بازار فارکس تنها محدود به جفت ارزها نیست و داراییهای متنوعی برای معامله در اختیار تریدرها قرار میدهد که یکی از محبوبترین آنها، شاخصهای بورس جهانی (Indices) است. معامله شاخصها به شما این امکان را میدهد تا به جای تمرکز بر سهام یک شرکت خاص، عملکرد کلی یک بخش از بازار یا اقتصاد کلان یک کشور را تحلیل و روی آن معامله کنید. شاخصهای معروفی مانند داوجونز، نزدک و اس اند پی ۵۰۰ همواره به دلیل نوسانات جذاب، ساعات معاملاتی منعطف و نقدینگی بالا، مورد توجه معاملهگران مبتدی و حرفهای قرار داشتهاند.
برای موفقیت در معامله این داراییهای ارزشمند، شناخت دقیق عوامل کلان اقتصادی، اخبار فاندامنتال و تاثیر آنها بر سنتیمنت بازار کاملا ضروری است. اگر قصد دارید استراتژیهای معاملاتی خود را ارتقا دهید و به صورت اصولی با این مفاهیم کلیدی آشنا شوید، بهرهگیری از یک دوره جامع آموزش بازار فارکس از سطح مقدماتی تا پیشرفته میتواند مسیر شما را برای درک بهتر حرکات قیمت و کسب سود مستمر هموار کند. در این مقاله از تجارت اف ایکس، قصد داریم به بررسی جامع مفهوم شاخص در فارکس بپردازیم و نحوه معامله، مزایای کلیدی و مهمترین شاخصهای معاملاتی در سراسر جهان را به طور دقیق برای شما کالبدشکافی کنیم.
| موضوع / مفهوم | تعریف و توضیح خلاصه | نکات کلیدی و مثالها |
|---|---|---|
| ماهیت شاخص مالی (Index) | معیار آماری برای سنجش و پیگیری عملکرد یک گروه خاص از داراییها (مانند سهام یا اوراق قرضه). | نمایانگر کلیت یک بازار است و مانند یک قطبنما برای ارزیابی مسیر سرمایهگذاری عمل میکند. |
| نحوه معامله و سرمایهگذاری | امکان معامله مستقیم خود شاخص وجود ندارد و این کار از طریق صندوقهای شاخص (Index Funds) یا ETFها انجام میشود. | این صندوقها سبدی از داراییها مشابه اجزای یک شاخص میسازند (مثلاً خرید VOO برای سرمایهگذاری روی S&P 500). |
| شاخصهای مهم بازار آمریکا | معیارهای اصلی سنجش اقتصاد ایالات متحده که شامل S&P 500، داو جونز، ناسداک ۱۰۰ و راسل ۲۰۰۰ هستند. | داو جونز (۳۰ شرکت صنعتی بزرگ)، ناسداک (فناوری و رشدمحور) و راسل ۲۰۰۰ (شرکتهای کوچک) را پوشش میدهند. |
| شاخصهای معتبر جهانی | شاخصهایی که عملکرد بازارهای بزرگ بینالمللی و خارج از آمریکا را به تریدرها نشان میدهند. | معروفترین آنها شامل فوتسی ۱۰۰ (FTSE 100) در بریتانیا و نیکی ۲۲۵ (Nikkei 225) در ژاپن است. |
| روشهای وزندهی شاخصها | الگوهای محاسباتی که میزان تاثیرگذاری هر دارایی را در تغییرات کل شاخص تعیین میکنند. | شامل سه روش: مبتنی بر سرمایه بازار (Market-Cap)، مبتنی بر قیمت (Price Weighted) و وزن مساوی (Equal Weighted). |
| کاربرد اصلی برای تریدرها | استفاده از شاخص به عنوان یک بنچمارک (معیار) استاندارد برای مقایسه عملکرد پورتفوی معاملاتی. | به کمک آن میتوانید بسنجید که بازدهی سبد شما نسبت به میانگین کل بازار چقدر بهتر یا بدتر بوده است. |
راهنمای جامع شناخت و معامله شاخصها در بازارهای مالی
شاخصها قطبنمای بازارهای مالی هستند. در این اینفوگرافی با مفهوم شاخص، نحوه عملکرد و راههای معامله آنها آشنا میشویم تا مانند یک تریدر حرفهای نبض بازار را در دست بگیرید.
مفهوم شاخص (Index)
شاخص یک معیار آماری است که عملکرد گروه خاصی از داراییها را نشان میدهد و به جای بررسی تکتک سهام، وضعیت کلی و روند بازار را بازتاب میدهد.
عدم امکان سرمایهگذاری مستقیم
شاخص تنها یک پورتفوی مجازی و یک معیار سنجش است. شما نمیتوانید مستقیماً روی یک شاخص سرمایهگذاری کرده یا خود آن را خریداری کنید.
معامله از طریق صندوقها و ETFها
برای کسب سود از نوسانات شاخصها، تریدرها از صندوقهای شاخص و ETFها (مانند VOO) استفاده میکنند که دقیقاً ترکیب داراییهای شاخص را تقلید میکنند.
شاخصهای معتبر و جهانی
از مهمترین شاخصهای بازار میتوان به S&P 500 (نماینده اقتصاد آمریکا)، داو جونز (شرکتهای بزرگ صنعتی) و نزدک ۱۰۰ (شرکتهای فناوری) اشاره کرد.
ساختار و روشهای وزندهی
شاخصها معمولاً بر اساس ارزش کل بازار (مانند S&P 500)، قیمت هر سهم (مانند داوجونز) و یا با تخصیص وزن برابر به تمامی شرکتها محاسبه و ساخته میشوند.
سنجش عملکرد پورتفو
مهمترین کاربرد شاخص برای سرمایهگذاران، استفاده از آن به عنوان یک معیار استاندارد (بنچمارک) جهت ارزیابی میزان موفقیت و بازدهی واقعی سبد سرمایهگذاری است.
شاخص چیست و چرا شناخت آن برای تریدرها حیاتی است؟
بیایید رک و راست بگیم: شاخص (یا ایندکس) یک معیار آماریه که عملکرد یک گروه خاص از داراییها رو نشون میده. فکر کنید به جای اینکه بخواید تکتک درختهای یک جنگل رو بشمارید و وضعیتشون رو بررسی کنید، یه پرنده از بالا به کل جنگل نگاه میکنه و به شما میگه وضعیت کلی جنگل چطوره. شاخصها دقیقاً همین کار رو برای بازار مالی انجام میدن.
معمولاً شاخصها عملکرد یک سبد اوراق بهادار رو اندازه میگیرن که قرار نیست کل بازار رو نشون بده، بلکه هدفش تقلید از یک بخش خاص یا یک منطقه مشخص از بازاره. این میتونه شامل شاخصهای گستردهای باشه که کل بازار رو دربرمیگیرن، مثل S&P 500 یا داو جونز (DJIA) در بازار آمریکا، یا شاخصهایی که فقط یک صنعت یا بخش خاص رو دنبال میکنن، مثل راسل 2000 که فقط سهام شرکتهای کوچک رو پیگیری میکنه.
شاخصها فقط به سهام محدود نمیشن. اونها برای اندازهگیری دادههای مالی یا اقتصادی دیگه مثل نرخ بهره، تورم یا تولید صنعتی هم کاربرد دارن. اما در دنیای ترید، مهمترین کاربردشون اینه که معیاری برای ارزیابی عملکرد پورتفوی شما باشن.

فهمیدن شاخصها: فراتر از یک عدد ساده
چیزی که باید بدونید اینه که شما نمیتونید مستقیماً در یک شاخص سرمایهگذاری کنید. شاخص یک پورتفوی مجازی از اوراق بهاداره که یک بازار خاص یا یک بخش از بازار رو نمایندگی میکنه. مثلاً S&P 500 و Bloomberg US Aggregate Bond به ترتیب بنچمارکهای رایج برای بازار سهام و اوراق قرضه آمریکا هستن.
هر شاخص بازار سهام و اوراق بهادار روش محاسبه خاص خودش رو داره. چیزی که برای ما تریدرها مهمه، بیشتر تغییر نسبی یک شاخصه تا مقدار عددی واقعی اون. مثلاً، اگه شاخص FTSE 100 الان 6,670.40 باشه، این عدد به تنهایی ممکنه خیلی معنی نده. اما اگه بدونیم دیروز 2% افت کرده، اونوقت میفهمیم که چه اتفاقی افتاده. این تغییرات، بهخصوص به صورت درصدی، ابزار اصلی ما برای تحلیل هستن.
سرمایهگذاری و معامله در شاخص: صندوقها و ETFها
گفتیم که نمیتونید مستقیماً روی یک شاخص سرمایهگذاری کنید. پس چطور میشه از حرکتهای اون سود برد؟ اینجاست که صندوقهای شاخص (Index Funds) و صندوقهای قابل معامله در بورس (ETFs) وارد بازی میشن.
شاخصها همیشه به عنوان معیارهایی برای اندازهگیری عملکرد این صندوقها استفاده میشن. مثلاً، خیلی از صندوقهای سرمایهگذاری مشترک، بازدهی خودشون رو با شاخص S&P 500 مقایسه میکنن تا به سرمایهگذار نشون بدن که مدیران اونها چقدر بیشتر یا کمتر از یک صندوق شاخص غیرفعال، پولشون رو رشد دادن.
“ایندکس کردن” یا سرمایهگذاری شاخصی، یک نوع مدیریت صندوق غیرفعاله. در این روش، به جای اینکه مدیر صندوق فعالانه سهام رو انتخاب و خرید و فروش کنه، یک پورتفوی میسازه که دقیقاً اجزای یک شاخص خاص رو تقلید میکنه. ایده اینه که با تقلید از عملکرد کل بازار یا یک بخش گسترده از اون، صندوق هم دقیقاً همون عملکرد رو داشته باشه.
چون شما نمیتونید مستقیماً در یک شاخص سرمایهگذاری کنید، این صندوقها برای پیگیری عملکرد اونها ایجاد میشن. این صندوقها شامل اوراق بهاداری هستن که شباهت زیادی به اجزای شاخص دارن و به این ترتیب به شما اجازه میدن که روی عملکرد اون شاخص معامله کنید، البته در ازای پرداخت هزینهای ناچیز.
مثالی از یک صندوق شاخص محبوب، ETF S&P 500 Vanguard (VOO) است که به طور نزدیکی شاخص S&P 500 را بازتاب میدهد. این یعنی با خرید VOO، شما در واقع در 500 شرکت بزرگ آمریکایی که نبض اقتصاد آمریکا رو در دست دارن، سرمایهگذاری میکنید.
مزیت اصلی صندوقهای شاخص و ETFها اینه که به سرمایهگذار این امکان رو میدن که با خرید یک سهم، در واقع سبدی از داراییها رو داشته باشه و ریسک خودش رو پخش کنه. این یعنی شما میتونید با یک حرکت، امنیتی رو بخرید که احتمالاً همراه با بازار سهام به طور کلی یا با یک بخش خاص از بازار بالا و پایین میره.
چند مثال از شاخصهای معروف
اگه میخواید تو بازار فعال باشید، باید این اسمها رو بدونید:
- S&P 500: یکی از معروفترین شاخصهای جهان و معیار اصلی بازار سهام آمریکا. حدود 80% از کل سهام معامله شده در ایالات متحده رو شامل میشه.
- داو جونز (Dow Jones Industrial Average – DJIA): شاخص صنعتی داو جونز هم خیلی شناخته شدهست، اما فقط ارزش سهام 30 شرکت بزرگ و تاثیرگذار آمریکایی رو نشون میده.
- ناسداک 100 (Nasdaq 100): شاخصی که عمدتاً شامل شرکتهای بزرگ فناوری و رشدمحور میشه.
- راسل 2000 (Russell 2000): این شاخص عملکرد 2000 شرکت با سرمایه بازار کوچک در آمریکا رو دنبال میکنه.
- FTSE 100 (فوتسی 100): شاخص اصلی بازار سهام بریتانیا.
- نیکkei 225 (نیکی 225): شاخص اصلی بازار سهام ژاپن.
شاخصها فقط برای سهام نیستن. مثلاً شاخص باند بلومبرگ US Aggregate Bond، عملکرد اوراق قرضه با درجه سرمایهگذاری رو پیگیری میکنه. این نشون میده که شاخصها برای کلاسهای دارایی دیگه هم ساخته میشن و محدود به بورس نیستن.
راههای مختلف ساختاردهی یک شاخص چیست؟
در بازارهای مالی و بورس، شاخصها نمایانگر وضعیت کلی بازار یا بخش خاصی از صنعت هستند. اما آیا تا به حال به این موضوع فکر کردهاید که این شاخصها دقیقاً چگونه محاسبه میشوند؟ شاخصهای مالی را به روشهای مختلفی میسازند که معمولاً با در نظر گرفتن مکانیزمهای وزندهی به اجزای مختلف شاخص (مانند سهام شرکتهای زیرمجموعه) انجام میشود. انتخاب روش ساختاردهی، تاثیر مستقیمی بر نحوه حرکت شاخص و تحلیل تکنیکال و فاندامنتال معاملهگران دارد.
شناخت دقیق روش ساختاردهی شاخصها به شما کمک میکند تا درک بهتری از تاثیر نوسانات یک سهم خاص بر کل بازار داشته باشید و استراتژی معاملاتی خود را بهینهتر طراحی کنید.
سه روش اصلی و استاندارد جهانی برای ساختاردهی شاخصها که هر تحلیلگر و معاملهگری باید آنها را بشناسد عبارتند از:
۱. شاخص مبتنی بر سرمایه بازار (Market-Cap Weighted)
در این روش که یکی از محبوبترین شیوههای وزندهی در جهان است، به شرکتها و اجزایی که بیشترین سرمایه بازار (ارزش کل سهام منتشر شده) را دارند، وزن و اهمیت بیشتری داده میشود. به زبان سادهتر، شرکتهای بزرگتر و ارزشمندتر، تسلط و تاثیر به مراتب بیشتری روی حرکت و نوسانات شاخص دارند. شاخص مشهور S&P 500 بر همین اساس ساخته شده است؛ بنابراین رشد سهام چند غول تکنولوژی میتواند کل این شاخص را به سمت بالا بکشد.
۲. شاخص مبتنی بر قیمت (Price Weighted)
در ساختاردهی مبتنی بر قیمت، ارزش کلی بازارِ شرکتها ملاک محاسبه نیست؛ بلکه به اجزایی که بالاترین قیمت سهم را دارند، وزن بیشتری اختصاص داده میشود. یعنی سهمی که قیمت هر برگ آن در تابلو گرانتر باشد، نوسان آن تاثیر بسیار قویتری روی شاخص کل میگذارد، حتی اگر شرکت نسبتاً کوچکی باشد. شاخص داو جونز صنعتی (DJIA) یکی از قدیمیترین و بارزترین نمونههای این نوع شاخصسازی در بازار بورس آمریکا است.
۳. شاخص با وزن مساوی (Equal Weighted)
در این حالت از ساختاردهی، رویکرد کاملاً دموکراتیک است! تفاوتی نمیکند که یک شرکت چقدر غولپیکر است یا قیمت هر برگ سهم آن چقدر گران است؛ در این شاخص همه اجزا وزن کاملاً یکسانی دارند. یعنی اندازه شرکت یا قیمت سهم آن مهم نیست و تمامی شرکتها به یک اندازه روی صعود یا نزول شاخص تأثیر میگذارند. این روش تصویری متعادلتر و واقعبینانهتر از وضعیت کلی تمامی شرکتهای حاضر در شاخص ارائه میدهد.
| روش ساختاردهی | معیار اصلی وزندهی | بیشترین تاثیرپذیری از | نمونه شاخص معروف |
|---|---|---|---|
| مبتنی بر سرمایه بازار (Market-Cap) | ارزش کل شرکت (تعداد سهام × قیمت) | شرکتهای بسیار بزرگ و باارزش | S&P 500 و NASDAQ |
| مبتنی بر قیمت (Price Weighted) | قیمت اسمی هر برگ سهم | سهامهای دارای قیمت گرانتر | Dow Jones (DJIA) |
| با وزن مساوی (Equal Weighted) | سهم مساوی و برابر برای همه | میانگین عملکرد همه شرکتها | S&P 500 Equal Weight |
چرا شاخصها برای شما مفیدند؟
حالا که میدونید شاخص چیه و چطور کار میکنه، بیایید ببینیم چرا باید به اونها اهمیت بدید و چطور میتونن به شما کمک کنن:
- معیاری معتبر برای سنجش عملکرد: شاخصها بهترین معیار برای ارزیابی استراتژی سرمایهگذاری یا عملکرد پورتفوی شما هستن. اگه پورتفوی شما 10% رشد کرده، این خوبه یا بد؟ اگه شاخص بازار 20% رشد کرده باشه، یعنی شما عقب موندید. با مقایسه با یک شاخص مرتبط، میتونید عملکرد واقعی خودتون رو درک کنید.
- نمایی ساده از بازار: شاخصها به شما یک دید ساده و کلی از یک بخش بزرگ بازار میدن، بدون اینکه لازم باشه تکتک داراییها رو بررسی کنید. مثلاً، بررسی صدها قیمت سهام مختلف برای فهمیدن تغییرات شانس شرکتهای فناوری برای یک سرمایهگذار عادی غیرممکنه. یک شاخص مرتبط با این بخش، میانگین روند بخش رو به شما نشون میده.
- کمک به درک پویایی بازار: با مشاهده تغییرات شاخص در بازههای زمانی مختلف، میتونید روند و عملکرد کلی بازار رو بهتر درک کنید. این درک به شما کمک میکنه تا بهترین زمان برای ورود یا خروج از بازار رو تعیین کنید.
- کاهش ریسک و تنوعبخشی: با سرمایهگذاری در صندوقهای شاخص، شما در واقع در یک سبد متنوع از داراییها سرمایهگذاری میکنید. این کار به طور طبیعی ریسک شما رو کاهش میده، چون عملکرد یک شرکت خاص، تأثیر کمتری روی کل سرمایه شما داره.
در کل، شاخصها ابزاری مهم و قدرتمند در دسترس تریدرها و سرمایهگذاران هستن که نباید از اونها صرف نظر کرد. اونها به شما کمک میکنن تا بازدهی سرمایهگذاری خودتون رو بهبود ببخشید و ریسک رو مدیریت کنید.
شاخصهای مهم بورسی در فارکس کدامها هستند؟
شاید فکر کنید شاخصها فقط برای بازار سهام هستن، اما نه! در بازار فارکس هم میتونید روی شاخصهای مهم بورسی معامله کنید. این یعنی شما میتونید روی عملکرد کلی یک اقتصاد یا یک بخش صنعتی بزرگ، از طریق پلتفرمهای فارکس، موقعیت بگیرید.
در ایالات متحده، سه شاخص معتبر برای بورس وجود دارن که معمولاً در فارکس هم ارائه میشن: داو جونز، اساندپی 500، و ناسداک کامپوزیت (که معمولاً به صورت Nasdaq 100 معامله میشه). راسل 2000 هم یکی دیگه از این شاخصهاست. برای بازارهای جهانی، شاخص فایننشال تایمز استاکس اکسچنج 100 (FTSE 100) برای بازار بریتانیا و شاخص نیکه 225 برای بازار ژاپن محبوب هستن.
تقریباً بیشتر کشورهایی که بورس دارن، حداقل یک شاخص برای سهامهای اصلی خودشون منتشر میکنن. معامله این شاخصها در فارکس، یک راه حل کمهزینه و موثر برای تنوع در سبد سرمایهگذاری شما محسوب میشه. به جای اینکه سهام تکتک شرکتها رو بخرید، با معامله روی شاخص، روی عملکرد کلی اون بخش از بازار سرمایهگذاری میکنید.
اما یک نکته مهم: عملکرد یک شاخص، به عملکرد تمامی شرکتهایی که در اون قرار دارن بستگی داره و نمیتونه عملکرد شخصی یک سهامدار رو نشون بده. شما با معامله شاخص، روی روند کلی شرط میبندید، نه روی موفقیت یا شکست یک شرکت خاص.
شاخص باند چیست؟
همانطور که قبلاً اشاره کردم، شاخصها فقط به سهام محدود نمیشن. شاخص باند (Bond Index)، یک شاخص مالیه که عملکرد یک سبد از اوراق قرضه (باندها) رو در طی زمان نشون میده. این شاخصها برای پایش و اندازهگیری عملکرد بازار اوراق قرضه طراحی شدن و شرکتهایی مثل بلومبرگ و استاندارد اند پورز اونها رو محاسبه میکنن.
شاخص باند ممکنه شامل باندهای دولتی، شرکتی، موسسات مالی و بانکی باشه. مثلاً، شاخص اوراق قرضه بلومبرگ، بازار اوراق قرضه درجه سرمایهگذاری رو پیگیری میکنه، در حالی که شاخص اوراق قرضه بازار کشورهای در حال توسعه، نظری به اوراق قرضه دولتی این کشورها داره. این نشون میده که شاخصها برای کلاسهای دارایی دیگه هم ساخته میشن و محدود به شاخصهای بورس نیستن.
چند نمونه از شاخصهای باند عبارتند از:
- شاخص باند جهانی بلومبرگ Barclays Global Aggregate Index
- شاخص باند آمریکای شمالی – بلومبرگ Barclay North America Aggregate Index
- شاخص باند کم ریسک – بلومبرگ Barclay U.S. Aggregate Bond Index
- شاخص باند دولتی – بلومبرگ Barclays U.S. Treasury Bond Index
- شاخص باند خارج از کشور – بلومبرگ Barclays Global Ex-U.S. Aggregate Bond Index
در کل، شاخصها برای نمایش وضعیت یک بازار یا یک کلاس دارایی خاص، بسیار مفید واقع میشن و به سرمایهگذاران کمک میکنن تا تصمیمات بهتری بگیرند.
آخرین کلام: شاخصها، چشم و گوش تریدر
شاخصهای بازار، نمایندهای از کارکرد بازارها هستن. این شاخصها به عنوان معیارهایی برای اندازهگیری حرکت و کارکرد بخشهای مختلف بازار مورد استفاده قرار میگیرن. سرمایهگذاران همچنین از شاخصها به عنوان پایه برای سرمایهگذاری در صندوقهای شاخص یا پورتفوی فعال استفاده میکنن.
در ایران هم شاخصهای بازار مانند شاخص کل بورس تهران و شاخص بورس فرابورس ایران برای ارزیابی عملکرد بازار مورد استفاده قرار میگیرن. همچنین، صندوقهای سرمایهگذاری شاخص نیز در این کشور وجود دارن که به عنوان یکی از روشهای سرمایهگذاری در بازار سرمایه استفاده میشن.
اما یک نکته مهم رو هرگز فراموش نکنید: شاخصهای بازار تنها به عنوان یک نماینده از عملکرد بازار محسوب میشن و نباید به تنهایی برای تصمیمگیری در سرمایهگذاری به اونها اکتفا کرد. همیشه بهتره با تحلیل دقیق عوامل دیگری مانند شرکتهای حاضر در بازار و شرایط اقتصادی و سیاسی، تصمیمات سرمایهگذاری گرفته بشه. شاخصها ابزار قدرتمندی هستن، اما نه تمام ابزار.
مقاله تون واقعا عالی بود، دستتون درد نکنه! هفته پیش دقیقا با همین روشی که گفتید روی شاخص S&P 500 ترید کردم و اتفاقا سود خوبی هم گرفتم که خیلی بهم چسبید. فقط یه قسمتی رو که گفتید نمیتونیم مستقیم روی شاخص سرمایهگذاری کنیم، کمی برام سوال شد. یعنی وقتی من روی S&P 500 پوزیشن باز میکنم، در واقع دارم چیکار میکنم؟ آیا این همون سرمایهگذاری غیرمستقیم محسوب میشه یا کلا فرق داره؟ ممنون میشم توضیح بدید.
چه عالی که تونستید از تحلیل شاخصها سود ببرید و تجربهتون رو با ما به اشتراک گذاشتید! دقیقا سوال خوبی پرسیدید که خیلی از تریدرها رو ممکنه گیج کنه. وقتی ما میگیم نمیتونید مستقیماً در یک شاخص سرمایهگذاری کنید، منظورمون اینه که شاخص خودش یک دارایی قابل خرید و فروش نیست که بتونید سند مالکیتش رو بگیرید، مثل خرید سهام یک شرکت یا یک ملک. شاخص فقط یک «معیار» آماریه، یک عدد که عملکرد یک سبد از داراییها رو نشون میده. مثلاً S&P 500 خودش یک سبد مجازی از سهام ۵۰۰ شرکت بزرگه، نه یک شرکت واقعی. پس شما نمیتونید برید و بگید “من میخوام شاخص S&P 500 رو بخرم” و مالکیت اون رو داشته باشید.
اما کاری که شما انجام دادید و روی شاخص S&P 500 پوزیشن باز کردید، در واقع معامله روی ابزارهای مالی مشتقه (Derivatives) هست که عملکرد اون شاخص رو دنبال میکنن. رایجترین این ابزارها برای تریدرها، قراردادهای مابهالتفاوت (CFD)، قراردادهای آتی (Futures) یا حتی صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF) هستن.
وقتی شما CFD روی S&P 500 میخرید، در واقع پیشبینی میکنید که ارزش این شاخص بالا میره و با بالا رفتن شاخص، شما سود میکنید (و برعکس). شما اینجا مالک سهام یا اجزای تشکیلدهنده شاخص نیستید، بلکه روی نوسانات قیمتی شاخص شرطبندی میکنید. این یک روش کاملاً معتبر و رایج برای معاملهگرهاست که از حرکات شاخصها سود ببرن. این همون «سرمایهگذاری غیرمستقیم» یا به عبارت دقیقتر «معامله بر اساس عملکرد شاخص» محسوب میشه.
ETFها هم راه دیگهای هستن که به شما اجازه میدن به صورت غیرمستقیم در یک شاخص سرمایهگذاری کنید. مثلاً وقتی ETF VOO رو میخرید که شاخص S&P 500 رو دنبال میکنه، اون صندوق در واقع سهام ۵۰۰ شرکت رو خریده و نگه داشته، و شما با خرید سهام ETF، به صورت غیرمستقیم مالک بخشی از اون سبد سهام میشید. در مجموع، تفاوت اصلی بین «مالکیت مستقیم شاخص» (که ممکن نیست) و «معامله یا سرمایهگذاری در ابزارهایی که شاخص را دنبال میکنند» (که کاریه که شما انجام دادید) هستش. امیدوارم این توضیح کاملتر باشه!