شاید شما هم مثل بسیاری از تریدرها، روزهای زیادی را پای چارتها گذراندهاید و با وجود تحلیلهای پیچیده، هنوز به آن ثبات و سودی که میخواهید نرسیدهاید. در دنیای پرنوسان فارکس، جایی که هر روز هزاران نفر با رویاهای بزرگ وارد میشوند و با حسابهای خالی خارج میشوند، پیدا کردن یک راهنمای واقعی، نعمتی بزرگ است. اینجاست که نام بیل ویلیامز، یکی از اسطورههای بیبدیل بازارهای مالی، میدرخشد.
به عنوان یک تحلیلگر ارشد بازار و کسی که سالهاست در این گود حضور دارم، میدانم که تئوری به تنهایی کافی نیست. شما به تجربه، دیدگاه و درسهای عملی نیاز دارید. در این مصاحبه با بیل ویلیامز، نه تنها با زندگی و فلسفه ترید او آشنا میشوید، بلکه به عمق ذهن یکی از معدود تریدرهایی سفر میکنید که واقعاً موفقیت پایدار را تجربه کرده است. آمادهاید تا دیدگاهتان به بازار را برای همیشه تغییر دهید؟
نقشه راه مقاله
آنچه یاد میگیرید
با فلسفه ترید بیل ویلیامز و اندیکاتورهای ابداعی او آشنا میشوید.
درسهای طلایی مصاحبه
نکات کلیدی از زبان بیل و جاستین ویلیامز برای بهبود معاملاتتان.
چگونه بیل ویلیامز را الگو قرار دهیم؟
استراتژیهای عملی برای کاهش ضرر و افزایش سود در بلندمدت.
روانشناسی بازار از دید یک استاد
اهمیت نظم و پایبندی به برنامه معاملاتی برای بقا در بازار.
بیل ویلیامز کیست؟ یک ذهن متفاوت در دنیای ترید
تصور کنید کسی را که تمام عمرش را وقف درک پیچیدگیهای بازار کرده است. بیل ویلیامز، متولد 1932، دقیقاً چنین شخصیتی بود. او یک تریدر آمریکایی، نویسنده برجسته و مربی بود که سالیان متمادی به هزاران نفر کمک کرد تا راه خود را در بازارهای مالی پیدا کنند. چیزی که بیل را خاص میکرد، دیدگاه منحصر به فردش به بازار بود؛ او نه تنها به دنبال سود بود، بلکه میخواست ماهیت حرکت بازار را درک کند.
رشته تحصیلی آکادمیک بیل ویلیامز فیزیک و روانشناسی بود. شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد که یک فیزیکدان-روانشناس وارد دنیای ترید شود، اما همین ترکیب، او را قادر ساخت تا با لنزی متفاوت به بازار نگاه کند. او بیش از 30 سال مربیگری کرد و بیش از نیم قرن در بازارهای سهام، کالا و فارکس فعال بود. این تجربه طولانی، گنجینهای از دانش را برای او به ارمغان آورد.
بیل ویلیامز به این نتیجه رسید که روشهای سنتی تحلیل بازار، کامل نیستند. او معتقد بود که نمیتوان بازار را 100% شناخت، اما میتوان بر روی رفتار آن تمرکز کرد. همین رویکرد باعث شد که او اندیکاتورهای کاربردی و نوآورانهای را ابداع و توسعه دهد که هنوز هم در تحلیل تکنیکال بسیار مورد استفاده قرار میگیرند. اندیکاتورهایی مثل:
- الیگیتور (Alligator Indicators): این اندیکاتور، که از سه میانگین متحرک با دورههای زمانی متفاوت تشکیل شده، به ما کمک میکند تا فازهای روند و اصلاح را تشخیص دهیم. به قول بیل، دهان تمساح باز است یا بسته؟
- فراکتال (Fractal Indicators): این ابزار ساده اما قدرتمند، نقاط برگشت احتمالی را در بازار نشان میدهد.
- Awesome Oscillator (AO) و Accelerator Oscillator (AC): این دو اسیلاتور، که بر پایه مومنتوم بازار کار میکنند، به تریدرها کمک میکنند تا قدرت و سرعت حرکت قیمت را بسنجند.
موفقیت ویلیامز تنها به ابداع اندیکاتورها محدود نشد. او نویسندهای چیره دست بود و کتابهایی مثل “تجارت هرج و مرج 1 و 2” و “معاملات جدید” را نوشت که در آنها، مفهوم ترید بر اساس نظریه آشوب و روانشناسی بازار را توضیح داد. این کتابها به پرفروشترینها تبدیل شدند و دیدگاه هزاران تریدر را متحول کردند.
بیل ویلیامز در سال 1984، گروه معاملاتی سودآوری را تأسیس کرد و تا سال 2019 که درگذشت، به فعالیت و آموزش ادامه داد. امروز، دخترش، جاستین ویلیامز لارا، راه پدر را ادامه میدهد و مدیریت این گروه را بر عهده دارد. میراث بیل ویلیامز فراتر از اندیکاتورهاست؛ او به ما یاد داد که برای موفقیت در بازار، باید ذهنی منظم و رویکردی متفاوت داشته باشیم.
مصاحبه با بیل و جاستین ویلیامز: درسهای عملی از قلب بازار
حالا که با بیل ویلیامز آشنا شدیم، وقت آن است که به سراغ اصل مطلب برویم: مصاحبهای که پرده از رازهای موفقیت او برمیدارد. این گفتگو نه تنها با بیل، بلکه با دخترش جاستین نیز انجام شده که امروز راه پدر را ادامه میدهد. به عنوان یک تحلیلگر، من این نکات را بارها در معاملات واقعی دیدهام و به شما قول میدهم که اگر به آنها عمل کنید، تفاوت را حس خواهید کرد.
بازدهی شما در معاملات خود در سالهای اخیر چگونه است؟
بیل ویلیامز با افتخار پاسخ داد که سال گذشته، بهترین سال ترید او بوده است. در یکی از حسابهایش بیش از 100% و در دیگری بیش از 40% سود کسب کرده بود. این اعداد برای هر تریدری الهامبخش است.
دیدگاه من: اینجا بیل ویلیامز به نکتهای اشاره میکند که اکثر تریدرهای تازهکار و حتی باتجربه، آن را نادیده میگیرند: معاملات بیش از حد! او میگوید دلیل اصلی ضرر تریدرها، انجام معاملات زیاد و خروج سریع از پوزیشنهاست. این همان چیزی است که من در اتاقهای ترید میبینم؛ FOMO (ترس از دست دادن فرصت) و حرص، تریدرها را وادار میکند دائم در بازار باشند، حتی وقتی فرصت خوبی نیست. بیل ویلیامز به ما یادآوری میکند که کیفیت مهمتر از کمیت است.
آیا شما یک ترند تریدر هستید؟
یادآوری: ترند تریدینگ به معنای شناسایی روند و ماندن در آن تا حد امکان است.
ویلیامز قاطعانه پاسخ داد: بله، من یک ترند تریدر هستم. او به معاملهای اشاره کرد که بیش از 2 سال آن را باز نگه داشته بود و در سال اول 40% و در سال دوم 50% سود کسب کرده بود! او تاکید کرد که بزرگترین مشکل تریدرها، همان معاملات بیش از حد است و بزرگترین راز موفقیت او، توانایی شناسایی روندهای بلندمدت و ماندن در آنهاست.
دیدگاه من: این جمله بیل ویلیامز باید با طلا نوشته شود! در بازارهای پرنوسان مثل فارکس، وسوسه خروج زودهنگام از سود، بسیار زیاد است. اما تریدرهای بزرگ میدانند که بیشترین سود در ماندن در روندهاست. اگر شما هم دائم در حال اسکلپ کردن و خروج سریع هستید، شاید وقت آن رسیده که استراتژی خود را بازنگری کنید و به دنبال روندهای بزرگتر باشید. این همان “دیتای زنده” است که از تجربه یک استاد میآید.
در کدام تایم فریم معاملات خود را انجام میدهید؟
بیل ویلیامز تایم فریم روزانه را برای معاملاتش اعلام کرد.
او خاطره جالبی تعریف کرد: برای دههها، دائم پای چارتها بود، حتی موقع غذا خوردن! اما به این نتیجه رسید که هرچه کمتر نمودارها را آنالیز کند، نتایج بهتری میگیرد.
دیدگاه من: این اعتراف یک استاد است! بسیاری از تریدرها فکر میکنند هرچه بیشتر به چارت نگاه کنند، بهتر ترید میکنند. اما این یک دام است. تحلیل بیش از حد (Over-analysis) منجر به فلج تحلیلی (Analysis Paralysis) میشود. تایم فریمهای بالاتر، نویز کمتری دارند و روندهای واضحتری را نشان میدهند. این تجربه من هم هست؛ گاهی بهترین کار، دور شدن از صفحه نمایش است.
آیا اخبار اقتصادی بر روی معاملات شما تاثیر میگذارد؟
ویلیامز گفت که به تاثیر اخبار بر روی معاملاتش اهمیت نمیدهد و ترجیح میدهد نمودارها را بررسی کند. او معتقد بود فرصتهای معاملاتی فراوانی در طول روز به وجود میآید و تریدر باید بهترین آنها را پیدا کند.
دیدگاه من: این دیدگاه شاید برای تریدرهای فاندامنتال کمی عجیب باشد، اما برای یک تریدر تکنیکال محض، کاملاً منطقی است. بیل ویلیامز به ما میگوید که همه چیز در چارت منعکس میشود. قیمت، واکنش بازار به اخبار است. البته، من به عنوان یک تحلیلگر، همیشه نگاهی به تقویم اقتصادی دارم تا از رویدادهای بزرگ باخبر باشم، اما هرگز اجازه نمیدهم اخبار، تصمیمات اصلی معاملاتیام را تحتالشعاع قرار دهد. چارت، حرف آخر را میزند.
نظر شما درباره نظم در معاملات چیست؟
ویلیامز تاکید کرد که هر تریدری باید بر اساس یک برنامه منظم معامله کند. مشکل اینجاست که بسیاری از تریدرها برنامه دارند، اما وقتی وارد معامله میشوند، آن را تغییر میدهند! آنها فکر میکنند در حال بهینهسازی هستند، اما در واقع، معامله خود را نابود میکنند.
او افزود: تریدرها حتی با یک سیستم عالی هم اشتباه میکنند. نباید خود را ببازند یا برنامه را تغییر دهند، بلکه باید در شرایط متغیر بازار، به قوانین برنامه خود پایبند باشند.
دیدگاه من: این یکی از مهمترین درسهای ترید است! نظم، کلید بقاست. من بارها دیدهام که تریدرها با یک استراتژی سودده شروع میکنند، اما به محض اولین ضرر، شروع به تغییر دادن آن میکنند. این کار مثل این است که هر بار که ماشینتان پنچر میشود، کل موتور را عوض کنید! به سیستم خود اعتماد کنید، آن را تست کنید و سپس به آن پایبند باشید. بازار همیشه شما را وسوسه میکند که از مسیر خارج شوید، اما نظم، سپر شماست.
داشتن یک ذهن منظم اکتسابی است یا قابل یادگیری میباشد؟
ویلیامز گفت: یادگیری تئوری و آمادهسازی اصول یک ذهن منظم آسان است، اما پایبندی به این اصول سخت است. او مثال زد که وقتی تمام سرمایهتان را از دست میدهید، نمیتوانید حقیقت را به همسرتان بگویید و احساس شرمندگی میکنید. تریدرها نمیتوانند آینده را پیشبینی کنند، اما باید به اصول خود پایبند باشند. در نهایت، این پایبندی منجر به موفقیت میشود.
دیدگاه من: اینجاست که دکترای روانشناسی بیل ویلیامز خود را نشان میدهد. ترید، نبرد با خودتان است. همه ما میدانیم باید منظم باشیم، اما در لحظه تصمیمگیری، احساسات بر ما غلبه میکند. من هم بارها این حس شرمندگی یا ترس را تجربه کردهام. راه حل، تمرین و خودشناسی است. نظم، یک عضله است که باید هر روز آن را تمرین کنید.
چه زمانی به روش خود ایمان آوردید؟
این مسئله کاملاً به میزان سود و ضرر تریدر بستگی دارد. وقتی میزان سود نسبت به ضرر افزایش یابد، میتوانید متوجه شوید که در مسیر درست قرار گرفتهاید و به روش خود ایمان بیاورید.
دیدگاه من: ساده و در عین حال عمیق. ایمان به سیستم، با نتایج واقعی به دست میآید، نه با حرف و حدیث. اگر سیستمی دارید که در بلندمدت سودده است، به آن اعتماد کنید. اگر نه، باید آن را اصلاح کنید. بازار، بهترین معلم است.
چه عاملی باعث شد کتابهای تکنیکال را بنویسید؟
ویلیامز توضیح داد که در ابتدای کارش، نظریه آشوب تازه مطرح شده بود و او به دلیل رشته فیزیکش به آن علاقه داشت. آنها سه نفر را با دکترای ریاضی فیزیک استخدام کردند تا نظریه آشوب را بررسی کنند. نتیجه این تحقیقات، کشف سه میانگین متحرک بود که نام آنها را سیستم معاملاتی تمساح (Alligator Indicator) گذاشتند.
نکته جالب این بود که این میانگینهای متحرک، نسبتهای فیبوناچی داشتند که در کامپیوترهای آن زمان وجود نداشت. آنها تصمیم گرفتند روش خود را ساده کنند و آموزش دهند. جان وایلی، مدیر انتشارات وایلی، از او خواست تا این نظریه را در کتابی بنویسد. بعدها، دخترش جاستین نسخه بهروز شده این کتاب را نوشت.
دیدگاه من: این داستان، نشاندهنده روحیه نوآوری بیل ویلیامز است. او به دنبال چیزی فراتر از اندیکاتورهای رایج بود. کشف ارتباط میانگینهای متحرک با نسبتهای فیبوناچی در دل نظریه آشوب، یک شاهکار بود. این نشان میدهد که گاهی اوقات، باید از چارچوبهای فکری مرسوم خارج شوید تا به کشفیات بزرگ برسید.
در ادامه مصاحبه، جاستین ویلیامز نیز به سوالات پاسخ داد و دیدگاههای ارزشمندی را ارائه کرد:
چه میزان از وقت خود را صرف تفریح میکنید؟
بیل ویلیامز گفت که در روزهای تعطیلاتش، 15 دقیقه برای معامله کردن وقت میگذارد، چون ترید در هر مکانی امکانپذیر است. اما جاستین گفت که بازه زمانی طولانی را صرف آموزش و پاسخ به ایمیلها میکنند. او دوست دارد هر روز زمانی را برای مطالعه، قدم زدن یا یوگا اختصاص دهد. بیل ویلیامز تاکید کرد که داشتن زمان برای سرگرمی و استراحت برای یک تریدر بسیار مهم است.
دیدگاه من: این بخش، اهمیت تعادل بین کار و زندگی را نشان میدهد. ترید میتواند بسیار فرسایشی باشد. اگر دائم درگیر چارت باشید، دچار فرسودگی شغلی میشوید و تصمیمات اشتباه میگیرید. من خودم همیشه به تیمم توصیه میکنم که از بازار فاصله بگیرند، ذهنشان را آزاد کنند و با انرژی تازه برگردند. استراحت، بخشی از استراتژی موفقیت است.
در تحلیل نمودارها اولین اقدامی که انجام میدهید چیست؟
جاستین ویلیامز پاسخ داد: “ابتدا از اندیکاتور الیگیتور استفاده میکنیم و سپس آن را با پرایس بارها ترکیب میکنیم. این کار به ما کمک میکند تا از وضعیت بازار باخبر شویم و به دنبال یک موقعیت معاملاتی مناسب بگردیم.”
دیدگاه من: این یک نقشه راه عملی است! الیگیتور، همان “تمساح” بیل ویلیامز، به شما میگوید که بازار در حال خواب است (فاز اصلاحی) یا بیدار شده و در حال شکار است (فاز روند). ترکیب آن با پرایس اکشن (پرایس بارها) به شما سیگنالهای ورود و خروج میدهد. این یک رویکرد ساده اما بسیار قدرتمند است که هر تریدری میتواند از آن استفاده کند.
آیا از ترند لاینها و ابزار فیبوناچی استفاده میکنید؟
بیل ویلیامز پاسخ داد: “خیر، ما از ترند لاینها استفاده نمیکنیم، بلکه از سیستم معاملاتی الیگیتور استفاده میکنیم. الیگیتور، ترند لاین ما محسوب میشود و به ما کمک میکند تا از وضعیت بازار آگاه شویم. همچنین، وضعیت بازار را تا سه یا چهار برابر بازهای که در حال بررسی آن هستیم، به ما نشان میدهد. مثلاً اگر تایم فریم 10 دقیقه را بررسی کنیم، الیگیتور تا یک ساعت بعد و نمودار روزانه را به ما اطلاع میدهد و دیگر نیازی نیست به نمودار روزانه نگاه کنیم.”
دیدگاه من: این یک نکته بسیار مهم است! بیل ویلیامز ابزاری را توسعه داده که کار چندین ابزار دیگر را یکجا انجام میدهد. او به جای شلوغ کردن چارت با خطوط و ابزارهای مختلف، یک راه حل جامع ارائه کرده است. این رویکرد، فلسفه سادگی در ترید را تقویت میکند. هرچه سیستم شما سادهتر باشد، تصمیمگیری آسانتر و خطای انسانی کمتر میشود.
آیا در تحلیل خود از نشریه امواج الیوت استفاده میکنید؟
بیل ویلیامز پاسخ داد: “بله، به امواجی که تشکیل شدهاند دقت میکنیم، اما صرفاً بر اساس امواج الیوت معامله نخواهیم کرد.” او توضیح داد که در کل دو روش برای ورود، دو روش برای افزایش لات و دو روش برای خروج از معامله دارد که کاملاً بستگی به امواج و شرایط نمودار دارد.
جاستین ویلیامز افزود که پدرش در بازار سهام معامله میکرد، اما او در بازار ارزها فعال است که نوسانات بالاتری دارد. او تاکید کرد که استفاده از امواج الیوت میتواند به تریدرها کمک کند تا در حرکات اصلاحی وارد معامله نشوند، زیرا بیشتر ضررها در این حرکات رخ میدهد.
دیدگاه من: امواج الیوت یک ابزار قدرتمند است، اما نه یک سیستم معاملاتی کامل. بیل ویلیامز این را به خوبی میدانست. او از الیوت برای درک ساختار بازار استفاده میکرد، اما تصمیمات نهاییاش بر پایه سیستم خودش بود. جاستین هم به نکته مهمی اشاره میکند: بازار فارکس به دلیل نوسانات بالا، نیاز به دقت بیشتری در تشخیص فازهای روند و اصلاح دارد. امواج الیوت در اینجا میتواند یک فیلتر عالی برای جلوگیری از ورود به معاملات پرخطر باشد.
سخن پایانی: بیل ویلیامز، الگو یا راهنما؟
در این مقاله، عمیقاً با بیل ویلیامز، این تریدر و مربی افسانهای، و همچنین دخترش جاستین آشنا شدید. ما نه تنها زندگینامه و اندیکاتورهای ابداعی او را بررسی کردیم، بلکه به سراغ مهمترین بخش، یعنی مصاحبه با بیل ویلیامز رفتیم تا درسهای عملی او را بشنویم.
اگر بخواهم یک نکته کلیدی از تمام این مصاحبه را برای شما برجسته کنم، آن چیزی است که بیل بارها بر آن تاکید کرد: “بیشتر تریدرها به دلیل تعداد معاملات بالای خود ضرر میکنند.” او به جای اینکه دائم در بازار باشد، به دنبال یک فرصت معاملاتی خوب میگشت و سپس سعی میکرد تا جایی که ممکن است، پوزیشن خود را باز نگه دارد. این همان استراتژی ترند تریدینگ است که به او سودهای شگفتانگیزی بخشید.
پس، اگر شما هم جزو آن دسته از تریدرهایی هستید که دائم در حال معاملهاید و با ضرر مواجه میشوید، شاید وقت آن رسیده که رویکردتان را تغییر دهید. بیل ویلیامز یک الگو نیست که کورکورانه از او تقلید کنید، بلکه یک راهنماست که میتواند دیدگاه شما را به بازار متحول کند. از تجربیات او درس بگیرید، به دنبال روندهای بزرگ باشید، به سیستم معاملاتی خود پایبند بمانید و از معاملات بیش از حد پرهیز کنید. موفقیت در بازار، نیازمند صبر، نظم و یک ذهن متفاوت است؛ درست مثل بیل ویلیامز.
اگر در بازار فارکس فعال هستید،
حتماً در وی شارژ یک حساب داشته باشید.
وی شارژ اولین صرافی بروکرهای فارکس


