مدیریت سرمایه و کنترل ریسک، شریان حیاتی بقا و موفقیت در بازارهای مالی است. یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که هر معامله‌گر پیش از ورود به هر پوزیشنی باید به طور دقیق محاسبه کند، نسبت ریسک به ریوارد (Risk/Reward Ratio) است. این نسبت به زبان ساده نشان می‌دهد که در ازای به دست آوردن مقدار مشخصی سود، حاضر هستید چه میزان از سرمایه خود را در معرض خطر قرار دهید. معامله‌گرانی که این اصل اساسی را نادیده می‌گیرند، در بلندمدت معمولا با ضررهای جبران‌ناپذیری مواجه می‌شوند.

بسیاری از افراد تازه‌کار تمام تمرکز خود را تنها بر روی یافتن نقطه ورود مناسب می‌گذارند و اهمیت مدیریت پوزیشن را به کلی فراموش می‌کنند. اما واقعیت این است که با داشتن یک استراتژی مبتنی بر نسبت ریسک به ریوارد اصولی، حتی اگر درصد موفقیت (Win Rate) شما کمتر از ۵۰ درصد هم باشد، باز هم می‌توانید برآیند مثبتی در معاملات خود ثبت کنید. این دقیقا همان رازی است که تریدرهای حرفه‌ای برای حفظ سرمایه و رشد مستمر حساب‌های خود در روزهای پرنوسان بازار از آن بهره می‌برند.

برای درک عمیق‌تر این مفهوم و پیاده‌سازی آن در قالب یک استراتژی معاملاتی سودآور، نیاز به یادگیری اصولی و قدم‌به‌قدم دارید. شما می‌توانید با بهره‌گیری از آموزش‌های جامع و کاربردی بازار فارکس از مقدماتی تا پیشرفته، نه تنها تکنیک‌های مدیریت ریسک، بلکه تمامی مهارت‌های لازم برای تحلیل تکنیکال و موفقیت مستمر در این بازار را به صورت حرفه‌ای فرا بگیرید. در ادامه این مقاله، قصد داریم به طور کامل شما را با نحوه محاسبه دقیق و کاربرد عملی نسبت ریسک به ریوارد در معاملات آشنا کنیم.

معیار / ویژگی کلیدیتوضیحات و مشخصات کاربردی
فرمول پایه ریسک به ریواردفاصله Entry تا Stop Loss ÷ فاصله Entry تا Take Profit
نسبت‌های استاندارد (Golden Ratios)۱:۲ ، ۱:۳ و در معاملات سوئینگ ۱:۵
رابطه با وین‌ریت (Win Rate)رابطه معکوس؛ R/R بالاتر نیاز به وین‌ریت کمتری برای سودآوری دارد.
بزرگترین دشمن R/R در اسکالپینگاسپرد (Spread) متغیر بروکرها و اسلیپیج (Slippage) در زمان اخبار
ابزارهای سنجش سریع در پلتفرماستفاده از ابزار Fibonacci Retracement در MT4/MT5

مفاهیم کلیدی نسبت ریسک به ریوارد در یک نگاه

خلاصه‌ای از ارکان حیاتی مدیریت ریسک که هر معامله‌گری پیش از ورود به پوزیشن باید بداند.

⚖️

مفهوم هسته‌ای R/R

سنجش و مقایسه دقیق میزان ضرر احتمالی (Risk) در برابر سود مورد انتظار (Reward) در هر ستاپ معاملاتی.

🧮

الگوریتم محاسبه

تقسیم کردن فاصله نقطه ورود تا حد ضرر (Stop Loss) بر فاصله نقطه ورود تا حد سود (Take Profit) بر حسب پیپ.

🥇

نسبت‌های استاندارد

نسبت‌های ۱:۲ و ۱:۳ به عنوان مقادیر طلایی شناخته می‌شوند؛ یعنی پذیرش یک واحد ضرر برای شکار دو یا سه واحد سود.

🛡️

محافظت در برابر کال مارجین

اجرای مستمر این قانون، جلوی نابودی حساب در زنجیره ضررهای متوالی را گرفته و بقای تریدر را در بازار تضمین می‌کند.

📊

تأثیر اسپرد و کمیسیون

هزینه‌های معاملاتی (اسپرد) نرخ واقعی ریسک به ریوارد را کاهش می‌دهند و محاسبه آن‌ها به ویژه در معاملات اسکالپ الزامی است.

🧠

همبستگی با وین‌ریت

استراتژی دارای ریسک به ریوارد ۱:۳، حتی با وین‌ریت پایین ۳۰ تا ۴۰ درصد نیز منجر به رشد مستمر بالانس حساب خواهد شد.

ویدئو آموزش: نسبت ریسک به ریوارد چیست؟

فایل صوتی آموزش: نسبت ریسک به ریوارد (Risk-to-Reward Ratio)

چرا نرخ ریسک به ریوارد (Risk to Reward Ratio) حیاتی‌ترین ابزار یک تریدر است؟

نسبت ریسک به ریوارد چیست؟
نسبت ریسک به ریوارد چیست؟

نرخ ریسک به ریوارد به صورت مستقیم میزان پولی که در هر پوزیشن به خطر می‌اندازید را با پتانسیل بازدهی آن مقایسه می‌کند. کلید موفقیت پایدار در بازارهای مالی، پیش‌بینی دقیق و ۱۰۰ درصدی حرکت بازار نیست؛ بلکه ایجاد یک سیستم نامتقارن است که در آن سودهای شما بسیار بزرگتر از ضررهای اجتناب‌ناپذیرتان باشد.

ورود بدون برنامه به بازار و نداشتن درک درست از Money Management یکی از مرگبارترین خطاهای معامله‌گران تازه‌کار است. شما ممکن است ۵ معامله متوالی را با سودهای کوچک ببندید و احساس تسلط بر بازار پیدا کنید، اما یک معامله ناموفق که در آن حد ضرری تعیین نشده یا ریسک به ریوارد آن منفی است (مثلاً ریسک کردن ۱۰۰ پیپ برای گرفتن ۱۰ پیپ سود)، به راحتی برآیند یک ماه کاری شما را نابود خواهد کرد.

تعیین هدف سود کورکورانه (مانند اصرار بر نسبت ۱:۴ در تمامی ستاپ‌ها) یک اشتباه آماتوری است. اگر استراتژی شما بر پایه شکست‌های فیک (Fakeouts) یا بازگشت به میانگین (Mean Reversion) بنا شده باشد، پتانسیل حرکتی بازار در آن ستاپ خاص ممکن است اجازه رسیدن به ریوارد ۱:۴ را ندهد. نرخ ریسک به ریوارد باید با بک‌تست دقیق، ساختار فعلی بازار (Market Structure) و نوسانات ذاتی جفت‌ارز در تایم‌فریم معاملاتی شما هماهنگ شود.

از سوی دیگر، اگر استراتژی شما پتانسیل ارائه معاملاتی با ریسک به ریوارد ۱:۵ را دارد، بستن زودهنگام پوزیشن بر اثر ترس (زمانی که قیمت تنها به نسبت ۱:۱ رسیده است) باعث می‌شود حساب شما در بلندمدت از چرخه رشد باز بماند. بنابراین، وظیفه شما به عنوان یک تریدر سیستماتیک، انجام تست‌های گذشته‌نگر (Back-test) و تست‌های لایو (Forward-test) برای یافتن میانگین R/R واقعی استراتژی‌تان است.

نحوه محاسبه دقیق نرخ ریسک به ریوارد؛ تأثیر پنهان اسپرد و کمیسیون

برای محاسبه پایه نرخ ریسک به ریوارد در متاتریدر یا تریدینگ‌ویو، کافی است میزان ریسک (فاصله نقطه ورود تا استاپ‌لاس) را محاسبه کرده و در مقابل میزان ریوارد (فاصله نقطه ورود تا تیک‌پروفیت) قرار دهید. به عنوان مثال، اگر در یک معامله ۵۰ پیپ ریسک می‌کنید تا ۱۰۰ پیپ سود بگیرید، نسبت معاملاتی شما ۱:۲ خواهد بود.

اما فرمول خام بالا در دنیای واقعی معاملات، به ویژه برای حساب‌های ECN و استاندارد، دچار انحراف می‌شود. متغیرهای پنهانی نظیر اسپرد (Spread)، کمیسیون (Commission) و اسلیپیج (Slippage) می‌توانند نسبت ریسک به ریوارد شما را به شدت تخریب کنند. نادیده گرفتن این متغیرها، قاتل خاموش حساب‌های اسکالپرها است.

هشدار معاملاتی برای اسکالپرها

در معاملات اسکالپینگ با اهداف کوتاه، اسپرد و کمیسیون بخش بزرگی از حاشیه سود را می‌بلعند. یک نسبت ۱:۲ فرضی بر روی کاغذ، پس از کسر هزینه‌های بروکر به سرعت به نسبت ۱:۱ یا بدتر تبدیل می‌شود. همیشه اسپرد زنده جفت‌ارز را به حد ضرر خود اضافه کرده و از حد سود خود کسر کنید.

بیایید یک سناریوی عملیاتی را بررسی کنیم. فرض کنید یک اسکالپر روی جفت‌ارز EURUSD قصد دارد با ۵ پیپ استاپ‌لاس، تارگت ۱۰ پیپی را هدف قرار دهد. اسپرد شناور بروکر در آن لحظه ۲ پیپ است:

  • ریسک واقعی اعمال شده: ۵ پیپ (فاصله تا حد ضرر) + ۲ پیپ (اسپرد) = ۷ پیپ
  • ریوارد خالص دریافتی: ۱۰ پیپ (هدف سود) – ۲ پیپ (اسپرد) = ۸ پیپ
  • نسبت ریسک به ریوارد خالص: ۷ به ۸ (یا تقریباً ۱:۱.۱۴)

در این حالت، تریدری که تصور می‌کرد وارد یک پوزیشن طلایی ۱:۲ شده، عملاً در حال معامله با نسبت نزدیک به ۱:۱ است. برای جبران این افت نسبت، تریدر نیازمند وین‌ریت بسیار بالاتری خواهد بود. این مسئله اهمیت معامله در سشن‌های دارای نقدینگی بالا (مانند سشن لندن و نیویورک) را برای کاهش اسپرد روشن می‌کند.

نمودار شماتیک محاسبه ریسک به ریوارد در پوزیشن‌های لانگ و شورت

نمایی از اهمیت استراتژیک تعیین حد سود بزرگتر از حد ضرر برای بقای حساب در فارکس

در مقابل، برای معامله‌گران سوئینگ (Swing Traders) که تایم‌فریم‌های ۴ ساعته و روزانه را تحلیل می‌کنند، تأثیر اسپرد ناچیز است. به عنوان مثال، اگر در جفت‌ارز پرنوسان GBPJPY حد ضرر ۱۰۰ پیپ و تارگت ۲۰۰ پیپ باشد، اسپرد ۵ پیپی تنها نسبت را از ۱:۲ به حدود ۱:۱.۸۵ تغییر می‌دهد که همچنان حاشیه امنیت فوق‌العاده‌ای برای پوزیشن محسوب می‌شود.

وین‌ریت و ریسک به ریوارد؛ ماتریس دوقلوی سودآوری در فارکس

بررسی ایزوله و مستقل نرخ ریسک به ریوارد بدون در نظر گرفتن وین‌ریت (Win Rate) یا نرخ موفقیت استراتژی، ارزیابی ناقصی است. این دو فاکتور دو روی یک سکه هستند و پتانسیل رشد منحنی اکوییتی (Equity Curve) شما را تعیین می‌کنند. وین‌ریت مشخص می‌کند چند درصد از معاملات شما با برخورد به تیک‌پروفیت بسته می‌شوند.

برای محاسبه حداقل وین‌ریت مورد نیاز جهت رسیدن به نقطه سر به سر (Break-even) با یک استراتژی مشخص، از فرمول ریاضی زیر استفاده می‌شود:

فرمول حداقل وین‌ریت (Break-even Win Rate):

۱ ÷ (۱ + نرخ ریسک به ریوارد تاریخی استراتژی شما) = حداقل وین‌ریت ضروری

فرض کنید استراتژی معاملاتی شما بر روی طلا (XAUUSD) دارای ریسک به ریوارد متوسط ۱:۱.۵ است. با جایگذاری در فرمول، حداقل وین‌ریت مورد نیاز شما ۴۰ درصد خواهد بود. این یعنی اگر از هر ۱۰ معامله، تنها ۴ معامله شما با سود بسته شود و ۶ معامله به حد ضرر برخورد کند، شما همچنان پولی از دست نداده‌اید و در نقطه صفر قرار دارید. هر درصدی بالاتر از ۴۰ (مثلاً ۴۵٪) شما را در مسیر سودآوری پایدار قرار می‌دهد.

نسبت ریسک به ریوارد (R/R)حداقل وین‌ریت برای بقا (سر به سر)وضعیت استراتژی و روانشناسی تریدر
۱:۰.۵ (ریسک بالا)۶۶٪فشار روانی بسیار بالا، نیازمند دقت نقطه ورود نقطه‌زن.
۱:۱ (معاملات فلت)۵۰٪رایج در اسکالپینگ؛ نیازمند کسر دقیق کمیسیون‌ها.
۱:۲ (نسبت استاندارد)۳۳.۳٪نقطه تعادل طلایی؛ کاهش استرس معاملاتی.
۱:۳ (نسبت ایده‌آل)۲۵٪رایج در روندگیری و معاملات سوئینگ؛ تحمل راحت زنجیره ضرر.
۱:۵ (شکار روندهای ماژور)۱۶.۶٪صبر فراوان برای رسیدن قیمت به تارگت؛ نیازمند هولد پوزیشن طولانی.

از سوی دیگر، اگر می‌خواهید بدانید با وین‌ریت فعلی‌تان چه ریسک به ریواردی شما را نجات می‌دهد، فرمول معکوس را به کار بگیرید:

(۱ ÷ وین‌ریت تاریخی استراتژی) – ۱ = حداقل R/R ضروری

اگر سیستم معاملاتی شما تنها در ۳۰ درصد مواقع درست عمل می‌کند، با جایگذاری عدد ۰.۳ در فرمول، به عدد ۲.۳۳ می‌رسید. یعنی برای سودآوری، حد سود شما همواره باید حداقل ۲.۳۳ برابر بزرگتر از حد ضررتان تنظیم شود.

تکنیک‌های پیشرفته برای سنجش R/R در متاتریدر ۴ و ۵ (MT4/MT5)

در محیط پرنوسان بازار و در زمان انتشار اخبار اقتصادی (مانند NFP)، محاسبه دستی پیپ‌ها و تقسیم آن‌ها برای پیدا کردن حجم و نسبت معاملاتی می‌تواند باعث تأخیر در ورود و از دست رفتن موقعیت شود. تریدرهای هوشمند از ابزارهای اتوماسیون استفاده می‌کنند.

در پلتفرم‌های معاملاتی مانند MT4 و MT5، نصب اندیکاتورهای مدیریت سرمایه (Position Size Calculator) بسیار رایج است. با جستجوی عبارت Risk Reward Indicator MT4 می‌توانید اکسپرت‌ها و نشانگرهایی را نصب کنید که با ترسیم خطوط روی چارت، به طور خودکار استاپ‌لاس و تارگت شما را بر اساس درصدی از بالانس حساب (مثلاً ۱٪ ریسک) محاسبه و جایگذاری می‌کنند.

هک معاملاتی؛ تبدیل اندیکاتور فیبوناچی به ماشین حساب ریسک به ریوارد

یکی از کاربردی‌ترین ترفندهای نرم‌افزاری که نیاز به نصب هیچ اندیکاتور خارجی ندارد، تغییر تنظیمات ابزار بازگشتی فیبوناچی (Fibonacci Retracement) است. شما می‌توانید این ابزار کلاسیک شناسایی سطوح حمایت و مقاومت را به یک شابلون اندازه‌گیری سریع ریسک به ریوارد تبدیل کنید.

برای این کار، در متاتریدر یا تریدینگ‌ویو، به بخش تنظیمات سطوح (Fibo Levels) بروید. تمامی لول‌های کلاسیک (مانند ۰.۶۱۸ یا ۰.۳۸۲) را پاک کنید و تنظیمات زیر را جایگزین نمایید:

  • سطح ۰: توصیف (Description) را به “Stop Loss” تغییر دهید.
  • سطح ۱: توصیف را به “Entry Point” تغییر دهید.
  • سطح ۲: توصیف را به “RR 1:1” تغییر دهید.
  • سطح ۳: توصیف را به “RR 1:2” تغییر دهید.
  • سطح ۴: توصیف را به “RR 1:3” تغییر دهید.
ترفند حرفه‌ای: پس از تنظیم این سطوح، کافی است نقطه ۱ (Entry) را روی سطح ورود مورد نظرتان قرار دهید و نقطه ۰ را تا محل استاپ‌لاس بکشید. بلافاصله خطوط بالایی (سطوح ۲، ۳ و ۴) تارگت‌های دقیق قیمتی برای رسیدن به ریسک به ریوارد ۱:۱، ۱:۲ و ۱:۳ را روی چارت برای شما ترسیم می‌کنند. این روش سرعت پردازش چشمی شما را در معاملات پرایس اکشن چند برابر می‌کند.

استراتژی‌های خروج، تریلینگ استاپ و تأثیر آن‌ها بر R/R واقعی

محاسبه ریسک به ریوارد اولیه پیش از ورود به پوزیشن تنها نیمی از مسیر مدیریت پوزیشن (Trade Management) است. بسیاری از تریدرها با نسبت ۱:۳ وارد معامله می‌شوند، اما با مشاهده اولین کندل بازگشتی هیجان‌زده شده و پوزیشن را به صورت دستی در نسبت ۱:۱ می‌بندند. این رفتار، دیتای بک‌تست شما را بی‌اعتبار می‌کند.

استفاده از تکنیک ریسک فری کردن (Risk-Free) و تریلینگ استاپ (Trailing Stop) یکی از روش‌های پویای مدیریت R/R است. زمانی که قیمت به نسبت ۱:۱ می‌رسد، انتقال استاپ‌لاس به نقطه ورود (Breakeven) باعث می‌شود ریسک معامله شما به صفر کاهش یابد. در این حالت فرمول ریسک به ریوارد از سمت مخرج (ریسک) صفر می‌شود و شما در یک پوزیشن کاملا رایگان به سر می‌برید. با این حال، تریلینگ استاپِ بیش از حد فشرده ممکن است باعث خروج زودهنگام شما از یک روند قدرتمند شود. استاپ‌لاس خود را همواره پشت ساختارهای معتبر مارکت (Swing High / Swing Low) جابجا کنید.

سوالات متداول نسبت ریسک به ریوارد در فارکس

نرخ ریسک به ریوارد (R/R) چیست؟
نرخ ریسک به ریوارد نسبتی ریاضی است که نشان می‌دهد برای کسب مقدار مشخصی سود (تارگت)، دقیقاً چقدر حاضر هستید سرمایه خود را به خطر بیندازید (حد ضرر). این معیار اصلی‌ترین شاخص ارزیابی پتانسیل معاملات است.
چگونه ریسک به ریوارد یک معامله را روی چارت محاسبه کنیم؟
فاصله نقطه ورود (Entry) تا حد ضرر (Stop Loss) را بر حسب پیپ محاسبه کرده و فاصله نقطه ورود تا حد سود (Take Profit) را بر آن تقسیم کنید. اگر استاپ شما ۵۰ پیپ و تارگت شما ۱۰۰ پیپ باشد، نسبت شما ۱:۲ خواهد بود.
بهترین نرخ ریسک به ریوارد استاندارد در بازار فارکس چقدر است؟
عدد ثابتی که برای همه سبک‌ها پاسخگو باشد وجود ندارد، اما تریدرهای سیستماتیک معمولاً ورود به معاملاتی با نسبت حداقل ۱:۲ یا ۱:۳ را برای تضمین سودآوری در بلندمدت پیشنهاد می‌کنند.
وین‌ریت (Win Rate) چه ارتباطی با ریسک به ریوارد دارد؟
این دو فاکتور مکمل قطعی یکدیگرند. هرچه نرخ ریسک به ریوارد استراتژی شما بالاتر باشد (مانند ۱:۴)، برای سودده ماندن سیستم در پایان ماه، به وین‌ریت کمتری (مثلاً ۲۵ درصد) نیاز خواهید داشت.
چرا اسپرد و کمیسیون در محاسبه R/R اسکالپرها تا این حد حیاتی است؟
اسپرد و کمیسیون هزینه‌های پنهانی هستند که از تارگت شما کسر شده و به استاپ‌لاس شما افزوده می‌شوند. در معاملات با اهداف کوچک (اسکالپینگ)، این هزینه‌ها می‌توانند یک ستاپ ۱:۲ را عملاً به یک ستاپ بی‌ارزش ۱:۱ تبدیل کنند.
آیا معامله با نسبت ریسک به ریوارد ۱:۱ منطقی و سودآور است؟
بله، این نسبت به طور گسترده در اسکالپینگ استفاده می‌شود، اما یک شرط اساسی دارد: استراتژی معاملاتی شما باید به صورت مستمر دارای وین‌ریتی بالاتر از ۵۵٪ الی ۶۰٪ باشد تا هزینه‌های معاملاتی را پوشش داده و سود ایجاد کند.
منظور از ریسک فری (Risk Free) کردن پوزیشن چیست؟
جابجا کردن خط حد ضرر به نقطه ورود (پس از حرکت قیمت در مسیر سوددهی). با این کار، اگر قیمت ناگهان برگردد، معامله با سود و زیان صفر بسته می‌شود و ریسک از بین می‌رود.
تفاوت ریسک به ریوارد در اسکالپینگ و سوئینگ تریدینگ چیست؟
در اسکالپینگ به دلیل نوسانات محدود تایم‌فریم‌های پایین، نسبت‌ها معمولاً در محدوده ۱:۱ تا ۱:۱.۵ قفل می‌شوند. اما در سوئینگ تریدینگ به دلیل گرفتن روندهای ماژور روزانه، رسیدن به تارگت‌های ۱:۳ تا ۱:۵ کاملاً در دسترس است.
حد ضرر (Stop Loss) چه نقشی در این محاسبات دارد؟
حد ضرر دقیقاً مبنای (مخرج کسر) محاسبه ریسک است. بدون ثبت و پایبندی به حد ضرر، محاسبه R/R مطلقاً بی‌معنا است و حساب شما در خطر نابودی (کال مارجین) قرار می‌گیرد.
آیا استفاده از یک ریسک به ریوارد ثابت (مثلا همیشه ۱:۳) در فارکس درست است؟
خیر، اصرار بر یک نسبت ثابت اشتباه است. پتانسیل حرکتی قیمت به ساختار فعلی بازار (روند یا رنج) و سطوح مقاومت پیش‌رو بستگی دارد. نسبت R/R باید انعطاف‌پذیر و منطبق بر پرایس اکشن تنظیم شود.
آیا نسبت ریسک به ریوارد بالا (مثلا ۱:۱۰) همیشه بهتر است؟
خیر، قرار دادن تارگت‌های دور از ذهن برای افزایش ریاضی نسبت R/R، باعث می‌شود قیمت به ندرت به هدف شما برسد. این مسئله منجر به افت شدید وین‌ریت و افزایش فشارهای روانی تریدر می‌شود.
چگونه می‌توانم نسبت ریسک به ریوارد معاملاتم را بهبود دهم؟
برای بهینه‌سازی R/R، به جای افزایش غیرمنطقی تارگت، تلاش کنید نقاط ورود خود را بهینه‌تر کنید (ورود در پایان اصلاح‌ها یا پولبک‌ها). با این کار حد ضرر شما کوچک‌تر شده و به طور خودکار نسبت R/R افزایش می‌یابد.
اسلیپیج (Slippage) در زمان اخبار چه تأثیری بر R/R دارد؟
در زمان انتشار اخبار مهم مانند CPI، اسلیپیج باعث می‌شود حد ضرر شما در قیمتی بسیار بدتر از عدد تعیین شده فعال شود، که این موضوع ریسک معامله را به شدت افزایش داده و تناسب R/R را نابود می‌کند.
سریع‌ترین راه اندازه‌گیری R/R روی چارت بدون اندیکاتور چیست؟
تغییر مقادیر ابزار فیبوناچی (Fibonacci Retracement). با تنظیم لول‌ها روی اعداد ۱، ۲، ۳ و ۴ می‌توانید به صورت بصری تارگت‌های ۱:۱ تا ۱:۳ را بلافاصله پس از رسم استاپ‌لاس مشاهده کنید.
آیا با وجود یک ریسک به ریوارد عالی باز هم امکان کال مارجین شدن وجود دارد؟
بله، اگر ریسک به ریوارد ۱:۳ داشته باشید اما در هر معامله ۱۰٪ الی ۲۰٪ از کل سرمایه خود را درگیر کنید، با برخورد به یک زنجیره ضرر کوتاه، حساب شما پیش از رسیدن به معاملات سودده کال مارجین خواهد شد. ریسک هر معامله نباید بیش از ۱ تا ۲ درصد بالانس باشد.
5/5 - (4 امتیاز)

میتونی از طریق دکمه های زیر این مقاله رو در شبکه های اجتماعی یا ایمیل با دوستان خودت به اشتراک بزاری.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email

من در شبکه های اجتماعی زیر حضور دارم

    دیدگاه خود را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    یک دیدگاه ثبت شده
    • ب
      بهاره یزدانی
      7 ماه پیش

      واقعا مقاله کاملی بود و دمتون گرم بابتش. من خودم اوایل کار اصلا به این نرخ ریسک به ریوارد و مدیریت سرمایه درست دقت نمیکردم و فکر میکردم فقط وین ریت بالا مهمه. بارها شد که کلی سود کردم ولی یه اشتباه و یه معامله با ریسک زیاد، کل حسابمو به فنا داد. الان دیگه میدونم که بدون بک تست و در نظر گرفتن اسپرد و کمیسیون تو محاسبات حد ضرر و حد سود، عملا داری خودتو گول میزنی. مخصوصا برای اسکالپرها که اسپرد خیلی میتونه نرخ ریسک به ریوارد واقعی رو عوض کنه، این موضوع حیاتی هستش. باید واقعا حواسمون باشه وگرنه سوددهی پایدار یه رویا میشه.