آیا تا به حال حس کردهاید که بازار فارکس مثل یک اقیانوس بیکران است و شما بدون قطبنما در آن سرگردانید؟ جایی که هر حرکت قیمت میتواند شما را به سود یا زیان بکشاند و پیدا کردن نقاط ورود و خروج مطمئن، شبیه پیدا کردن سوزن در انبار کاه است. خب، وقتش رسیده که با یکی از قدرتمندترین ابزارهای تحلیل تکنیکال آشنا شوید: پیوت پوینت. این سطوح جادویی، نه تنها نقش یک قطبنمای دقیق را برای شما بازی میکنند، بلکه به شما کمک میکنند تا مثل یک تریدر حرفهای، مسیر حرکت احتمالی بازار را پیشبینی کنید و بهترین تصمیمات معاملاتی را بگیرید.
برخلاف بسیاری از کلیشههای اینترنتی، پیوت پوینت یک ابزار واقعی است که من در معاملات روزانه خودم از آن استفاده میکنم. این مقاله قرار نیست یک تعریف خشک و خالی از ویکیپدیا باشد؛ بلکه حاصل سالها تجربه عملی من در بازار زنده است. اینجا میخواهم به شما نشان دهم که چطور میتوانید با انواع مختلف پیوت پوینت آشنا شوید، آنها را در استراتژیهای معاملاتی خود پیاده کنید و در نهایت، به سطحی از اطمینان در معاملات برسید که قبلاً تجربه نکردهاید. آمادهاید تا اسرار تریدرهای حرفهای را کشف کنید؟
نقشه راه مقاله
آنچه یاد میگیرید
درک عمیق از مفهوم پیوت پوینت و اهمیت آن در فارکس.
انواع پیوت پوینت
آشنایی با ۵ نوع اصلی پیوت پوینت: استاندارد، وودی، کاماریلا، فیبوناچی و دیمارک.
استراتژیهای معاملاتی
یادگیری استراتژیهای عملی برای ورود، خروج و مدیریت ریسک با پیوت پوینت.
همگرایی تکنیکال
نحوه ترکیب پیوت پوینت با سایر اندیکاتورها برای سیگنالهای قویتر.
پیوت پوینت: چرا هر تریدری باید آن را بشناسد؟
تریدرهای فارکس همیشه به دنبال نقاطی هستند که بازار ممکن است در آنجا واکنش نشان دهد. این نقاط میتوانند سطوح حمایت یا مقاومت باشند. پیوت پوینت دقیقاً همین کار را برای شما انجام میدهد: نواحی کلیدیای را مشخص میکند که احتمالاً قیمت به آنها واکنش نشان خواهد داد. فراتر از آن، پیوت پوینتها به شما کمک میکنند تا احساس کلی بازار را در یک بازه زمانی مشخص بسنجید.
جالب است بدانید که ریشه پیوت پوینتها به بازارهای آتی و تریدرهای کف بورسی برمیگردد. قبل از شروع معاملات روزانه، آنها با استفاده از قیمتهای بالا، پایین و بسته شدن روز قبل، این نقاط را محاسبه میکردند. این کار به آنها دید روشنی از سطوح مهم روز میداد و کمک میکرد تا در “سمت درست” بازار قرار بگیرند. این روش، هنوز هم بعد از گذشت سالها، در بازارهای سهام، آتی و البته فارکس به شدت کارآمد است.
در بازار 24 ساعته فارکس، جایی که سه جلسه اصلی (آسیا، اروپا، آمریکا) پشت سر هم فعال هستند، سطوح پیوت اهمیت ویژهای پیدا میکنند. طبق تجربه من، وقتی حجم معاملات بالاست، این سطوح میتوانند فرصتهای شکست (Breakout) فوقالعادهای ایجاد کنند. در مقابل، در دورههای کمحجمتر، مثل بین دو جلسه معاملاتی، اغلب میبینیم که قیمت در محدودهی این سطوح نوسان میکند.
چیزی که پیوت پوینت را از بسیاری از اندیکاتورهای دیگر متمایز میکند، خاصیت پیشرو بودن آن است. یعنی برخلاف اندیکاتورهای تاخیری که بر اساس دادههای گذشته سیگنال میدهند، پیوت پوینتها سعی در پیشبینی واکنشهای آتی قیمت دارند. این ویژگی باعث شده که بسیاری از تریدرها، پیوت پوینتها را به سایر سطوح افقی ترجیح دهند، چون هم درکشان سادهتر است و هم کمتر ذهنی هستند.
البته، همیشه هستند کسانی که میگویند پیوت پوینتها فقط به این دلیل کار میکنند که همه به آنها نگاه میکنند (Self-fulfilling prophecy). شاید این حرف تا حدی درست باشد، اما از دید یک تریدر واقعی، تا زمانی که این ابزار به سودآوری معاملات کمک میکند، دلیلی برای کنار گذاشتن آن وجود ندارد. در نهایت، این نتایج واقعی شما در بازار است که اهمیت دارد، نه بحثهای تئوریک.
معاملهگری با پیوت پوینت: از تئوری تا عمل
مفهوم حمایت و مقاومت، ستون فقرات هر معاملهگری موفق است. معامله کردن بدون درک این نقاط، مثل رانندگی در تاریکی بدون چراغ است و معمولاً به شکست ختم میشود. پیوت پوینت دقیقاً همان چراغ راهنماست که به شما کمک میکند تا نقاطی را پیدا کنید که احتمالاً حجم سفارشات زیادی در آنها متمرکز شده است. یادتان باشد، بسیاری از تریدرها حد ضرر (Stop Loss) و حد سود (Take Profit) خود را اطراف این سطوح قرار میدهند، پس انتظار فعالیت قیمتی بالا در این نواحی را داشته باشید؛ چه به صورت برگشت (Reversal) و چه به صورت شکست (Breakout).
تریدرهای روزانه (Day Traders) معمولاً به سطوح پیوت روزانه که از قیمتهای بالا، پایین و بسته شدن روز قبل محاسبه میشوند، تکیه میکنند. این تریدرها اغلب در تایمفریمهای کوتاه مثل 5، 10 یا 15 دقیقه معامله میکنند. اما فکر نکنید که پیوت پوینت فقط برای کوتاهمدتکارهاست! بسیاری از تریدرهای سوئینگ (Swing Traders) و میانمدت نیز از پیوتها استفاده میکنند، با این تفاوت که آنها بیشتر روی پیوتهای هفتگی یا ماهانه تمرکز دارند.
روشهای مختلفی برای ادغام پیوتها در معاملات شما وجود دارد، اما سه استراتژی اصلی وجود دارد که من خودم بارها از آنها استفاده کردهام:
- معاملات شکست (Breakout Trading): استفاده از این سطوح برای ورود به معاملات پس از شکست قاطع یک سطح.
- معاملات برگشتی (Reversal Trading): استفاده از این سطوح برای ورود به معاملات در جهت معکوس روند، زمانی که قیمت به یک سطح پیوت میرسد و واکنش نشان میدهد.
- مدیریت سود و خروج: استفاده از پیوتها به عنوان نقاط هدف برای برداشت سود یا خروج از معامله.
بیایید چند مثال عملی را با هم بررسی کنیم. اولین مثال، یک معامله شکست با استفاده از پیوت پوینت است:
در نمودار بالا، ناحیهای که با یک کندل قدرتمند شکسته شده و زیر سطح حمایت 1 (S1) بسته شده است را میبینید. این یک سیگنال قوی برای معامله شکست به سمت پایین است. این کندل نشان میدهد که فروشندگان کنترل بازار را به دست گرفتهاند و احتمال ادامه روند نزولی بالاست.
مثال بعدی، یک معامله برگشت روند با استفاده از پیوت پوینت است:
این نمودار به خوبی نشان میدهد که یک معامله برگشت روند چگونه کار میکند. قیمت به طور پیوسته در حال افزایش بوده و سپس به سطح پیوت پوینت (P) نزدیک میشود. در این نقطه، شما یک کندل چکش (Hammer) میبینید که نشاندهنده ضعف خریداران است. پس از آن، الگوی ستاره شب (Evening Star) روی نمودار شکل میگیرد که یک الگوی برگشتی نزولی قوی است. قیمت دوباره سطح پیوت (P) را آزمایش میکند و سپس به شدت سقوط میکند. این نشان میدهد که سطح پیوت به عنوان یک مقاومت عمل کرده است.
انواع پیوت پوینت: کدام یک برای شما مناسب است؟
شاید فکر کنید پیوت پوینت، فقط یک نوع است. اما در واقع، انواع مختلفی از آن وجود دارد که هر کدام فرمول محاسبه و کاربردهای خاص خود را دارند. شناخت این تفاوتها به شما کمک میکند تا بهترین ابزار را برای سبک معاملاتی خود انتخاب کنید.
پیوت پوینت استاندارد: پایه و اساس همه چیز
نقاط پیوت استاندارد، که به آنها پیوتهای کف (Floor Pivots) یا کلاسیک هم میگویند، رایجترین و پرکاربردترین نوع پیوت پوینت هستند. من خودم هم اغلب از همین نوع در تحلیلهایم استفاده میکنم، چون اکثر تریدرها به آن توجه دارند و واکنشهای قیمتی بهتری را در این سطوح مشاهده میکنم.
محاسبه پیوت پوینت استاندارد با نقطه پیوت پایه (P) شروع میشود. این نقطه، در واقع میانگین قیمتهای بالا، پایین و بسته شدن روز قبل است:
فرمول پیوت پوینت پایه (P):
P = (بالا + پایین + بستن) / 3
با داشتن P، میتوانیم سطوح حمایت (S) و مقاومت (R) را محاسبه کنیم:
فرمول حمایت 1 (S1):
S1 = (2 × P) – بالاترین روز قبل
فرمول مقاومت 1 (R1):
R1 = (2 × P) – پایینترین روز قبل
حالا نوبت به سطوح دوم میرسد:
فرمول حمایت 2 (S2):
S2 = P – (بالاترین – پایینترین)
فرمول مقاومت 2 (R2):
R2 = P + (بالاترین – پایینترین)
همانطور که میبینید، S2 پایینتر از S1 و R2 بالاتر از R1 قرار میگیرد. این سطوح، محدودههایی را برای شما مشخص میکنند که میتوانید انتظار واکنش قیمت را داشته باشید.
نمودار بالا، پنج روز فعالیت جفت ارز EUR/USD را در تایمفریم 15 دقیقه نشان میدهد که اندیکاتور پیوت پوینت استاندارد روی آن اعمال شده است. سطوح مقاومت با رنگ سبز، سطوح حمایت با رنگ قرمز و نقطه پیوت (P) با رنگ سیاه مشخص شدهاند. به دقت نگاه کنید و متوجه میشوید که چگونه قیمت در چندین نقطه به این سطوح واکنش نشان داده است. این واکنشها، همان فرصتهای معاملاتی هستند که ما به دنبالشان هستیم.
پیوت پوینت وودی: وزندهی به قیمت بسته شدن
نقاط پیوت وودی (Woodie’s Pivots) رویکرد کمی متفاوت با پیوتهای استاندارد دارند. تفاوت اصلی در این است که فرمول وودی، وزن بیشتری به قیمت بسته شدن (Close Price) میدهد. این یعنی قیمت بسته شدن، تاثیر بیشتری در محاسبه نقطه پیوت پایه (PP) و در نتیجه سایر سطوح دارد.
فرمول پیوت پوینت وودی:
PP = (بالاترین + پایینترین + (2 × قیمت پایانی)) / 4
R1 = (2 × PP) – پایینترین
S1 = (2 × PP) – بالاترین
R2 = PP + (بالاترین – پایینترین)
S2 = PP – (بالاترین – پایینترین)
این وزندهی بیشتر به قیمت بسته شدن، شبیه به نحوه عملکرد میانگین متحرک نمایی (EMA) است، جایی که دادههای اخیر اهمیت بیشتری پیدا میکنند. در بازار 24 ساعته فارکس، اغلب میبینیم که قیمت باز شدن (Open Price) یک کندل، همان قیمت بسته شدن کندل قبلی است. این ویژگی، به پیوتهای وودی اهمیت خاصی میبخشد، زیرا آنها به آخرین حرکت قیمت، واکنش قویتری نشان میدهند.
پیوت پوینت کاماریلا: سطوح نزدیکتر، واکنشهای سریعتر
پیوت پوینت کاماریلا (Camarilla Pivots) در دهه 1980 توسط نیک اسکات معرفی شد. این نوع پیوتها هم مانند وودی، از قیمت بسته شدن و محدوده روز گذشته برای محاسبه سطوح استفاده میکنند، اما با یک تفاوت عمده: کاماریلا به جای 2 سطح حمایت و 2 سطح مقاومت، 4 سطح حمایت و 4 سطح مقاومت را ارائه میدهد. این یعنی در مجموع 9 سطح (با احتساب نقطه پیوت پایه).
نکته جالب در فرمول کاماریلا، استفاده از ضرایب خاصی است که باعث میشود سطوح حمایت و مقاومت به قیمت بسته شدن نزدیکتر باشند. این نزدیکی سطوح، فرصتهای بیشتری برای معاملات برگشتی در طول روز فراهم میکند.
فرمول پیوت پوینت کاماریلا:
4 سطح مقاومت (R):
R4 = پایانی + ((بالاترین – پایینترین) × 1.5000)
R3 = پایانی + ((بالاترین – پایینترین) × 1.2500)
R2 = پایانی + ((بالاترین – پایینترین) × 1.1666)
R1 = پایانی + ((بالاترین – پایینترین) × 1.0833)
1 سطح پیوت پوینت (PP):
PP = (بالاترین + پایینترین + پایانی) / 3
4 سطح حمایت (S):
S1 = پایانی – ((بالاترین – پایینترین) × 1.0833)
S2 = پایانی – ((بالاترین – پایینترین) × 1.1666)
S3 = پایانی – ((بالاترین – پایینترین) × 1.2500)
S4 = پایانی – ((بالاترین – پایینترین) × 1.5000)
طبق تجربه من، بسیاری از تریدرهای روزانه از سطوح R3 و S3 کاماریلا برای ورود به معاملات برگشتی استفاده میکنند. ایده اصلی این است که بازارها ماهیت چرخهای دارند و پس از یک حرکت قوی در جلسه گذشته، تمایل دارند به محدوده ارزش خود بازگردند. حد ضرر معمولاً در سطح R4 یا S4 قرار داده میشود. اگر قیمت به فراتر از R4 یا S4 حرکت کند، این نشاندهنده یک روند قوی است و ممکن است زمان آن رسیده باشد که به جای برگشتی، به دنبال معاملات ادامهدهنده (Trend-following) باشید.
پیوت پوینت فیبوناچی: ترکیب جادوی اعداد با پیوت
مطالعات فیبوناچی، از جمله اصلاحیهها (Retracements)، گسترشها (Extensions) و پروجکشنها (Projections)، در بازار فارکس فوقالعاده محبوب هستند. سطوح کلیدی فیبوناچی مانند 38.2% و 61.8%، همیشه مورد توجه تریدرها قرار دارند. حالا تصور کنید که بتوانید این قدرت فیبوناچی را با پیوت پوینت ترکیب کنید!
پیوت پوینت فیبوناچی (Fibonacci Pivots) دقیقاً همین کار را میکند. این روش بسیار شبیه به پیوت پوینت استاندارد است، با این تفاوت که ضرایب فیبوناچی (0.382، 0.618 و 1) به آن اضافه میشوند.
فرمول پیوت پوینت فیبوناچی:
مقاومت 3 = پیوت + (1 × (بالاترین – پایینترین))
مقاومت 2 = پیوت + (0.618 × (بالاترین – پایینترین))
مقاومت 1 = پیوت + (0.382 × (بالاترین – پایینترین))
پیوت پوینت (P) = (بالاترین + پایینترین + بسته) / 3
حمایت 1 = پیوت – (0.382 × (بالاترین – پایینترین))
حمایت 2 = پیوت – (0.618 × (بالاترین – پایینترین))
حمایت 3 = پیوت – (1 × (بالاترین – پایینترین))
برای محاسبه این سطوح، ابتدا نقطه پیوت پایه (P) را مانند پیوت استاندارد محاسبه میکنید. سپس، محدوده روز قبل (بالاترین منهای پایینترین) را در نسبتهای فیبوناچی مشخص شده ضرب میکنید. در نهایت، این نتایج را به پیوت پوینت اضافه میکنید تا سطوح مقاومت را به دست آورید و از پیوت پوینت کم میکنید تا سطوح حمایت را محاسبه کنید. این ترکیب، به شما سطوحی را میدهد که هم از منطق پیوت پوینت و هم از قدرت اعداد فیبوناچی بهره میبرند.
پیوت پوینت دیمارک: نگاهی متفاوت به سطوح حمایت و مقاومت
نقاط پیوت دیمارک (DeMark Pivots) که توسط تام دیمارک، تحلیلگر تکنیکال و تریدر مشهور معرفی شدهاند، رویکردی کاملاً متفاوت با سایر انواع پیوت پوینت دارند. این پیوتها ماهیت شرطی دارند و محاسبه آنها بر اساس رابطه بین قیمت باز شدن (Open) و قیمت بسته شدن (Close) است.
دیمارک از یک متغیر “X” برای محاسبه سطح مقاومت بالاتر و خط حمایت پایینتر استفاده میکند:
فرمول پیوت پوینت دیمارک:
اگر قیمت پایانی > قیمت افتتاحیه باشد، آنگاه X = (2 × بالاترین قیمت) + پایینترین قیمت + قیمت پایانی
اگر قیمت پایانی < قیمت افتتاحیه باشد، آنگاه X = بالاترین قیمت + (2 × پایینترین قیمت) + قیمت پایانی
اگر قیمت پایانی = قیمت افتتاحیه باشد، آنگاه X = بالاترین قیمت + پایینترین قیمت + (2 × قیمت پایانی)
پیوت پوینت = X / 4
مقاومت 1 = X / 2 – پایینترین قیمت
حمایت 1 = X / 2 – بالاترین قیمت
پیوت پوینت دیمارک بیشتر بر رفتار اخیر قیمت تاکید دارد. بسیاری از تریدرها، پیوتهای دیمارک را همراه با خطوط TD (TD Lines) استفاده میکنند تا سطوح حمایت و مقاومت روزانه را پیدا کنند. خطوط TD، روشی پیشرفتهتر برای رسم خطوط روند سنتی هستند که بر اساس نقاط عرضه و تقاضا رسم میشوند. هدف این است که نقاطی روی خط TD پیدا کنید که احتمالاً بیشترین پتانسیل برای حرکتهای شکست را دارند.
نکات طلایی برای استفاده از پیوت پوینت در معاملات
یکی از مهمترین درسهایی که من در طول سالها معاملهگری آموختهام، اهمیت “همگرایی” (Confluence) است. این یعنی زمانی که چندین اندیکاتور یا ابزار تحلیل تکنیکال، همزمان یک سیگنال مشابه را در یک محدوده باریک ارائه میدهند. این همگرایی، احتمال موفقیت معامله را به شدت بالا میبرد و به شما یک سیگنال با احتمال بالا (High-Probability Trade Setup) میدهد.
پیوت پوینت به تنهایی قدرتمند است، اما وقتی با سایر عوامل تکنیکال ترکیب شود، تبدیل به یک ابزار فوقالعاده میشود. مثلاً، فرض کنید شما یک خط روند صعودی در نمودار 30 دقیقهای رسم کردهاید و همزمان، پیوت پوینت روزانه استاندارد را هم روی نمودار دارید. حالا میتوانید به دنبال یک فرصت خرید باشید، زمانی که قیمت خط روند را لمس کرده و شروع به بالا رفتن میکند، و در عین حال، در حال برگشت از یک سطح پیوت روزانه مانند S1 یا R1 است.
این نوع حمایت همزمان که توسط خط روند صعودی و سطح پیوت ارائه میشود، سیگنال معامله شما را تقویت میکند. چرا؟ چون دو ابزار تکنیکال غیرمرتبط، در یک زمان مشخص، یک سیگنال مشابه را به شما میدهند. این یعنی احتمال اینکه بسیاری از تریدرهای دیگر نیز همین سیگنال را ببینند و بر اساس آن عمل کنند، بالاست.
این فقط یک مثال است. شما میتوانید پیوتها را با تحلیلهای دیگری نیز ترکیب کنید. برخی از سیگنالهای همراه با پیوت پوینت که من آنها را بسیار قابل اعتماد میدانم، شامل موارد زیر هستند:
- خطوط افقی حمایت و مقاومت
- خطوط روند
- میانگینهای متحرک (Moving Averages)
- سطوح فیبوناچی
- باندهای بولینگر (Bollinger Bands)
- الگوهای شمعی (Candlestick Patterns)
برخی از تریدرهای حرفهای حتی پا را فراتر میگذارند و از ترکیب سه تایمفریم مختلف برای یافتن سطوح پیوت همگرا استفاده میکنند. با گنجاندن پیوتهای روزانه، هفتگی و ماهانه در تحلیل خود، شما به دنبال “خوشههای تنگ” (Tight Clusters) میگردید. این مناطق، به شدت مورد توجه بسیاری از تریدرها هستند و اغلب فرصتهای معاملاتی عالی را برای برگشت به میانگین (Mean Reversion) فراهم میکنند.
بیایید ببینیم همگرایی در معاملات با استفاده از پیوت پوینت چگونه به نظر میرسد. نمودار زیر، جفت ارز EUR/USD را در تایمفریم 15 دقیقه نشان میدهد:
در این نمودار، عملکرد قیمت در بیشتر دوره در یک محدوده مشخص بوده است. ما یک خط حمایت افقی (مشخص شده با رنگ آبی) رسم کردهایم. در انتهای نمودار، میبینید که قیمت در حال حرکت به سمت پایین بوده و به یک ناحیه همپوشانی (Confluence Zone) رسیده است: جایی که هم خط حمایت افقی و هم سطح حمایت S1 با هم تلاقی کردهاند. علاوه بر این، در همین ناحیه، یک کندل هامر (Hammer) زیبا با سایه پایینی بلند مشاهده میشود که نشاندهنده فشار خرید قوی است. پس از شکلگیری این کندل برگشتی، قیمت از این منطقه جهش کرده و به سمت بالا، تا نزدیکی سطح R1 حرکت میکند. این یک مثال عالی از قدرت همگرایی است.
استراتژی قدرتمند: ترکیب پیوت پوینت با همگرایی تکنیکال
همانطور که قبلاً توضیح دادم، ترکیب پیوت پوینت با سایر ابزارهای تکنیکال، کلید ایجاد ستاپهای معاملاتی با احتمال بالا است. در این بخش، میخواهم یک استراتژی معاملاتی عملی را به شما معرفی کنم که شامل پیوت پوینت استاندارد روزانه، میانگین متحرک ساده 150 دورهای (SMA 150) و سطوح اصلاحی فیبوناچی است.
این استراتژی به دنبال یافتن یک تست و برگشت اخیر از میانگین متحرک 150 روزه است که همزمان با یک برگشت از سطح اصلی فیبوناچی و یک سطح پیوت پوینت همگرا شده باشد. پس از برآورده شدن این شرایط، با بسته شدن یک کندل برگشتی قوی، وارد معامله میشویم.
حد ضرر (Stop Loss) ما، درست زیر نقطه برگشتی اخیر قرار میگیرد. هدف سود (Take Profit) ما نیز، در معامله خرید، سطح پیوت پوینت بعدی بالاتر و در معامله فروش، سطح پیوت پوینت بعدی پایینتر خواهد بود.
نمودار زیر، حدود سه روز عملکرد قیمت را برای جفت ارز EUR/USD نشان میدهد:
همانطور که میبینید، قیمت برای حدود دو روز در یک محدوده تنگ معامله میکرد. میانگین متحرک ساده 150 روزه در ابتدا نزولی بود، اما سپس قیمت آن را به سمت بالا شکست. قیمت همچنین سطح پیوت و R1 را شکست و در نهایت در R2 متوقف شد. سپس به سرعت به سطح پیوت برگشت و دوباره R2 را آزمایش کرد، اما این بار نتوانست از آن عبور کند و به سمت پایین حرکت کرد.
سپس قیمتها به آرامی و با نوسان کمتر شروع به کاهش کردند. در این نقطه، ما آماده میشویم تا آزمایش سطح پیوت را مشاهده کنیم، که همچنین با 38% اصلاحی فیبوناچی از کف بزرگ دو روز قبل همپوشانی داشت. قیمتها زیر این ناحیه فشرده شدند، اما به محض نزدیک شدن به میانگین متحرک ساده 150 روزه (که کمی پایینتر از ناحیه حمایت همپوشانی پیوت و فیبوناچی بود)، رد شدند.
این دقیقاً همان ستاپی است که استراتژی ما به دنبال آن است! به محض اینکه قیمتها به طور قاطع بالاتر بسته شدند، ما وارد یک معامله خرید خواهیم شد. نقطه ورود بزرگ سبز رنگ در ناحیه بزرگنمایی شده را ببینید. حد ضرر ما زیر نقطه پایینی که توسط این برگشت ایجاد شده بود، قرار میگیرد. و هدف سود ما، سطح پیوت بعدی بالاتر، یعنی R1 بود.
همانطور که مشاهده میکنید، قیمتها پس از آزمایش این منطقه حمایت، با قدرت زیادی به سمت بالا حرکت کردند و مستقیماً به سمت منطقه مقاومت R1 رفتند. بر اساس استراتژی خروج ما، باید هدف سود خود را کمی پایینتر از این سطح R1 انتخاب میکردیم و با موفقیت از معامله خارج میشدیم.
نتیجهگیری: انتخاب پیوت پوینت مناسب برای سبک معاملاتی شما
در این مقاله، ما به عمق دنیای پیوت پوینت سفر کردیم و پنج نوع اصلی آن را بررسی کردیم: استاندارد، وودی، کاماریلا، فیبوناچی و دیمارک. هر کدام از اینها، ویژگیها و فرمولهای خاص خود را دارند و طرفداران خود را در میان تریدرهای فارکس و آتی پیدا کردهاند.
شاید این سوال برای شما پیش بیاید که “کدام نوع پیوت پوینت بهترین است؟” طبق تجربه من، پاسخ به این سوال هرگز سیاه و سفید نیست. گاهی اوقات، یک نوع پیوت پوینت خاص، با رفتار قیمت در یک بازار مشخص، هماهنگی بهتری نشان میدهد. مهم این است که شما با هر کدام از آنها کار کنید و ببینید کدام یک با سبک معاملاتی و جفت ارزهای مورد علاقه شما، بهترین نتایج را میدهد.
اما به عنوان یک توصیه کلی و از دید یک تریدر با تجربه، من معمولاً ترجیح میدهم از پیوت پوینت استاندارد استفاده کنم. دلیلش ساده است: اینها سطوحی هستند که اکثر تریدرها به آنها نگاه میکنند و به همین دلیل، اغلب واکنشهای قیمتی قویتری را در این نواحی مشاهده میکنم. اما این به معنای نادیده گرفتن بقیه نیست؛ هر کدام میتوانند در شرایط خاصی بسیار مفید باشند. پس، آنها را در حساب دمو (Demo Account) خود تست کنید و ببینید کدام یک برای سبد معاملاتی شما کارآمدتر است.




