تا حالا شده ساعتها پای چارت بشینی، تحلیل کنی، وارد معامله بشی و در نهایت با ضرر خارج شی؟ این سناریوی آشنای خیلی از تریدرهاست. اما نگران نباشید، مشکل از شما نیست، شاید از نبود یک نقشه راه مشخصه. اینجا دقیقاً جاییه که مفهوم استراتژی فارکس وارد میشه. بدون یک استراتژی معاملاتی مشخص، شما در دریای پرنوسان فارکس مثل یک قایق بدون سکان هستید. بازار فارکس، با تمام جذابیتها و فرصتهای بینظیرش، میتونه بیرحم باشه اگه ندونی دقیقاً چیکار میکنی. اما با یک برنامه مدون، میتونی از این فرصتها نهایت استفاده رو ببری و به سودآوری پایدار برسی. در این مقاله، من به عنوان یک تریدر با تجربه، قرار نیست فقط تعاریف کتابی رو بهت بگم. قراره از دل بازار و تجربه واقعی، ۸ استراتژی فارکس موثر و قدرتمند رو باهات در میون بذارم و راهنماییهای عملی برای پیادهسازی اونها ارائه کنم.
نقشه راه مقاله
آنچه یاد میگیرید
چرا داشتن یک استراتژی معاملاتی ضروریه و چطور به شما کمک میکنه.
انواع استراتژیهای فارکس
از اسکالپینگ سریع تا پوزیشن تریدینگ بلندمدت، با مثالهای کاربردی.
استراتژی مناسب شما
چطور با توجه به شخصیت و منابع خودتون، بهترین استراتژی رو انتخاب کنید.
مدیریت ریسک
نکات کلیدی برای حفظ سرمایه و مدیریت صحیح ریسک در هر استراتژی.
استراتژی فارکس چیست و چرا برای شما حیاتی است؟
یک استراتژی فارکس، چیزی فراتر از چند خط روی چارت یا یک فرمول ریاضی پیچیده است. به زبان ساده، استراتژی فارکس نقشه راه شخصی شماست؛ سیستمی که به شما میگوید کِی و چطور جفتارزها را بخرید یا بفروشید. این سیستم میتواند بر اساس تحلیل تکنیکال (بررسی نمودارها و الگوها) یا تحلیل بنیادی (بررسی اخبار اقتصادی و عوامل کلان) بنا شده باشد. اما چیزی که اکثر تریدرها نادیده میگیرند این است که یک استراتژی خوب فقط به نقاط ورود و خروج خلاصه نمیشود. بلکه شامل یک برنامه جامع برای مدیریت ریسک، تعیین حد سود و حد ضرر، و حتی روانشناسی معاملهگری شماست. بدون این نقشه راه، هر معاملهای میتواند به یک قمار تبدیل شود و این چیزی نیست که ما در تجارت فارکس به دنبالش هستیم.
یک استراتژی معاملاتی قوی به شما کمک میکند تا با تحلیل دقیق بازار و اجرای تکنیکهای مدیریت ریسک قوی، معاملات خود را با اعتماد به نفس بیشتری انجام دهید. استراتژیهای فارکس را میتوان به دستههای مختلفی تقسیم کرد که به شما کمک میکند تا استراتژی مناسب خود را پیدا کنید. نمودار زیر (که در ادامه میبینید) نشان میدهد که هر استراتژی چطور در ساختار کلی قرار میگیرد و ارتباط بین آنها چیست.
کدام استراتژی فارکس شما را به موفقیت میرساند؟
موفقیت در تجارت فارکس، نتیجه ترکیب چند عامل کلیدی است که در نهایت یک استراتژی فارکس موثر و متناسب با شما را تشکیل میدهد. استراتژیهای بیشماری وجود دارند که میتوانید دنبال کنید، اما درک کامل و احساس راحتی با استراتژی انتخابی شما ضروری است. یادتان باشد، هر معاملهگری اهداف، شخصیت و منابع منحصر به فردی دارد که باید در انتخاب استراتژی مناسب به آنها توجه کند. چیزی که برای من کار میکند، ممکن است برای شما مناسب نباشد و برعکس.
برای اینکه بتوانید بهترین راهکار را برای خودتان پیدا کنید، سه معیار اصلی وجود دارد که میتوانید استراتژیهای مختلف را بر اساس آنها مقایسه کنید:
- میزان زمان مورد نیاز: چقدر میتوانید پای چارت بنشینید؟ آیا شغل تمام وقت دارید یا زمان آزاد زیادی؟
- فراوانی فرصتهای معامله: آیا به دنبال معاملات زیاد با سود کم هستید یا معاملات کمتر با سود بیشتر؟
- فاصله معمول تا هدف (ریسک به ریوارد): چقدر ریسک میکنید تا چقدر سود کنید؟ این نسبت برای شما چقدر اهمیت دارد؟
۱. معاملهگری بر اساس پرایس اکشن (Price Action)
پرایس اکشن، یعنی مطالعه حرکت قیمت در گذشته برای پیشبینی حرکتهای آینده. این استراتژی، یکی از پایههای اصلی تحلیل تکنیکال است و به شما یاد میدهد که چطور بدون نیاز به اندیکاتورهای پیچیده، نمودار را بخوانید و تصمیم بگیرید. طبق تجربه من، پرایس اکشن مثل زبان چارتهاست؛ وقتی این زبان رو یاد بگیری، چارت خودش باهات حرف میزنه. میتونی از پرایس اکشن به عنوان یک تکنیک مستقل استفاده کنی، یا اون رو با اندیکاتورهای دیگه ترکیب کنی تا سیگنالهای قویتری بگیری.
اغلب در این روش، به تحلیل بنیادی توجه کمتری میشود، اما در واقع، تعاملات اقتصادی و اخبار مهم میتوانند الگوهای قیمتی را شکل دهند و نباید کاملاً نادیده گرفته شوند.
طول معامله:
یکی از مزیتهای بزرگ پرایس اکشن اینه که میتونه در هر بازه زمانی، از کوتاهمدت (مثل اسکالپینگ) تا بلندمدت (مثل پوزیشن تریدینگ) استفاده بشه. این انعطافپذیری، پرایس اکشن رو برای طیف وسیعی از تریدرها ارزشمند میکنه.
نقاط ورود و خروج:
برای تعیین سطوح حمایت و مقاومت که معمولاً به عنوان نقاط ورود و خروج استفاده میشوند، روشهای زیادی وجود دارد:
- بازگشت فیبوناچی (Fibonacci Retracement)
- استفاده از الگوهای شمعی (مثل پین بارها یا الگوهای پوششی)
- شناسایی روند
- شاخصها (اندیکاتورها)
- نوسانسنجها (Oscillators)
درون عملکرد قیمتی، رنج، روند، روزانه، اسکالپینگ، سوئینگ و معاملهگری پوزیشن وجود دارد. این استراتژیها به نیازهای مختلف در معاملهگری پاسخ میدهند که در ادامه به طور دقیق توضیح داده خواهند شد.
این مثالها روشهای متفاوتی از معامله کردن با این استراتژیها را نشان میدهند تا مشخص شود معاملهگری چقدر متنوع است و همچنین گزینههای سفارشی برای انتخاب تریدرها فراهم میکند.
۲. استراتژی معامله در محدوده (Range Trading)
بازار همیشه در حال حرکت در یک جهت مشخص (روند) نیست. گاهی اوقات، قیمت بین دو سطح مشخص حمایت (Support) و مقاومت (Resistance) نوسان میکند؛ درست مثل یک توپ پینگپنگ که بین دو دیوار حرکت میکند. اینجاست که استراتژی رنج تریدینگ وارد عمل میشود. در این استراتژی، شما به دنبال شناسایی این سطوح کلیدی هستید و معاملات خود را در نزدیکی آنها انجام میدهید: خرید نزدیک حمایت و فروش نزدیک مقاومت.
این استراتژی فارکس در بازارهایی که نوسانات قابل توجهی ندارند و هیچ روند مشخصی در آنها دیده نمیشود، به خوبی کار میکند. تحلیل تکنیکال، ابزار اصلی شما در این استراتژی خواهد بود.
مدت زمان معامله:
در رنج تریدینگ، زمان مشخصی برای هر معامله وجود ندارد، چون این استراتژی میتواند برای هر بازه زمانی کار کند. مهم این است که قیمت در یک محدوده مشخص گیر کرده باشد.
مدیریت ریسک بخش جداییناپذیری از این روش است، زیرا شکست محدوده (بریکاوت) ممکن است رخ دهد. به همین دلیل، یک تریدر محدوده معمولاً تمایل دارد هر موقعیتی را که در محدوده فعلی باز کرده، قبل از شکست محدوده ببندد.
نقاط ورود/خروج:
اسیلاتورها (نوسانسنجها) به عنوان ابزارهای زمانبندی بیشتر استفاده میشوند. RSI (شاخص قدرت نسبی)، CCI (شاخص کانال کالا) و Stochastics (استوکاستیک) از جمله اسیلاتورهای محبوبتر هستند. پرایس اکشن گاهی با اسیلاتورها همراه شده و در صدد تأیید سیگنالهای محدوده-محور یا واگراییها قرار میگیرد.
در چند سال اخیر، جفت ارز USD/JPY نمونههایی از حرکت در سطح قیمت محدودی را نشان داده است. نمودار بالا یک باند واضح حمایت و مقاومت را نشان میدهد که معاملهگران از آن به عنوان نقاط ورود و خروج استفاده میکنند.
نمودار RSI زمان ورود و خروج را نشان میدهد که توسط جعبههای آبی (خرید بیش از حد) و قرمز (فروش بیش از حد) برجسته میشود.
معامله در محدوده میتواند منجر به نسبت ریسک به سود مطلوبی شود؛ با این حال این همراه با سرمایهگذاری زمان طولانی در هر معامله است. از مزایا و معایب زیر برای هماهنگی اهداف شما به عنوان یک معاملهگر و منابعی که دارید، استفاده کنید:
مزایا:
- تعداد قابل توجهی فرصت معامله
- نسبت ریسک به پاداش متعارف
معایب:
- نیاز به سرمایهگذاری زمان طولانی برای نظارت
- نیاز به تسلط قوی بر تحلیل فنی
۳. استراتژی معامله با روند (Trend Trading)
معامله با روند، یک استراتژی فارکس ساده و در عین حال قدرتمند است که توسط بسیاری از تریدرها با هر سطح تجربهای استفاده میشود. ایده اصلی این استراتژی این است که “روند دوست شماست”؛ یعنی اگر بازار در حال حرکت در یک جهت خاص است، شما هم در همان جهت معامله کنید. در ترند تریدینگ، سعی میکنیم با بهرهبرداری از حرکت جهتدار بازار، بازدهی مثبتی به دست آوریم.
مدت زمان معامله:
تریدرهای فارکس عموماً به دنبال روندهای متوسط تا بلندمدت هستند، زیرا خود روندها نیز در طول زمان تغییر میکنند. همانند پرایس اکشن، تحلیل چند زمانی (Multi-timeframe analysis) میتواند در معاملات روند مورد استفاده قرار گیرد.
نقاط ورود/خروج:
نقاط ورود معمولاً توسط یک نوسانگر (مثل RSI، CCI و غیره) تعیین میشوند و نقاط خروج بر اساس نسبت مثبت ریسک به سود محاسبه میشوند. با استفاده از فاصله سطح حد ضرر (Stop Loss)، تریدرها میتوانند همان فاصله یا بیشتر از آن را برای حد سود (Take Profit) در نظر بگیرند تا نسبت ریسک به سود مثبتی داشته باشند. به عنوان مثال، اگر حد ضرر را ۵۰ پیپ فاصله گذاشته باشیم، حد سود را ۵۰ پیپ یا بیشتر از نقطه ورود قرار میدهیم.
در مثال ساده بالا، جفت ارز EUR/USD یک روند صعودی را نشان میدهد که توسط قلهها و کفهای بالاتر جدید تأیید میشود. برعکس، برای یک روند نزولی، کفها و قلههای پایینتر را خواهیم داشت.
وقتی یک روند قوی در بازار مشاهده میکنید، در جهت آن روند معامله کنید. به عنوان مثال، روند صعودی قوی در جفت ارز یورو/دلار (EUR/USD) بالا.
با استفاده از شاخص CCI به عنوان ابزاری برای زمانبندی ورود، توجه کنید که هر بار که شاخص CCI زیر -۱۰۰ آمد (با رنگ آبی مشخص شده است)، قیمتها با یک رالی صعودی پاسخ دادند.
البته همه معاملات به این شکل به پایان نمیرسند، اما به دلیل دنبال کردن روند، هر افت قیمت در این محدوده، خریداران بیشتری را به بازار جذب کرد و قیمتها را بالاتر راند. در نتیجه، شناسایی یک روند قوی برای یک استراتژی معاملاتی موفق بسیار مهم است.
معاملهگری بر اساس روند، به طور قابل قبولی نیازمند بررسی و در نظر گرفتن متغیرهای متعددی است. لیست مزایا و معایب زیر میتواند به شما در شناسایی اینکه آیا معامله بر اساس روند برای شما مناسب است یا خیر، کمک کند:
مزایا:
- تعداد قابل توجهی فرصتهای معاملاتی
- نسبت ریسک به سود مطلوب
معایب:
- نیاز به سرمایهگذاری زمان طولانی برای نظارت
- نیاز به آشنایی بسیار خوب با تحلیل فنی
۴. معاملهگری موقعیتی (Position Trading)
معاملهگری موقعیتی، یک استراتژی فارکس بلندمدت است که اصولاً بر عوامل بنیادی (Fundamental Factors) تمرکز دارد، اما روشهای فنی مانند نظریه موج الیوت نیز قابل استفاده هستند. در این استراتژی، نوسانات کوچک و فرعی بازار در نظر گرفته نمیشوند، چون تأثیری در تصویر کلی بازار ندارند. این استراتژی میتواند در همه بازارها، از سهام گرفته تا فارکس، مورد استفاده قرار گیرد. اگه شما صبور هستید و دید بلندمدت به بازار دارید، این استراتژی میتونه براتون مناسب باشه.
مدت زمان معامله:
همانطور که در بالا ذکر شد، معاملات موقعیتی دارای نگرشی بسیار بلندمدت هستند (هفتهها، ماهها یا حتی سالها!). این استراتژی برای تریدرهایی مناسب است که پافشاری و صبر زیادی دارند. درک اینکه عوامل اقتصادی چگونه بر بازارها تأثیر میگذارند یا داشتن پیشزمینه فنی جامع، برای پیشبینی ایدههای معاملاتی حیاتی است.
سطوح کلیدی در نمودارهای بازه زمانی بلندمدت (هفتگی/ماهیانه) به دلیل دید کاملی که از بازار به دست میآید، اطلاعات ارزشمندی را برای معاملهگران موقعیت در اختیار قرار میدهند. نقاط ورود و خروج میتوانند با استفاده از تحلیل فنی و به همراه راهبردهای دیگر بررسی شوند.
نمودار بالا مربوط به الگوی دو ساله سر و شانه (Head and Shoulders) در شاخص آلمان ۴۰ است که با دقت با خط گردن (Neckline – خط قرمز افقی) آماده شده است و پس از شانه سمت راست، احتمالاً منجر به سقوط زیر خط گردن میشود.
در این مثال، سقوط شاخص آلمان ۳۰ به طور فنی و بنیادی به خوبی بازی شد. نزدیک به پایان سال ۲۰۱۸، آلمان با رکود فنی همراه شد و همچنین جنگ تجاری آمریکا و چین به صنعت خودرو آسیب رساند. مذاکرات برگزیت نیز به مسائل کمک نکردند، زیرا احتمالاً خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بر اقتصاد آلمان نیز تأثیر منفی خواهد داشت. در این مورد، درک الگوهای فنی و همچنین داشتن پایههای بنیادی قوی، امکان ترکیب تحلیل فنی و بنیادی را فراهم کرد و یک ایده معاملاتی قوی را ساختاردهی کرد.
فهرست مزایا و معایب زیر را بر اساس اهداف شما به عنوان یک معاملهگر و منابعی که در اختیار دارید، بررسی کنید:
مزایا:
- نیاز به سرمایهگذاری زمان کم برای نظارت روزانه
- نسبت ریسک به سود بسیار مثبت در صورت موفقیت
معایب:
- فرصتهای معاملاتی کم
- نیاز به آشنایی قوی با تحلیل فنی و اساسی (بنیادی)
۵. استراتژی معاملات روزانه (Day Trading)
معامله روزانه یک استراتژی فارکس است که برای معامله ابزارهای مالی در یک روز معاملاتی طراحی شده است. به عبارت دیگر، تمام موقعیتها قبل از بسته شدن بازار در همان روز بسته میشوند. این میتواند یک معامله تکی یا چندین معامله در طول روز باشد. اگه شما از هیجان بازار لذت میبرید و میتونید در طول روز تمرکز بالایی داشته باشید، دی تریدینگ میتونه براتون جذاب باشه.
مدت زمان معامله:
مدت زمان معاملات میتواند بسیار کوتاهمدت (چند دقیقه) یا کوتاهمدت (چند ساعت) باشد، مادامی که معامله در داخل روز معاملاتی باز و بسته شود.
نقاط ورود/خروج:
معاملهگران در مثال زیر در نظر خواهند گرفت که وقتی قیمت از طریق میانگین متحرک (Moving Average) میشکند و در جهت روند حرکت میکند (دایره آبی) وارد موقعیت شوند و با استفاده از نسبت ریسک-پاداش ۱:۱ خارج شوند.
نمودار بالا نشاندهنده یک تنظیمات معامله روزانه با استفاده از میانگینهای متحرک برای شناسایی روند است که در این مورد صعودی است، زیرا قیمت بالاتر از خطوط MA (قرمز و سیاه) است. موقعیتهای ورودی با آبی مشخص شدهاند و سطوح حد ضرر در سطح قیمت قبلی قرار دارند. سطوح سود را به فاصله حد ضرر در جهت روند برابر خواهند بود.
قبل از پیگیری این استراتژی، به مزایا و معایب زیر باید توجه شود. معامله روزانه نیازمند زمان و تلاش بسیاری است و پاداش چندانی ندارد، همانند مثال بالا در مورد EUR/USD.
مزایا:
- تعداد قابل توجهی فرصت تجارت در طول روز
- نسبت معقول بین ریسک و پاداش
معایب:
- نیاز به صرف مدت زمان طولانی برای نظارت فعال
- نیاز به تسلط قوی بر تحلیل فنی و سرعت عمل بالا
۶. استراتژی اسکالپینگ (Scalping)
اسکالپینگ یک اصطلاح رایج در بازار فارکس است که برای توصیف فرآیند کسب سودهای کوچک به صورت مکرر استفاده میشود. این کار با باز کردن و بستن چندین موقعیت در طول روز، گاهی اوقات در عرض چند ثانیه یا دقیقه، انجام میشود. اگه شما عاشق هیجان، سرعت و تصمیمگیریهای لحظهای هستید، اسکالپینگ میتونه دنیای شما باشه. این روش میتونه به صورت دستی یا توسط الگوریتمها و رباتهای معاملاتی صورت گیرد که از دستورالعملهای از پیش تعیین شده برای ورود و خروج از موقعیتها استفاده میکنند.
جفتارزهایی با اسپرد (Spread) کم، برای اسکالپینگ ترجیح داده میشوند، زیرا اسپرد معمولاً باریکتر است و این باعث میشود که ماهیت کوتاهمدت این استراتژی فارکس به درستی عمل کند.
مدت زمان معامله:
اسکالپینگ شامل معاملاتی با بازه زمانی بسیار کوتاه و بازدهی حداقلی در هر معامله است که معمولاً بر روی نمودارهای بازه زمانی کوچکتر (۳۰ دقیقه تا ۱ دقیقه) انجام میشود.
نقاط ورود/خروج:
مانند بیشتر روشهای فنی، شناسایی روند مرحله اول است. بسیاری از معاملهگران کوتاهمدت از شاخصهایی مانند میانگین متحرک برای تأیید روند استفاده میکنند. استفاده از این سطوح کلیدی روند در تایمفریمهای بلندتر به معاملهگر امکان میدهد تا تصویر کلی را ببیند. این سطوح باعث ایجاد باندهای حمایت و مقاومت میشوند. سپس با استفاده از نوسانگرهایی مانند RSI، میتوان در این باند کوتاهمدت معامله کرد. حد ضررها (Stop Loss) چند پیپ با فاصله قرار میگیرند تا از حرکتهای بزرگ و ناگهانی در برابر معامله جلوگیری شود. شاخص MACD نیز ابزار مفیدی است که معاملهگر میتواند برای ورود/خروج از معاملات از آن استفاده کند.
نمودار ۱۰ دقیقهای EUR/USD نمونهای معمول از استراتژی اسکالپینگ را نشان میدهد. روند بلندمدت توسط میانگین متحرک تأیید میشود (قیمت بالاتر از ۲۰۰ میانگین متحرک). سپس چارچوب زمانی کوچکتر برای هدفگیری نقاط ورود/خروج استفاده میشود.
زمان ورود به نقاط توسط مستطیل قرمز در تمایل معاملهگر (خرید) نشان داده میشود. معاملهگران همچنین میتوانند موقعیتهای خرید را با استفاده از MACD ببندند، زمانی که MACD (خط آبی) روی خط سیگنال (خط قرمز) متقاطع میشود که توسط مستطیلهای آبی مشخص شده است. معاملهگران از یک تئوری مشابه برای تنظیم الگوریتمهای خود استفاده میکنند، با این حال بدون اجرای دستی توسط معاملهگر.
با استفاده از این مثال عملی، از لیست مزایا و معایب زیر استفاده کنید تا استراتژی معاملاتی مناسب را که بیشترین تطابق را با شما دارد، انتخاب کنید:
مزایا:
- بیشترین تعداد فرصتهای معاملاتی در مقایسه با تمامی استراتژیهای فارکس
معایب:
- نیازمند سرمایهگذاری مدت زمان طولانی و تمرکز بسیار بالا
- نیازمند آشنایی قوی با تحلیل فنی و سرعت عمل
- کمترین نسبت ریسک به پاداش در هر معامله
۷. معاملات سوئینگ (Swing Trading)
معاملات سوئینگ یک استراتژی فارکس است که در آن تریدرها سعی میکنند از نوسانات (Swing) بازار، چه در بازارهای محدود و چه در بازارهای در حال رشد، بهرهبرداری کنند. به زبان ساده، شما به دنبال “قلهها” (Highs) و “کفها” (Lows) در نمودار هستید و بر اساس آنها موقعیتهای خرید (Long) یا فروش (Short) باز میکنید. این استراتژی یه جورایی حد وسط بین دی تریدینگ (کوتاهمدت) و پوزیشن تریدینگ (بلندمدت) قرار میگیره.
مدت زمان معامله:
معاملات سوئینگ به عنوان معاملات مدت متوسط محسوب میشوند، زیرا موقعیتها عموماً بین چند ساعت تا چند روز نگهداری میشوند. معامله در طولانیمدت مورد ترجیح قرار میگیرد، زیرا معاملهگران میتوانند از روند در نقاط مختلف در طول روند استفاده کنند.
نقاط ورود/خروج:
مانند استراتژی رنج تریدینگ، اسیلاتورها و اندیکاتورها میتوانند برای انتخاب نقاط ورود/خروج و زمان مناسب استفاده شوند. تنها تفاوت این است که معاملهگری سوئینگ در هر دو بازار روندی و محدوده-محور به کار میرود.
در مثال فوق، ترکیبی از نمایشدهنده تصادفی (Stochastic Oscillator)، شاخص ATR (Average True Range) و میانگین متحرک (Moving Average) برای توضیح استراتژی معمول معاملات سوئینگ استفاده شده است. روند صعودی در ابتدا با استفاده از میانگین متحرک ۵۰ روزه شناسایی شد (قیمت بالاتر از خط MA). در صورت وجود روند صعودی، تریدرها به دنبال ورود به مواقع خرید کم و فروش بالا هستند.
پس از آن، از استوکاستیک برای شناسایی نقاط ورود استفاده میشود، با جستجوی سیگنالهای “بیش از فروش” (Oversold) که توسط مستطیلهای آبی در نمودار و استوکاستیک مشخص میشوند. مدیریت ریسک مرحله نهایی است که در آن ATR نشانگر سطوح حد ضرر میدهد.
شکل ATR توسط دایرههای قرمز مشخص میشود. این رقم نشاندهنده تقریبی تعداد پیپها است که فاصله سطح حد ضرر با نقطه ورود باید تنظیم شود. به عنوان مثال، اگر مقدار ATR ۴۱.۸ باشد (که در آخرین خواندن ATR نشان داده شده)، معاملهگر باید سطح حد ضرر را ۴۱.۸ پیپ از نقطه ورود دورتر قرار دهد. در تجارت فارکس، توصیه میشود حداقل با نسبت ریسک به سود ۱ به ۲ معامله کنید. این بدان معناست که باید سطح سود (حد سود) را حداقل ۸۳.۶ پیپ (۴۱.۸ ضربدر ۲) یا بیشتر انتخاب کنید.
پس از دیدن یک نمونه از معاملات سوئینگ در عمل، به لیست زیر از مزایا و معایب فکر کنید تا تشخیص دهید آیا این استراتژی با سبک معاملاتی شما سازگار است:
مزایا:
- تعداد قابل توجهی فرصت معامله
- نسبت ریسک به امتیاز متوسط و مطلوب
معایب:
- نیاز به تسلط قوی بر تحلیل فنی
- هنوز نیاز به سرمایهگذاری زمان نسبتاً زیادی برای نظارت دارد.
۸. استراتژی معامله کاری (Carry Trade)
استراتژی معامله کاری (Carry Trade) شامل قرض گرفتن یک ارز با نرخ بهره پایینتر و سپس سرمایهگذاری آن در ارزی دیگر با نرخ بهره بالاتر است. این کار در نهایت منجر به داشتن یک نرخ بهره مثبت از معامله میشود. این استراتژی فارکس به طور اساسی در بازار فارکس استفاده میشود و بیشتر برای تریدرهایی جذابیت دارد که دید بلندمدت و صبر زیادی دارند و به دنبال سود از تفاوت نرخ بهره ارزها هستند.
مدت زمان معامله:
معاملات حمل و نقل بستگی به نوسانات نرخ بهره بین ارزهای مرتبط دارند، بنابراین مدت زمان معامله از متوسط تا بلندمدت (هفتهها، ماهها و شاید سالها) پشتیبانی میکند. این استراتژی برای کسانی که به دنبال سودهای سریع هستند، مناسب نیست.
نقاط ورود/خروج:
بازارهای قوی در حال رشد برای معاملات حمل و نقل بهترین نتیجه را دارند، زیرا این استراتژی فارکس نیاز به دیدگاه زمانی بلندمدت دارد. تأیید روند باید گام اول قبل از قرار دادن معامله باشد (قلههای بالاتر و کفهای بالاتر برای روند صعودی و برعکس). به مثال ۱ بالا (ترند تریدینگ) ارجاع دهید.
دو جنبه در Carry Trade وجود دارد: ریسک نرخ ارز و ریسک نرخ بهره. به این ترتیب، بهترین زمان برای باز کردن موقعیتها در ابتدای یک روند است تا به طور کامل از نوسان نرخ ارز بهرهمند شوید. درباره جزئیات نرخ بهره، این مورد بدون توجه به روندی که وجود دارد همچنان باقی میماند، زیرا در صورتی که ارز نام اولیه نرخ بهره بالاتری در مقابل ارز نام دومی داشته باشد، معاملهگر همچنان نرخ تفاضلی بهره را دریافت خواهد کرد، مانند AUD/JPY.
آیا معاملات حمل و نقل برای شما میتواند مناسب باشد؟ مزایا و معایب زیر را در نظر بگیرید و ببینید آیا این استراتژی فارکس متناسب با سبک معاملاتی شما است:
مزایا:
- نیاز به سرمایهگذاری زمان کم برای نظارت روزانه
- نسبت خطر به مزیت متوسط تا مطلوب
معایب:
- نیاز به تشخیص قوی از بازار فارکس و عوامل بنیادی
- فرصتهای کمتری برای معامله
- ریسک تغییرات ناگهانی نرخ بهره یا نوسانات شدید ارزی
سوالات متداول درباره استراتژی فارکس
خب، تا اینجا با ۸ نوع استراتژی فارکس مختلف و مثالهای عملی از دل بازار آشنا شدیم. وقتی نوبت به تصمیمگیری درباره استراتژی معاملاتی میرسد که باید دنبال کنید، مقایسه کردن عواملی مثل زمانی که باید برای نظارت بر صفحه نمایش سپری شود، نسبت ریسک به پاداش و فراوانی فرصتهای معاملاتی، میتواند بسیار مفید باشد.
یادتون باشه، هر استراتژی فارکس ممکن است به کارگزاران مختلف با توجه به ویژگیهای شخصیشان جذابیت داشته باشد. چیزی که برای یک تریدر اسکالپر عالی است، برای یک پوزیشن تریدر بیمعنی است. تطبیق شخصیت معاملهگر با استراتژی مناسب، در نهایت به شما کمک میکند تا قدم اول را در جهت صحیح بردارید و به سمت سودآوری پایدار حرکت کنید. مهمترین ابزار شما در بازار، خودتون هستید؛ پس استراتژیای رو انتخاب کنید که با شما هماهنگ باشه و بتونید باهاش راحت کار کنید.
امیدوارم این مقاله به شما دید روشنتری نسبت به دنیای استراتژیهای فارکس داده باشه. حالا نوبت شماست که تحقیق کنید، تمرین کنید و استراتژی مناسب خودتون رو پیدا کنید. موفق باشید!







