله وارد معامله نمیشن. اونها منتظر تایید میمونن. وقتی قیمت برمیگرده، BOF تأیید میشه و این بهترین فرصت برای ورود در جهت مخالف شکست اولیه است. این ستاپ به شما میگه که قدرت اصلی بازار هنوز در جهت قبلیه و شکست فقط یک فریب بوده.
BPB (Breakout Pullback): شکست واقعی، فرصت طلایی!
این دستور معاملاتی یکی از بهترین فرصتها رو برای ورود به بازار به شما میده. در BPB، قیمت با قدرت یک سطح حمایت یا مقاومت رو میشکنه و ازش عبور میکنه. این شکست، واقعی و قاطعه. اما صبر کنید! قیمت بلافاصله بعد از شکست، یک اصلاح کوچک (پولبک) به سمت همون سطح شکسته شده انجام میده. این سطح شکسته شده، حالا نقش برعکس خودش رو بازی میکنه (مقاومت شکسته شده تبدیل به حمایت میشه و برعکس).
این پولبک، همون فرصت طلاییه که نباید از دستش بدید. به جای اینکه بلافاصله بعد از شکست وارد بشید و ریسک کنید، منتظر پولبک بمونید. وقتی قیمت به سطح شکسته شده برمیگرده و دوباره در جهت شکست اولیه حرکت میکنه، این بهترین نقطه ورود شماست. این ستاپ نشون میده که بازار تصمیمش رو گرفته و روند جدیدی در راهه.
نکته مهم: در متن اصلی به اشتباه BPB رو پولبک ساده و CPB رو پولبک پیچیده معرفی کرده بود. در واقع، PB (پولبک) خودش یک ستاپ جداگانه است که در دل روند اتفاق میفته، نه لزوماً بعد از شکست یک سطح مهم. BPB مشخصاً به پولبک بعد از “شکست” یک سطح کلیدی اشاره داره. در ادامه PB و CPB رو بیشتر توضیح میدم.
شناسایی دستور معاملاتی TST (با مثال)
همونطور که گفتم، دستور معاملاتی TST زمانی اتفاق میافته که قیمت به یک محدوده حمایت یا مقاومت (یادتون باشه، اینها خط نیستند، بلکه “محدوده” هستند) میرسه، اما توانایی نفوذ یا شکست اون رو نداره. در این نقطه، قدرت بازار به وضوح تضعیف میشه و قیمت درجا میزنه.
به عنوان یک تریدر، وقتی TST رو میبینم، دنبال تأییدیههای دیگه برای برگشت قیمت هستم. مثلاً اگر TST در یک مقاومت قوی شکل بگیره و کندلهای برگشتی ببینم، اون رو به عنوان سیگنال فروش در نظر میگیرم. و برعکس، در حمایت. اما هیچوقت فقط به یک ستاپ تکیه نکنید! همیشه دنبال تأیید از طریق حجم، الگوهای کندلی و تایمفریمهای پایینتر باشید. و البته، مدیریت ریسک با استاپلاس، همیشه اولویت اوله.
شناسایی دستور معاملاتی BOF (با مثال)
دستور معاملاتی BOF هم زمانی خودش رو نشون میده که قیمت به یک سطح کلیدی میرسه، کمی ازش عبور میکنه (شکست کاذب)، اما بلافاصله به داخل محدوده برمیگرده. این همون تلهای هست که تریدرهای کمتجربه رو به اشتباه میندازه. اونها فکر میکنن شکست اتفاق افتاده و در جهت شکست وارد میشن، اما قیمت برمیگرده و اونها رو با ضرر از معامله خارج میکنه.
چیزی که من در مورد BOF یاد گرفتم اینه که این الگو نشوندهنده قدرت بالای سطح حمایت یا مقاومته. وقتی قیمت سعی میکنه بشکنه اما نمیتونه و برمیگرده، یعنی نیروهای قوی در جهت مخالف، قیمت رو به عقب روندهاند. این یک سیگنال قوی برای ورود در جهت برگشتیه. همیشه منتظر تأیید برگشت قیمت باشید، نه صرفاً نفوذ اولیه!
شناسایی دستورات معاملاتی BPB و PB (با مثال)
همونطور که قبلاً اشاره کردم، BPB (Breakout Pullback) زمانی اتفاق میافته که یک سطح حمایت یا مقاومت به صورت قاطع شکسته میشه و بعد از اون، قیمت یک پولبک (اصلاح) به سمت همون سطح شکسته شده انجام میده و سپس به حرکت خودش در جهت شکست ادامه میده. این پولبک، فرصتی برای ورود با ریسک کمتره.
اما PB (Pullback) یا پولبک ساده، میتونه در هر نقطهای از روند شکل بگیره، نه لزوماً بعد از شکست یک سطح کلیدی. پولبکها اصلاحات طبیعی در یک روند هستند. قیمت حرکت میکنه، نفس تازه میکنه (پولبک میزنه) و دوباره به مسیرش ادامه میده. اگه در تایمفریمهای پایینتر، ضعف در روند صعودی یا نزولی رو ببینید، احتمال پولبک بیشتر میشه. این ضعف موقتیه و بعد از اصلاح، روند اصلی ادامه پیدا میکنه.
به عنوان یک تریدر، من همیشه به دنبال این پولبکها هستم. ورود در انتهای یک پولبک، به شما بهترین نسبت ریسک به ریوارد رو میده. یادتون باشه، بازار میل داره روند اصلی رو ادامه بده، مگر اینکه یک اتفاق خیلی مهمی بیفته. پس پولبکها رو جدی بگیرید!
شناسایی دستور معاملاتی CPB (با مثال)
حالا میرسیم به CPB (Complex Pullback) یا پولبک پیچیده. همونطور که از اسمش پیداست، این نوع پولبک به سادگی PB نیست. وقتی بازار دچار نوسانات شدید و پیچیدهای میشه و یک پولبک ساده نمیتونه تعادل رو برگردونه، CPB شکل میگیره. این الگو معمولاً از چند موج اصلاحی تشکیل میشه، نه فقط یک حرکت ساده.
به عنوان یک تریدر، تشخیص CPB نیاز به دقت بیشتری داره. این الگو نشونه اینه که بازار برای تصمیمگیری بین ادامه روند و برگشت، در حال کشمکش زیادیه. ممکنه سه موج، پنج موج یا حتی بیشتر داشته باشه. هدف نهایی CPB هم مثل PB، اصلاح قیمت برای ادامه روند اصلیه، اما با ساختاری پیچیدهتر و زمانبرتر. اگه دیدید بازار بعد از یک حرکت قوی، به جای یک پولبک ساده، وارد یک فاز نوسانی و چند موجی شده، احتمالاً با CPB طرف هستید. صبر و تحلیل دقیق در این مواقع حرف اول رو میزنه.
در تصویر بالا، سه موج اصلاحی رو میبینید که یک پولبک پیچیده رو تشکیل دادهاند. اما یادتون باشه، CPB همیشه سه موج نیست و ممکنه ساختارهای پیچیدهتری هم داشته باشه.
مقایسه ظاهری دستورات معاملاتی (در یک نگاه)
حالا که با هر کدوم از دستورات معاملاتی آشنا شدید، لازمه یک دید کلی از تفاوتهای ظاهریشون داشته باشید. بازار همیشه به سطوح حمایت و مقاومت واکنش نشون میده. اگه قدرت خریدارها/فروشندهها بیشتر باشه، سطح شکسته میشه و اگه کمتر باشه، قیمت برمیگرده. کلید موفقیت، درک همین بازی قدرت و ضعفه.
به عنوان یک تریدر پرایس اکشن، شما باید دائماً در حال رصد قدرت و ضعف بازار باشید. این به شما کمک میکنه تا در نزدیکی سطوح کلیدی، دستور معاملاتی بعدی رو پیشبینی کنید. حتی اگه نتونستید در ابتدای شکلگیری یک ستاپ وارد بشید، با درک درست میتونید ستاپ بعدی رو شکار کنید. تصاویر زیر رو به دقت بررسی کنید و تفاوتهای ظاهری این دستورات رو به خاطر بسپارید:
تصویر: دستور معاملاتی TST
تصویر: دستور معاملاتی BOF
تصویر: دستور معاملاتی BPB
تصویر: دستور معاملاتی CPB
یادتون باشه، هیچگاه خلاف روند اصلی بازار ترید نکنید، مگر اینکه نشونههای قوی از ضعف روند رو ببینید. بازار تمایل زیادی به ادامه روند فعلی خودش داره. بهترین زمان برای ورود به معامله، معمولاً بعد از اصلاحات قیمت یا همون پولبکهاست، نه در سقف یا کف مطلق.
موفقیت در ترید، جدا از این ستاپها، به پایبندی شما به اصول مدیریت ریسک هم بستگی داره. همیشه از استاپلاس استفاده کنید، حد سود معقول تعیین کنید و به استراتژیتون اعتماد داشته باشید. نمودارها و کندلها رو با دقت تحلیل کنید و هیچوقت به خاطر یک معامله بد، کل سرمایهتون رو به خطر نندازید. تعادل در ترید، رمز موفقیت پایداره.
انجام معامله بر اساس دستورات معاملاتی در پرایس اکشن
حالا که دستورات معاملاتی رو میشناسید، چطور ازشون برای ورود به معامله استفاده کنیم؟ خیلی ساده است: وقتی قیمت به یک محدوده حمایت یا مقاومت مهم میرسه، منتظر شکلگیری ستاپهای TST، BOF یا BPB باشید. اینها به شما میگن که قیمت چطور با اون سطح تعامل داره. اما اگر در دل یک روند هستید و هنوز به سطح مهمی نرسیدهاید، ستاپهای PB و CPB فرصتهای خوبی برای ورود در جهت روند اصلی هستند.
چیزی که من همیشه بهش تأکید میکنم، “بررسی کندل به کندل” هست. به محض اینکه یک ستاپ شکل گرفت، بلافاصله وارد نشید. منتظر تأیید با کندلهای بعدی، حجم معاملات و الگوهای قیمتی باشید. تعیین دقیق نقاط ورود و خروج، کلید موفقیت شماست. این نقاط رو با ترکیب ستاپها، سطوح حمایت و مقاومت و الگوهای کندلی مشخص کنید.
و مهمتر از همه، مدیریت ریسک رو فراموش نکنید! هرگز بدون استاپلاس معامله نکنید. استاپلاس، سپر دفاعی شماست که سرمایهتون رو در برابر حرکات ناگهانی بازار حفظ میکنه. با تعیین درست استاپلاس، حتی اگر پیشبینیتون اشتباه از آب دراومد، ضرر شما کنترلشده خواهد بود.
تعیین حد سود و ضرر با دستورات معاملاتی: مدیریت ریسک به سبک حرفهایها
تعیین حد سود (TP) و حد ضرر (SL) به اندازه خود دستورات معاملاتی اهمیت داره. اینجاست که میتونید ریسک رو مدیریت کنید و سودتون رو به حداکثر برسونید. یکی از بهترین روشها، تقسیم معامله به چند بخش (مثلاً دو یا سه بخش) هست.
استراتژی من برای تعیین حد سود و ضرر:
-
بخش اول معامله (حد سود نزدیک): برای بخش اول معامله که معمولاً حجم کمتری داره، حد سود و ضرر رو در تایمفریم پایینتر از تایمفریم معاملاتی اصلیتون تعیین کنید. اولین سطح حمایت یا مقاومتی که انتظار دارید قیمت بهش واکنش نشون بده، میتونه هدف این بخش باشه. این کار به شما کمک میکنه تا سریعتر به سود برسید و ریسک کلی معامله رو کاهش بدید.
-
بخش دوم و سوم معامله (حد سود دورتر): وقتی روند تثبیت شد و بخش اول به هدف رسید، حالا میتونید برای بخشهای بعدی معامله، به تایمفریمهای بالاتر مراجعه کنید. سطوح حمایت و مقاومت اصلی در تایمفریمهای بالاتر، اهداف سود بزرگتر شما خواهند بود.
همونطور که در تصویر میبینید، هدف اول رو میتونید روی قیمت بسته شدن کندل (Close) در نظر بگیرید، نه لزوماً بالاترین نقطه (High) کندل. این یک رویکرد محافظهکارانهتره.
وقتی هدف اول محقق شد، میتونید بخش دوم معامله رو “ریسکفری” کنید. یعنی استاپلاس بخش باقیمانده رو به نقطه ورودتون منتقل کنید. اینجوری دیگه ضرری متوجه این بخش از معامله نمیشه. بعد از اون، با ادامه حرکت قیمت در جهت سود، میتونید استاپلاس رو به صورت پلهای جابجا کنید (Trailing Stop Loss).
روشهای جابجایی استاپلاس:
- استاپلاس متحرک کندلی: هر بار که یک کندل جدید بسته میشه، استاپلاس رو به کف کندل قبلی (در روند صعودی) یا سقف کندل قبلی (در روند نزولی) منتقل کنید.
- استاپلاس متحرک پولبکی: اگه روند صعودیه، بعد از هر پولبک، استاپلاس رو زیر کف اون پولبک قرار بدید. با تشکیل پولبک بعدی و پایان اون، دوباره استاپلاس رو جابجا کنید.
البته، اگه در همون تایمفریم معاملاتی خودتون، یک سطح حمایت یا مقاومت مهم و قوی رو تشخیص دادید، نیازی نیست حتماً برای تعیین استاپلاس یا هدف دوم به تایمفریم بالاتر برید. انعطافپذیری در این زمینه مهمه.
روشهای ورود به معامله با دستورات معاملاتی
انتخاب روش ورود به معامله، کاملاً به استراتژی، تجربه و شخصیت ریسکپذیری شما بستگی داره. دو روش اصلی وجود داره:
-
ورود مستقیم (Market Order): به محض اینکه دستور معاملاتی شما تأیید شد و سیگنال ورود رو گرفتید، میتونید با یک Market Order مستقیماً وارد معامله بشید. مزیت این روش، اینه که هیچ فرصتی رو از دست نمیدید. اما ممکنه قیمت ورودتون کمی با قیمت دلخواهتون تفاوت داشته باشه (اسلیپیج).
-
ورود با سفارشات لیمیت (Limit Order): میتونید از سفارشات Buy Limit یا Sell Limit استفاده کنید. مثلاً اگر بعد از یک پولبک (PB یا BPB) قصد ورود دارید، میتونید سفارش لیمیت خودتون رو کمی پایینتر از قیمت فعلی (برای خرید) یا بالاتر (برای فروش) قرار بدید. مزیت این روش، ورود در قیمت بهتر و با ریسک کمتره. اما خطر از دست دادن معامله هم وجود داره؛ چون ممکنه قیمت به سفارش لیمیت شما نرسه و حرکت کنه.
طبق تجربه من، برای تریدرهای تازهکار، ورود مستقیم با حجم کم و استاپلاس مشخص، گزینه امنتریه. اما با افزایش تجربه، میتونید از لیمیتها برای بهینهسازی نقاط ورودتون استفاده کنید. مهم اینه که قبل از هر ورود، تحلیل کاملی از بازار داشته باشید و همیشه از ابزارهای مدیریت ریسک مثل استاپلاس و تریلینگ استاپ بهره ببرید. امنیت سرمایه شما، مهمترین اصل در بازارهای مالیه.













با سلام و خسته نباشید، به نظرم بهتر می بود که عبارت اصلی هریک از اختصارات مربوط به دستورهای معاملاتی را هم در متن بگنجانید تا بهتر در ذهن خواننده حلاجی شود. من خیلی مشتاق بودم که درک بهتری از این مقاله داشته باشم ولی به این شکل برایم کارساز نبود.
سلام همراه گرامی
تصور بر این هست که شخصی که اقدام به یادگیری پرایس اکشن میتونه با اختصارات و انواع دستورات معاملاتی بصورت کلی آشنایی داره. شما اگر نیاز به این موارد دارید در بخش آموزش 0 تا 100 فارکس بصورت مفصل در مورد این موضوع در مقالات دیگه منتشر کردیم.
یه مطلب رو یه سایت خارجی میذاره یه سایت ایرانی ناقص ترجمش میکنه و 2000 تا سایت ایرانیه دیگه همون رو کپی میکنن.
سلام دوست عزیز خوشحال هستیم که از سایت ما بازدید کردید.
چند نکته رو حتما به یاد داشته باشید:
1: دلیل شباهت مقالات تمامی سایتها بخاطر این نیست که لزوما همه ترجمه کردن بلکه به این دلیل هست که مطالب یک مفهوم رو میخوان برسونن.
2: درسته برخی بخشها ممکن هست ترجمه شده سایت دیگه ای باشه ولی خوب اگر کمی بیشتر به همین پست بعنوان نمونه دقت کنید متوجه میشید که ترجمه محض نیستند.
موفق باشید