فهرست مطالب

اگر در دنیای پرهیجان فارکس و تحلیل تکنیکال غرق شده‌اید و دنبال یک قطب‌نمای مطمئن می‌گردید، 10 قانون جان مورفی همان چیزی است که نیاز دارید. این قوانین، که توسط خود جان مورفی، یکی از برجسته‌ترین تحلیلگران و معامله‌گران بازار مالی، تدوین شده‌اند، نه تنها یک چارچوب ذهنی قدرتمند برای شما فراهم می‌کنند، بلکه به شما کمک می‌کنند تا از پیچیدگی‌های بازار عبور کرده و تصمیمات معاملاتی بهتری بگیرید. به عنوان یک تریدر با تجربه، به شما اطمینان می‌دهم که این ده قانون جان مورفی سنگ بنای هر تحلیل تکنیکال موفقی است. بیایید با هم این اصول طلایی را که هر تریدری باید بداند، مرور کنیم.

نقشه راه مقاله

💡

آنچه یاد می‌گیرید

چرا 10 قانون جان مورفی بعد از سال‌ها هنوز هم کاربردی است؟

👤

جان مورفی کیست؟

با خالق این قوانین طلایی آشنا شوید و از تجربیات او درس بگیرید.

📈

هر 10 قانون به زبان ساده

توضیح عملی و کاربردی هر قانون با دیدگاه یک تریدر واقعی.

چگونه این قوانین را در ترید به کار ببریم؟

نکات عملی برای ادغام این اصول در استراتژی معاملاتی شما.

جان مورفی، تحلیلگر ارشد فنی StockCharts.com، نویسنده پرفروش و سخنرانی که بارها و بارها دانشش را با هزاران تریدر به اشتراک گذاشته، این قوانین را بر اساس سال‌ها تجربه و پاسخ به سوالات رایج تریدرهای جدید تدوین کرده است. این مقاله از بخش آموزش غیر حضوری فارکس سایت تجارت فارکس است که با هدف ارتقاء دانش معاملاتی شما آماده شده است.


دوره آموزش رایگان فارکس

جان مورفی کیست؟ آشنایی با خالق 10 قانون جان مورفی

در دنیای پرهیاهوی بازارهای مالی، جایی که هر روز هزاران تحلیل و پیش‌بینی منتشر می‌شود، پیدا کردن یک صدای معتبر و قابل اعتماد مثل پیدا کردن گنج است. جان مورفی دقیقاً یکی از این صداهاست. او نه فقط یک نظریه‌پرداز، بلکه یک تحلیلگر با بیش از سی سال تجربه عملی در بازار است.

سوالات اساسی هر تریدری این است: بازار به کدام سمت می‌رود؟ تا کجا می‌تواند بالا یا پایین برود؟ و چه زمانی جهت حرکتش را تغییر می‌دهد؟ مورفی با درک عمیق این دغدغه‌ها، ده قانون جان مورفی را تدوین کرده است. این قوانین، فراتر از نمودارها و فرمول‌های پیچیده، مفاهیم بنیادی تحلیل تکنیکال را به ساده‌ترین شکل ممکن توضیح می‌دهند. هدف او این بود که ابزارهای اصلی تحلیل تکنیکال و نحوه استفاده از آن‌ها برای شناسایی فرصت‌های خرید و فروش را به وضوح تعریف کند.

قبل از اینکه به StockCharts بپیوندد، جان مورفی به مدت 7 سال تحلیلگر فنی محبوب CNBC-TV در برنامه “Tech Talk” بود. او همچنین سه کتاب پرفروش در این زمینه نوشته است: “تحلیل تکنیکال بازارهای مالی”، “تجارت با تحلیل درون مارکت” و “سرمایه‌گذار بصری”. در کتاب “سرمایه‌گذار بصری”، او بر اهمیت عناصر بصری تحلیل تکنیکال تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که درک “جهت” حرکت بازار (بالا یا پایین) اغلب مهم‌تر از دانستن “دلیل” آن جهت‌گیری است. این همان دیدگاهی است که یک تریدر واقعی برای تصمیم‌گیری سریع و مؤثر به آن نیاز دارد.

بروکر آلپاری محبوبترین بروکر در ایرانیان بروکر آلپاری محبوبترین بروکر در ایرانیان

قانون اول: روندها را رسم کنید و تصویر بزرگ را ببینید

بسیاری از تریدرها، به خصوص تازه‌کارها، فقط روی نمودارهای کوتاه مدت تمرکز می‌کنند و تصویر بزرگ بازار را از دست می‌دهند. این یک اشتباه رایج و پرهزینه است! طبق تجربه من، برای شروع تحلیل همیشه باید از نمودارهای بلندمدت، یعنی ماهانه و هفتگی که چندین سال را پوشش می‌دهند، استفاده کنید. این کار به شما یک “نقشه بزرگ” از بازار می‌دهد و چشم‌انداز طولانی‌مدت و بهتری از روند اصلی را نشان می‌دهد.

وقتی روند بلندمدت مشخص شد، حالا می‌توانید به سراغ نمودارهای روزانه و 4 ساعته بروید. اگرچه ممکن است در تایم‌فریم‌های کوتاه‌تر معامله کنید، اما همیشه باید در جهت روند اصلی بازار حرکت کنید. معامله کردن خلاف جهت روند بلندمدت، مثل شنا کردن خلاف جریان آب است؛ خسته‌کننده، پرخطر و معمولاً بی‌نتیجه. جان مورفی اینجا به درستی اشاره می‌کند که حتی برای معاملات کوتاه‌مدت، اگر در جهت روند میان‌مدت و بلندمدت معامله کنید، شانس موفقیت‌تان به مراتب بیشتر خواهد بود.

قانون دوم: روند را بشناسید و با آن همراه شوید

این قانون به ظاهر ساده، اما در عمل چالش‌برانگیز است. بازار همیشه در حال حرکت است و روندهای مختلفی دارد: بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت. اولین قدم این است که مشخص کنید شما قصد دارید در کدام تایم‌فریم معامله کنید و سپس نمودار مناسب آن را انتخاب کنید.

اما نکته کلیدی اینجاست: همیشه در جهت روند معامله کنید! اگر روند صعودی است، به دنبال فرصت‌های خرید باشید. اگر روند نزولی است، به دنبال فرصت‌های فروش باشید. این جمله “در صورت افزایش روند نزولی بخرید” که در متن اصلی آمده، کمی گمراه‌کننده است. منظور جان مورفی این است که اگر روند نزولی به پایان رسیده و نشانه‌های تغییر روند به صعودی را می‌بینید، آنگاه بخرید. اما تا زمانی که روند نزولی پابرجا است، باید بفروشید. به عبارت دیگر، روند را دوست خود بدانید و با او همراه شوید. اگر در تایم‌فریم میان‌مدت ترید می‌کنید، نمودارهای روزانه و هفتگی را چک کنید. برای ترید روزانه، نمودارهای روزانه و 4 ساعته را ببینید. در هر صورت، اجازه دهید تایم‌فریم بالاتر، روند اصلی را به شما نشان دهد و از تایم‌فریم‌های کوتاه‌تر فقط برای زمان‌بندی دقیق ورود و خروج استفاده کنید.

قانون سوم: Low و High را پیدا کنید: سطوح حمایت و مقاومت

پیدا کردن سقف‌ها و کف‌ها، یا همان سطوح حمایت و مقاومت، از اساسی‌ترین مهارت‌های یک تریدر است. طبق تجربه، بهترین نقاط برای خرید، نزدیک به سطوح حمایتی هستند. این‌ها مناطقی هستند که خریداران قبلاً وارد عمل شده‌اند و احتمالاً دوباره هم وارد می‌شوند. به همین ترتیب، بهترین نقاط برای فروش، نزدیک به سطوح مقاومتی هستند که قبلاً فروشندگان فعال شده‌اند.

یک نکته مهم که اغلب نادیده گرفته می‌شود: مقاومت معمولاً یک اوج قبلی است. اما وقتی این مقاومت شکسته می‌شود، معمولاً در برگشت‌های بعدی به عنوان حمایت عمل می‌کند. به زبان ساده، “سقف” قدیمی به “کف” جدید تبدیل می‌شود. عکس این قضیه هم صادق است؛ وقتی یک سطح حمایتی شکسته می‌شود، در پولبک‌های بعدی به عنوان مقاومت عمل می‌کند. پس “کف” قدیمی می‌تواند به “سقف” جدید تبدیل شود. درک این تغییر نقش‌ها برای پیش‌بینی حرکت‌های بعدی بازار حیاتی است. Low = حمایت و High = مقاومت، این را همیشه به خاطر بسپارید.

قانون چهارم: مشخص کنید تا چه حد باید عقب بمانید (اصلاحات قیمت)

هیچ روندی مستقیم حرکت نمی‌کند؛ بازار همیشه نفس می‌گیرد و اصلاح می‌کند. توانایی اندازه‌گیری این اصلاحات یکی از مهارت‌های کلیدی است. اصلاحات بازار، چه به سمت بالا و چه به سمت پایین، معمولاً بخش قابل توجهی از روند قبلی را پوشش می‌دهند. می‌توانید این اصلاحات را با درصدهای ساده اندازه‌گیری کنید.

طبق تجربه و آمار، اصلاح 50 درصدی روند قبلی رایج‌ترین حالت است. حداقل اصلاح معمولاً یک سوم (33%) و حداکثر اصلاح معمولاً دو سوم (67%) روند قبلی است. سطوح فیبوناچی 38% و 62% هم ارزش بررسی دارند و در بسیاری از موارد نقاط برگشت مهمی را نشان می‌دهند. وقتی بازار در یک روند صعودی اصلاح می‌کند، منطقه 33-38% اصلاحی، اغلب یک فرصت عالی برای خرید محسوب می‌شود. این‌ها نقاطی هستند که تریدرهای حرفه‌ای به دنبال ورود مجدد به روند اصلی هستند.

قانون پنجم: خطوط روند را ترسیم کنید

خطوط روند، با وجود سادگی‌شان، از قدرتمندترین ابزارهای تحلیل تکنیکال هستند. برای رسم یک خط روند صعودی، کافی است دو کف متوالی را به هم وصل کنید. برای خط روند نزولی، دو سقف متوالی را به هم وصل کنید. قیمت‌ها اغلب قبل از ادامه روند خود، به این خطوط روند بازمی‌گردند. این برگشت‌ها فرصت‌های ورود خوبی را فراهم می‌کنند.

شکست خطوط روند معمولاً نشانه‌ای قوی از تغییر روند است. اما یک نکته مهم: یک خط روند معتبر باید حداقل سه بار لمس شود. هرچه یک خط روند طولانی‌تر باشد و تعداد برخوردها با آن بیشتر باشد، اعتبار و اهمیت آن بیشتر است. در واقع، این خطوط مثل مرزهای نامرئی عمل می‌کنند که تا زمانی که قیمت از آن‌ها عبور نکرده، روند اصلی پابرجا است. به عنوان یک تریدر، همیشه نمودارهایم را با خطوط روند آپدیت می‌کنم؛ این یک عادت ضروری است.

قانون ششم: میانگین‌های متحرک را دنبال کنید

میانگین‌های متحرک (Moving Averages) ابزارهای تأخیری هستند، یعنی به شما نمی‌گویند چه اتفاقی *قرار است* بیفتد، بلکه به شما می‌گویند چه اتفاقی *در حال افتادن* است. اما همین اطلاعات تأییدی، فوق‌العاده ارزشمند است. عبور قیمت از بالای میانگین متحرک یا پایین‌تر از آن، سیگنال‌های خرید و فروش عینی ارائه می‌دهد. آن‌ها به شما نشان می‌دهند که آیا روند موجود هنوز قوی است یا در حال تضعیف و تغییر است.

در معاملات، من معمولاً از سه دوره مهم استفاده می‌کنم: میانگین 20 روزه برای روند کوتاه‌مدت، 50 روزه برای روند میان‌مدت و 200 روزه برای روند اصلی (بلندمدت). تقاطع دو میانگین متحرک هم سیگنال‌های مهمی می‌دهد. ترکیب‌های محبوب شامل 5-20 روز، 20-50 روز و 50-200 روز هستند. میانگین متحرک نمایی (EMA) به دلیل وزن بیشتری که به قیمت‌های اخیر می‌دهد، اغلب برای ردیابی تقاطع‌ها مناسب‌تر است. این ابزارها به شما کمک می‌کنند تا از “فیلتر” روند استفاده کنید و فقط در جهت روند اصلی معامله کنید.

بروکر برتر اروپا در سال 2020

قانون هفتم: نوسان‌سازها (Oscillators) را یاد بگیرید

در حالی که میانگین‌های متحرک تغییر روند را تأیید می‌کنند، نوسان‌سازها (Oscillators) اغلب به ما هشدار می‌دهند که بازار در وضعیت “خرید بیش از حد” (Overbought) یا “فروش بیش از حد” (Oversold) قرار گرفته و احتمالاً به زودی تغییر جهت می‌دهد. این‌ها ابزارهای پیشروتری هستند.

دو مورد از معروف‌ترین آن‌ها شاخص قدرت نسبی (RSI) و استوکاستیک (Stochastics) هستند. هر دو در مقیاس 0 تا 100 کار می‌کنند. در RSI، بالای 70 نشان‌دهنده Overbought و زیر 30 نشان‌دهنده Oversold است. برای استوکاستیک، این مقادیر 80 و 20 هستند. اکثر تریدرها از تنظیمات 14 روز یا هفته برای استوکاستیک و 9 یا 14 روز یا هفته برای RSI استفاده می‌کنند. واگرایی‌های (Divergences) نوسان‌سازها هم اغلب هشدارهای اولیه برای چرخش بازار هستند. این ابزارها در بازارهای رنج و بدون روند قوی، بهترین عملکرد را دارند و سیگنال‌های هفتگی می‌توانند به عنوان فیلتر سیگنال‌های روزانه عمل کنند.

قانون هشتم: علائم هشداردهنده را بشناسید: اندیکاتور MACD

اندیکاتور MACD (Moving Average Convergence Divergence) که توسط جرالد اپل توسعه یافته، ترکیبی هوشمندانه از سیستم تقاطع میانگین متحرک و عناصر Overbought/Oversold یک نوسان‌ساز است. این اندیکاتور، قدرت و جهت روند را به خوبی نشان می‌دهد.

سیگنال خرید زمانی رخ می‌دهد که خط سریع‌تر (MACD Line) از خط کندتر (Signal Line) به سمت بالا عبور کند و هر دو خط زیر صفر باشند. این نشان‌دهنده شروع یک حرکت صعودی از ناحیه منفی است. برعکس، سیگنال فروش زمانی اتفاق می‌افتد که خط سریع‌تر از خط کندتر به سمت پایین عبور کند و هر دو خط بالای صفر باشند. به عبارت دیگر، وقتی دو خط یکدیگر را به سمت پایین قطع می‌کنند و زیر خط صفر قرار می‌گیرند، سیگنال فروش قوی‌تری ایجاد می‌شود. سیگنال‌های هفتگی MACD بر سیگنال‌های روزانه اولویت دارند. هیستوگرام MACD که تفاوت بین دو خط را نشان می‌دهد، هشدارهای حتی سریع‌تری درباره تغییرات روند می‌دهد. این میله‌ها به شما کمک می‌کنند تا شتاب حرکت بازار را درک کنید.

قانون نهم: روند هست یا روند نیست؟ از نشانگر ADX استفاده کنید

یکی از مهم‌ترین سوالاتی که هر تریدر باید قبل از ورود به معامله از خود بپرسد این است: “آیا بازار در روند است یا رنج؟” اینجا جایی است که Average Directional Index (ADX) به کمک ما می‌آید. خط ADX به شما کمک می‌کند تا قدرت یک روند را بسنجید، نه جهت آن را.

افزایش خط ADX نشان‌دهنده وجود یک روند قوی است، چه صعودی و چه نزولی. سقوط خط ADX، برعکس، نشان‌دهنده یک بازار رنج (Range-bound) و عدم وجود روند قوی است. وقتی ADX در حال افزایش است، استراتژی‌های مبتنی بر روند (مثل دنبال کردن میانگین متحرک) بهتر کار می‌کنند. وقتی ADX در حال کاهش است، استراتژی‌های مبتنی بر نوسان‌سازها (مثل RSI و استوکاستیک) که در بازارهای رنج عملکرد بهتری دارند، مناسب‌تر هستند. به عنوان یک تریدر، تشخیص درست این وضعیت بازار، کلید انتخاب استراتژی معاملاتی صحیح و جلوگیری از ضررهای بی‌مورد است.

قانون دهم: علائم و نشانه‌های تاییدکننده را بشناسید: حجم معاملات

این قانون، که متأسفانه اغلب توسط تریدرهای تازه‌کار نادیده گرفته می‌شود، یکی از مهم‌ترین تأییدکننده‌ها در تحلیل تکنیکال است: حجم معاملات را نادیده نگیرید! حجم مقدم بر قیمت است و می‌تواند صحت یک حرکت قیمتی را تأیید کند یا به شما هشدار دهد که روند در حال تضعیف است.

در یک روند صعودی، باید شاهد افزایش حجم در روزهای رشد قیمت باشیم. این یعنی پول جدید وارد بازار می‌شود و از روند حمایت می‌کند. اگر در یک روند صعودی، قیمت بالا می‌رود اما حجم معاملات کاهش می‌یابد، این یک علامت هشدار جدی است که روند رو به پایان است و خریداران جدید کمتر و کمتر می‌شوند. به همین ترتیب، در یک روند نزولی، افزایش حجم در روزهای کاهش قیمت، نشان‌دهنده قدرت فروشندگان است. کاهش حجم در روند نزولی هم می‌تواند نشانه‌ای از تضعیف روند باشد. برای بررسی حجم، می‌توانید از اندیکاتور Volume استفاده کنید. این یک ابزار ساده اما فوق‌العاده قدرتمند است که به شما دید عمیق‌تری از پویایی بازار می‌دهد.

افزایش حجم تأیید می‌کند که پول جدید از روند غالب حمایت می‌کند.

کاهش حجم غالباً هشداردهنده ای است که روند رو به پایان است.

این‌ها 10 قانون جان مورفی بودند که هر تریدر موفقی باید آن‌ها را درک کند و به کار گیرد. و در اینجا لازم است به یک جمله زیبا از خود جان مورفی اشاره کنیم:

همیشه ادامه بده. تجزیه و تحلیل فنی مهارتی است که با تجربه و مطالعه بهبود می‌یابد. همیشه دانشجو باشید و به یادگیری ادامه دهید.

جان مورفی

جمع بندی 10 قانون جان مورفی John Murphy: گنجینه‌ای برای هر تریدر

در این مقاله به طور جامع به 10 قانون جان مورفی، که از اصول بنیادین تحلیل تکنیکال هستند، پرداختیم. این قوانین، که توسط جان مورفی، یکی از پیشگامان این حوزه، تدوین شده‌اند، به قدری با اهمیت هستند که توصیه می‌کنم آن‌ها را برای خودتان یادداشت کنید و مدام مرور کنید.

همانطور که دیدید، در این قوانین به برخی از اندیکاتورهای فارکس و نوسان‌سازها اشاره شد. اگر نیاز به آموزش بیشتر درباره هر یک از این ابزارها دارید، می‌توانید به بخش بهترین اندیکاتور های فارکس در سایت ما مراجعه کنید و آموزش‌های کامل و کاربردی آن‌ها را مشاهده کنید.

یک نکته بسیار مهم که باید به آن توجه کنید این است که 10 قانون جان مورفی به معنی یک استراتژی معاملاتی کامل یا یک سبک تحلیل تکنیکال مجزا نیستند. بلکه این‌ها اصول و راهنماهایی هستند که شما می‌توانید با استفاده از هر کدام، در کنار سبک و استراتژی معاملاتی خودتان، از آن‌ها بهره ببرید تا دیدگاه جامع‌تر و قوی‌تری از بازار داشته باشید. این قوانین، فیلترهایی هستند که به شما کمک می‌کنند تصمیمات معاملاتی هوشمندانه‌تری بگیرید و از دام‌های رایج بازار دوری کنید. تصویر زیر این ده قانون را به صورت یکجا برای شما خلاصه کرده است؛ حتماً آن را ذخیره کنید!

پیشنهاد می‌کنم مطالعه کنید:

ّبروکر فارکس ifc markets بروکر فارکس ifc markets

اگر در بروکرهای فارکس فعالیت دارید و مشکل شارژ و برداشت از بروکر فارکس را دارید؟

آیا به دنبال به صرفه‌ترین روش برای واریز و برداشت در بروکرهای فارکس هستید؟

آیا نیاز به یک سایت معتبر برای خرید و فروش داخل بروکرهای فارکس دارید؟

ما به شما سایت وی شارژ، اولین صرافی تخصصی بروکر فارکس را معرفی می‌کنیم.

دارای درگاه بانکی و بدون محدودیت در خرید و فروش.


وی شارژ صرافی تخصصی فارکس

سوالات متداول درباره 10 قانون جان مورفی, جان مورفی, John Murphy, ده قانون جان مورفی

10 قانون جان مورفی چه کاربردی برای تریدرها دارد؟
این قوانین، اصول بنیادین تحلیل تکنیکال را توضیح می‌دهند و به تریدرها کمک می‌کنند تا روندهای بازار را شناسایی، نقاط ورود و خروج را تعیین و تصمیمات معاملاتی هوشمندانه‌تری بگیرند. این قوانین، نقشه راهی برای درک بهتر ساختار بازار هستند.

آیا 10 قانون جان مورفی یک استراتژی معاملاتی کامل است؟
خیر، این قوانین یک استراتژی معاملاتی کامل نیستند. آن‌ها مجموعه‌ای از اصول و راهنماها هستند که می‌توانید آن‌ها را در کنار استراتژی معاملاتی شخصی خود به کار ببرید تا تحلیل‌هایتان دقیق‌تر و تصمیماتتان قوی‌تر شود.

چرا باید به قوانین John Murphy توجه کنیم؟
جان مورفی یکی از برجسته‌ترین تحلیلگران تکنیکال با بیش از 30 سال تجربه است. قوانین او بر اساس سال‌ها مشاهده و تحلیل بازار تدوین شده‌اند و به دلیل سادگی و اثربخشی، هنوز هم برای تریدرها در هر سطحی کاربرد فراوان دارند.

چگونه می‌توانیم ده قانون جان مورفی را در معاملات روزانه خود پیاده‌سازی کنیم؟
با شروع از نمودارهای بلندمدت برای شناسایی روند اصلی، معامله در جهت روند، استفاده از سطوح حمایت و مقاومت، و تأیید سیگنال‌ها با ابزارهایی مانند میانگین‌های متحرک، نوسان‌سازها و حجم معاملات. تمرین و مطالعه مداوم کلید پیاده‌سازی موفق این قوانین است.

4.9/5 - (12 امتیاز)
آنچه آموختید

میتونی از طریق دکمه های زیر این مقاله رو در شبکه های اجتماعی یا ایمیل با دوستان خودت به اشتراک بزاری.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email

من در شبکه های اجتماعی زیر حضور دارم

حالا که تا آخر مقاله اومدی یک خبر خوش دارم برات. میتونی سوالی اگه برات پیش اومده با پرکردن فرم زیر از من بپرسی تا توی ویدئوهای از من بپرس جوابت رو بدم بهت.

البته میتونی توی بخش نظرات هم بپرسی تا جواب کوتاه و سریع رو هم اونجا بهت بدم.

سوال خودت رو بپرس توی ویدئو در بخش از من بپرس جوابش رو بگیر

نام
لطفا سوالت رو بصورت دقیق تایپ کن تا جواب دقیق بهت بدم.
این فیلد برای اعتبار سنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند .

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: 2 + 3 =

یک دیدگاه ثبت شده
  • م
    مهدی ایمانخواه
    4 سال پیش

    سلام به مجموعه خوب تجارت فارکس. واقعا ممنون بابت آموزش هاتون مخصوصا اساتید خارجی مثل جان مورفی واقعا یکی از بهترین آموزش ها هست