بیایید صادق باشیم. در دنیای پرهیجان فارکس، همه به دنبال یک فرمول جادویی برای سود هستند، اما واقعیت این است که بدون یک استراتژی معاملاتی محکم، فقط دارید شانستان را امتحان میکنید. من، به عنوان یک تریدر با سالها تجربه و نه فقط یک تئوریسین پشت میز، بارها دیدهام که چطور تریدرها در هزارتوی استراتژیهای پیچیده گم میشوند. اما گاهی اوقات، سادگی و اثربخشی در کنار هم قرار میگیرند. امروز میخواهم شما را با یکی از همین استراتژیها آشنا کنم: استراتژی تیغه چرخان (Bladerunner). این استراتژی، با تکیه بر پرایس اکشن و قدرت میانگین متحرک نمایی (EMA)، میتواند نقاط ورود و خروج شما را متحول کند. آمادهاید تا با هم، عمیقاً به این سیستم نگاه کنیم و ببینیم چطور میتوانید آن را در تریدهای واقعیتان به کار بگیرید؟
نقشه راه مقاله
آنچه یاد میگیرید
در این راهنمای جامع، با استراتژی قدرتمند تیغه چرخان آشنا میشوید. یاد میگیرید چطور EMA را به عنوان قلب این استراتژی به کار بگیرید، بهترین زمانها برای ترید با آن را تشخیص دهید و با مثالهای عملی، نقاط ورود و خروج را پیدا کنید. همچنین، نکات طلایی و اشتباهات رایج را از زبان یک تریدر باتجربه خواهید شنید.
ابزارهای مورد نیاز
یک نمودار قیمتی (کندل استیک)، میانگین متحرک نمایی (EMA)، و در صورت تمایل، ابزارهای تأییدکننده مانند سطوح حمایت و مقاومت یا اندیکاتورهای مومنتوم.
برای چه کسانی مناسب است؟
تریدرهای فارکس در تمام سطوح، به خصوص آنهایی که به دنبال یک استراتژی پرایس اکشن ساده اما مؤثر هستند و میخواهند نوسانات بازار را به نفع خود مدیریت کنند.

استراتژی تیغه چرخان چیست و چرا کار میکند؟
خب، بیایید از پایه شروع کنیم. استراتژی تیغه چرخان (Bladerunner) چیست؟ این یک استراتژی معاملاتی است که ریشه در پرایس اکشن (Price Action) دارد. یعنی به جای اینکه کورکورانه دنبال اندیکاتورها باشید، به حرکت واقعی قیمت نگاه میکنید. اما تفاوتش با پرایس اکشن محض کجاست؟ اینجا پای یک میانگین متحرک نمایی (EMA) به میان میآید. این EMA مثل یک “تیغه” عمل میکند، خطی که قیمت بارها به آن واکنش نشان میدهد و نقاط کلیدی ورود و خروج را به شما نشان میدهد.
در قلب این استراتژی، معمولاً از یک EMA استفاده میکنیم. چرا EMA؟ چون نسبت به SMA (میانگین متحرک ساده) به تغییرات قیمت واکنش سریعتری نشان میدهد و برای استراتژیهایی که بر اساس مومنتوم و برگشت از خطوط میانگین کار میکنند، حیاتی است. من شخصاً EMA با دوره ۲۰ (EMA 20) را ترجیح میدهم، اما مهم این است که شما با کدام راحتترید و پس از بکتست، به آن اعتماد کنید.
برخی تریدرها ترجیح میدهند از خط میانی باندهای بولینگر (Bollinger Bands) به عنوان جایگزین EMA استفاده کنند که آن هم یک میانگین متحرک است. این یک انتخاب شخصی است، اما تجربه من نشان داده که EMA به تنهایی، سادگی و وضوح بیشتری دارد. چیزی که استراتژی تیغه چرخان را قدرتمندتر میکند، قابلیت ترکیب آن با ابزارهای دیگر است. منظورم چیست؟ شما میتوانید کندل استیکها، سطوح حمایت و مقاومت، پیوت پوینتها یا حتی فیبوناچی را برای تأیید سیگنالها به کار بگیرید. اندیکاتورهایی مثل RSI، MACD و Stochastic هم میتوانند به عنوان فیلتر عمل کنند. اما یک هشدار دوستانه: هرچه ابزارهای بیشتری اضافه کنید، ممکن است سیگنالهای کمتری بگیرید و گیج شوید. هدف سادگی است، نه پیچیدگی بیمورد. من همیشه توصیه میکنم با یک یا دو ابزار تأییدکننده شروع کنید و کمکم جلو بروید.
چطور با استراتژی تیغه چرخان ترید کنیم؟ (راهنمای عملی)
حالا که فهمیدیم استراتژی تیغه چرخان چیست، وقت آن است که ببینیم چطور باید از آن استفاده کرد. من در اینجا بر پایه EMA تمرکز میکنم، چون به نظرم کارآمدترین حالت این استراتژی است. البته، آزادی عمل دارید که ابزارهای دیگر را هم امتحان کنید، اما برای شروع، EMA بهترین دوست شماست.
نقش کلیدی EMA در استراتژی بلیدرانر
تصور کنید EMA یک خط مرزی است. قیمت معمولاً در یکی از دو سمت این خط حرکت میکند. سیگنالهای اصلی ما از برخورد و واکنش قیمت به این خط میآیند:
- سیگنال خرید: اگر قیمت بالای EMA قرار گرفته و سپس برای یک اصلاح، به سمت EMA برمیگردد و بدون شکستن آن به سمت پایین، دوباره به بالا حرکت میکند، این یک نشانه قوی برای ورود به پوزیشن خرید است. در واقع، EMA اینجا نقش حمایت دینامیک را بازی میکند.
- سیگنال فروش: برعکس، اگر قیمت زیر EMA قرار گرفته و سپس برای یک اصلاح، به سمت EMA برمیگردد و بدون شکستن آن به سمت بالا، دوباره به پایین حرکت میکند، این یک نشانه قوی برای ورود به پوزیشن فروش است. در این حالت، EMA نقش مقاومت دینامیک را ایفا میکند.
نکته مهم اینجاست: ما به دنبال شکستن EMA نیستیم، بلکه به دنبال واکنش قیمت به EMA هستیم. یعنی قیمت به EMA میرسد، آن را لمس میکند و سپس در جهت روند قبلی خود ادامه میدهد. اولین کندل تأییدکننده بعد از این برگشت، سیگنال ورود شماست. حتماً به الگوهای کندل استیک در این نقاط دقت کنید؛ یک کندل پین بار (Pin Bar) یا اینگالفینگ (Engulfing) در جهت مورد نظر، میتواند تأییدیه قدرتمندی باشد.
استفاده از باندهای بولینگر به جای EMA (یک جایگزین قابل بحث)
همانطور که قبلاً اشاره کردم، برخی تریدرها خط میانی باندهای بولینگر را به جای EMA به کار میبرند. اگر شما هم جزو این دسته هستید، رویکرد کمی متفاوت است:
- سیگنال خرید با باندهای بولینگر: اگر قیمت خط میانی بولینگر را به سمت بالا شکست، سپس به سمت یک مقاومت نزدیک به خط میانی حرکت کرد و بعد به خط میانی بازگشت اما نتوانست آن را به سمت پایین بشکند، این نشانهای از ادامه روند صعودی است.
- سیگنال فروش با باندهای بولینگر: اگر قیمت خط میانی بولینگر را به سمت پایین شکست، سپس به سمت یک حمایت نزدیک به خط میانی حرکت کرد و بعد به خط میانی بازگشت اما نتوانست آن را به سمت بالا بشکند، این نشانهای از ادامه روند نزولی است.
من شخصاً پیچیدگی باندهای بولینگر را برای این استراتژی کمتر میپسندم، اما اگر با آن راحتترید، حتماً تست کنید. مهم این است که سیستمی را پیدا کنید که برای شما کار میکند.

بهترین زمان و تایم فریم برای استراتژی تیغه چرخان (تجربه من)
اینجا میرسیم به یکی از سوالات کلیدی: کی و کجا این استراتژی بهترین عملکرد را دارد؟ درسته که میتوانید استراتژی تیغه چرخان را در هر تایم فریمی استفاده کنید، اما طبق تجربه من، برخی زمانها و شرایط بازار، نتایج بهتری به همراه دارند.
وقتی بازار آسیا باز میشود، معمولاً شاهد حرکتهای اولیه و شکلگیری روند هستیم. این زمان میتواند برای پیدا کردن نقاط شکست و ورود مناسب باشد، چون بازار هنوز “تازه” است و مومنتوم قویتر است. اما دقت کنید، با گذشت زمان از سشن آسیا، حرکتها کندتر میشوند و ممکن است سیگنالهای کمتری بگیرید.
سشن لندن هم یک زمان طلایی دیگر است. با باز شدن بازار لندن، نوسانات به شدت افزایش مییابد. این افزایش نوسان، فرصتهای عالی برای ورود به معاملات بر اساس استراتژی تیغه چرخان ایجاد میکند. در این زمان، بازار نقدینگی بیشتری دارد و واکنشها به EMA معمولاً واضحتر هستند.
و اما اخبار مهم اقتصادی! بله، انتشار اخبار میتواند نوسانات را به اوج برساند. در این مواقع، استراتژی تیغه چرخان میتواند نقاط ورود واضحی را نشان دهد، اما یک هشدار جدی: ترید در زمان اخبار پر ریسک است! من قویاً توصیه میکنم حداقل 30 دقیقه قبل و 15 دقیقه بعد از انتشار اخبار مهم، از ورود به معامله با این استراتژی خودداری کنید. نوسانات شدید و غیرقابل پیشبینی میتوانند حد ضرر شما را فعال کرده و سرمایهتان را تهدید کنند.
به طور کلی، بهترین زمان برای استفاده از این استراتژی، زمانی است که بازار نه خیلی آرام است و نه خیلی پرنوسان. یک نوسان معقول، به شما اجازه میدهد تا تصمیمات منطقیتری بگیرید و سیگنالهای ورود قابل اعتمادتری پیدا کنید. من معمولاً در تایمفریمهای 15 دقیقه تا 1 ساعته، نتایج خوبی با این استراتژی گرفتهام.
ورود به معامله: خرید و فروش با استراتژی بلیدرانر
حالا که اصول را میدانید، بیایید روی جزئیات ورود به معامله تمرکز کنیم. مدیریت ریسک و تعیین حد ضرر (Stop Loss) و حد سود (Take Profit) از نان شب واجبتر است. بدون اینها، حتی بهترین استراتژیها هم شما را به ورطه نابودی میکشانند.
مثال عملی: پوزیشن خرید
فرض کنید قیمت بالای EMA قرار گرفته، به سمت EMA برگشته و یک کندل صعودی تأییدکننده (مثلاً یک کندل سبز قوی یا پین بار صعودی) درست روی EMA یا کمی بالاتر از آن بسته شده است. این سیگنال خرید شماست:
- نقطه ورود (Entry): بلافاصله بالای کندل تأییدکننده سفارش خرید خود را قرار دهید. میتوانید صبر کنید تا کندل بعدی، بالای کندل تأییدکننده بسته شود و سپس وارد شوید.
- حد ضرر (Stop Loss): حد ضرر خود را دو پیپ پایینتر از پایینترین نقطه کندلی که با EMA برخورد کرده (یا کندل تأییدکننده) قرار دهید. این به شما یک حاشیه امن کوچک میدهد.
- حد سود (Take Profit): من معمولاً از نسبت ریسک به ریوارد 1:1 استفاده میکنم. یعنی اگر ریسک شما (فاصله بین ورود و حد ضرر) 20 پیپ است، حد سود خود را هم 20 پیپ بالاتر از نقطه ورود قرار دهید. البته میتوانید با استفاده از سطوح مقاومت یا فیبوناچی، اهداف سود بزرگتری را نیز در نظر بگیرید، اما برای شروع، 1:1 یک نقطه شروع مطمئن است.
مثال عملی: پوزیشن فروش
حالا سناریوی برعکس. قیمت زیر EMA قرار گرفته، به سمت EMA برگشته و یک کندل نزولی تأییدکننده (مثلاً یک کندل قرمز قوی یا پین بار نزولی) درست روی EMA یا کمی پایینتر از آن بسته شده است. این سیگنال فروش شماست:
- نقطه ورود (Entry): بلافاصله پایین کندل تأییدکننده سفارش فروش خود را قرار دهید.
- حد ضرر (Stop Loss): حد ضرر خود را دو پیپ بالاتر از بالاترین نقطه کندلی که با EMA برخورد کرده (یا کندل تأییدکننده) قرار دهید.
- حد سود (Take Profit): باز هم، نسبت ریسک به ریوارد 1:1 را پیشنهاد میکنم. یعنی اگر ریسک شما 20 پیپ است، حد سود خود را هم 20 پیپ پایینتر از نقطه ورود قرار دهید.
نکات طلایی و اشتباهات رایج در استراتژی تیغه چرخان
هیچ استراتژی بدون چالش نیست و استراتژی تیغه چرخان هم از این قاعده مستثنی نیست. اما با رعایت چند نکته کلیدی، میتوانید شانس موفقیت خود را به طرز چشمگیری افزایش دهید:
- تأییدیه بگیرید: هرگز فقط به یک سیگنال EMA اعتماد نکنید. همیشه به دنبال تأییدیههای اضافی باشید. یک الگوی کندل استیک قوی، یک سطح حمایت/مقاومت کلیدی، یا حتی واگرایی در RSI میتواند سیگنال شما را تقویت کند. هرچه تأییدیه بیشتری داشته باشید، اعتماد به نفس شما برای ورود به معامله بیشتر میشود.
- صبر کنید: یکی از بزرگترین اشتباهات تریدرها، عجله برای ورود است. وقتی قیمت به EMA برمیگردد، صبر کنید تا کندل تأییدکننده بسته شود. اجازه دهید بازار کار خودش را بکند و سیگنال را به وضوح به شما نشان دهد. ورود زودهنگام میتواند شما را درگیر نویز بازار کند.
- از اخبار دوری کنید: همانطور که قبلاً گفتم، ترید در زمان انتشار اخبار مهم، ریسک بسیار بالایی دارد. حتی اگر استراتژی تیغه چرخان سیگنال واضحی به شما داد، بهتر است حداقل ۳۰ دقیقه قبل و ۱۵ دقیقه بعد از اخبار، از معامله دوری کنید. این یک قانون طلایی برای حفظ سرمایه شماست.
- مدیریت ریسک را جدی بگیرید: حد ضرر و حد سود، دوستان واقعی شما در بازار هستند. همیشه قبل از ورود به معامله، این دو را تعیین کنید. هیچوقت اجازه ندهید یک معامله کوچک، به یک ضرر بزرگ تبدیل شود. حد ضرر شما باید منطقی و بر اساس تحلیل باشد، نه فقط یک عدد تصادفی.
- بکتست و فورواردتست: قبل از اینکه با پول واقعی وارد بازار شوید، حتماً استراتژی تیغه چرخان را در حساب دمو و با بکتستهای متعدد آزمایش کنید. ببینید در جفتارزها و تایمفریمهای مختلف چطور عمل میکند. هر تریدر منحصر به فرد است و ممکن است نیاز به تنظیمات خاص خود داشته باشد.

جمعبندی: آیا استراتژی تیغه چرخان برای شما مناسب است؟
در این مقاله، ما عمیقاً به استراتژی تیغه چرخان پرداختیم؛ یک رویکرد معاملاتی ساده اما قدرتمند که بر پایه پرایس اکشن و میانگین متحرک نمایی (EMA) بنا شده است. من به عنوان یک تریدر، همیشه به دنبال استراتژیهایی هستم که پیچیدگی کمتری داشته باشند و در عین حال، در شرایط واقعی بازار قابل اجرا باشند. استراتژی تیغه چرخان قطعاً یکی از آنهاست.
این استراتژی هیچ محدودیتی از نظر تایم فریم یا جفتارز ندارد، اما همانطور که گفتم، در سشنهای پرنوسانتر مانند لندن، و در تایمفریمهای میانمدت، عملکرد بهتری از خود نشان میدهد. آزادی عمل در ترکیب آن با ابزارهای تأییدکننده مثل کندل استیکها یا سطوح حمایت و مقاومت، به شما اجازه میدهد تا آن را مطابق با سبک معاملاتی خود شخصیسازی کنید.
اما به یاد داشته باشید، هیچ استراتژی معاملاتی، عصای جادویی نیست. موفقیت شما در استفاده از استراتژی تیغه چرخان، نه تنها به درک صحیح آن، بلکه به انضباط، مدیریت ریسک و صبر شما بستگی دارد. تمرین کنید، بکتست بگیرید، و از تجربیات خود درس بگیرید. بازار همیشه در حال تغییر است و شما هم باید منعطف باشید. امیدوارم این راهنما، دید جدیدی به شما داده باشد و بتوانید با استفاده از آن، تریدهای پرسودی را تجربه کنید.



