فهرست مطالب

شما هم مثل من، حتماً بارها شنیده‌اید که “بازار غیرقابل پیش‌بینی است.” اما آیا واقعاً همینطور است؟ به عنوان یک تریدر باتجربه و سردبیر تجارت فارکس، می‌دانم که کلید موفقیت در بازار، نه در پیش‌بینی دقیق آینده، بلکه در درک عمیق رفتار گذشته و حال بازار نهفته است. یکی از قدرتمندترین ابزارهایی که اغلب تریدرها از آن غافل می‌شوند، مفهوم چولگی سهام است.

این معیار آماری، فراتر از میانگین و انحراف معیار، به شما نشان می‌دهد که بازدهی یک دارایی چقدر از یک توزیع متقارن فاصله دارد و نقاط پرت (Outliers) در کدام جهت قرار دارند. درک چولگی به شما کمک می‌کند تا ریسک‌های پنهان و فرصت‌های نامتعارف را بهتر شناسایی کنید و استراتژی‌های معاملاتی خود را واقع‌بینانه‌تر تنظیم کنید. پس بیایید با هم ببینیم چرا چولگی سهام فقط یک اصطلاح آماری خشک نیست، بلکه یک چراغ راهنما برای تصمیمات معاملاتی شماست.

نقشه راه مقاله

💡

آنچه یاد می‌گیرید

با مفهوم چولگی سهام و انواع آن (مثبت و منفی) آشنا می‌شوید.

📊

چرا مهم است؟

تاثیر چولگی بر ریسک و بازدهی معاملات و نحوه تصمیم‌گیری تریدرها را درک می‌کنید.

🛠️

ابزارهای کاربردی

با فرمول‌های اندازه‌گیری چولگی و کاربرد عملی آن‌ها آشنا خواهید شد.

🔍

مثال‌های واقعی

نمونه‌های ملموس از چولگی در بازار و اقتصاد را بررسی می‌کنیم.

چولگی سهام چیست و چرا برای تریدرها حیاتی است؟

در دنیای آمار، چولگی سهام به درجه عدم تقارن در توزیع داده‌ها اشاره دارد. اگر داده‌های بازدهی یک سهم را روی یک نمودار توزیع (مثل منحنی زنگوله‌ای) رسم کنید، در حالت ایده‌آل و تئوریک، انتظار داریم یک توزیع متقارن داشته باشیم که میانگین، میانه و مد آن بر هم منطبق باشند. اما در واقعیت بازار، این اتفاق به ندرت می‌افتد. توزیع بازدهی سهام یا هر دارایی مالی دیگر، معمولاً به یک سمت “کج” می‌شود؛ یعنی نقاط داده در یک سمت منحنی، کشیدگی بیشتری دارند. این همان چولگی است.

چولگی به شما می‌گوید که احتمال وقوع رویدادهای شدید (مثلاً سودهای بسیار بزرگ یا زیان‌های بسیار سنگین) در کدام سمت توزیع بیشتر است. چیزی که اکثر تریدرها نادیده می‌گیرند، این است که صرفاً نگاه کردن به میانگین بازدهی یا انحراف معیار (که نوسانات را نشان می‌دهد) کافی نیست. چولگی لایه‌ای عمیق‌تر از اطلاعات را فاش می‌کند که در تصمیم‌گیری‌های ریسک-بازدهی شما نقشی کلیدی دارد.

انواع چولگی: مثبت، منفی و متقارن

چولگی می‌تواند سه حالت کلی داشته باشد که هر کدام معنای خاصی برای شما به عنوان یک تریدر دارند:

  • چولگی مثبت (Positive Skewness یا انحراف به راست):

    در این حالت، “دنباله” یا کشیدگی طولانی‌تر توزیع به سمت راست نمودار است. این یعنی احتمال وقوع سودهای کوچک بیشتر است، اما در عین حال، احتمال وقوع سودهای بسیار بزرگ (نقاط پرت مثبت) هم وجود دارد، هرچند کمتر. میانگین داده‌ها در این حالت بیشتر از میانه است. برای تریدرها، یک توزیع با چولگی مثبت می‌تواند جذاب باشد، زیرا نشان‌دهنده پتانسیل برای “بردهای بزرگ” است، حتی اگر بیشتر اوقات با “بردهای کوچک” مواجه شوند.

  • چولگی منفی (Negative Skewness یا انحراف به چپ):

    برعکس چولگی مثبت، در اینجا دنباله توزیع به سمت چپ کشیده شده است. این یعنی احتمال وقوع زیان‌های کوچک بیشتر است، اما ریسک وقوع زیان‌های بسیار بزرگ (نقاط پرت منفی) نیز وجود دارد. در این حالت، میانگین داده‌ها کمتر از میانه است. توزیع با چولگی منفی برای اکثر تریدرها نگران‌کننده است، زیرا نشان‌دهنده ریسک قابل توجه برای “باخت‌های بزرگ” است که می‌تواند سرمایه را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.

  • توزیع متقارن (Zero Skewness یا چولگی صفر):

    این حالت ایده‌آل و تئوریک است که در آن داده‌ها به صورت کاملاً متقارن حول میانگین توزیع شده‌اند و دنباله‌ای در هیچ سمتی وجود ندارد. در یک توزیع نرمال (منحنی زنگوله‌ای کامل)، چولگی صفر است. اما طبق تجربه من در بازار، توزیع بازدهی دارایی‌های واقعی به ندرت کاملاً متقارن است. همیشه مقداری انحراف وجود دارد.

چولگی سهام

نکته مهم: درک چولگی به شما کمک می‌کند تا در کنار کشیدگی (Kurtosis) توزیع، تصمیمات بهتری در مورد احتمال وقوع رویدادهای شدید و غیرمنتظره بگیرید. این دو مفهوم مکمل یکدیگرند و تصویری کامل‌تر از ریسک و بازدهی ارائه می‌دهند.

فراتر از میانگین: چولگی سهام چه چیزی به شما می‌گوید؟

به عنوان یک تریدر، شما به دنبال درک کامل ریسک و بازدهی هستید. بسیاری از مدل‌های مالی بر پایه توزیع نرمال ساخته شده‌اند که فرض می‌کند میانگین، میانه و مد برابرند و چولگی صفر است. اما واقعیت بازار چیز دیگری است. چولگی سهام به شما می‌گوید که نقاط پرت (Outliers) – همان سودها یا زیان‌های غیرمنتظره و شدید – در کدام جهت قرار دارند. این اطلاعات برای تنظیم انتظارات و مدیریت ریسک شما حیاتی است.

سرمایه‌گذاران کوتاه‌مدت و میان‌مدت باید به چولگی توجه ویژه‌ای داشته باشند، زیرا احتمال کمی وجود دارد که پوزیشن خود را آنقدر باز نگه دارند که میانگین بلندمدت جواب دهد. انحراف معیار تنها نوسانات را نشان می‌دهد و فرض می‌کند توزیع نرمال است. اما از آنجایی که بازدهی‌های واقعی به ندرت نرمال توزیع می‌شوند، چولگی یک معیار بهتر برای پیش‌بینی عملکرد و درک ریسک‌های پنهان است.

ریسک چولگی سهام: خطایی که نباید مرتکب شوید

ریسک چولگی سهام به معنای ریسک ایجاد یک مجموعه داده با چولگی بالا در یک توزیع دارای انحراف است. اگر مدل‌های مالی شما فرض را بر توزیع نرمال بگذارند، اما داده‌های واقعی دارای چولگی باشند، این مدل‌ها همیشه ریسک چولگی را در پیش‌بینی‌های خود دست کم می‌گیرند. هرچه داده‌ها انحراف بیشتری داشته باشند، دقت مدل مالی شما کمتر خواهد بود. این اشتباهی است که می‌تواند منجر به تصمیمات معاملاتی نادرست و ضررهای بزرگ شود.

اندازه‌گیری چولگی: فرمول‌ها و کاربرد عملی

روش‌های مختلفی برای اندازه‌گیری چولگی وجود دارد. دو روش رایج، ضرایب چولگی اول و دوم پیرسون هستند. شما نیازی نیست که این محاسبات را دستی انجام دهید، اکثر نرم‌افزارهای آماری و پلتفرم‌های تحلیلی این کار را برایتان انجام می‌دهند. اما درک مفهوم پشت آن‌ها مهم است:

  • ضریب چولگی اول پیرسون:

    این ضریب، مد (ارزشی که بیشترین تکرار را دارد) را از میانگین کم می‌کند و حاصل را بر انحراف معیار تقسیم می‌کند. اگر داده‌های شما یک مد قوی و مشخص داشته باشند، این روش مفید است.

  • ضریب چولگی دوم پیرسون:

    این ضریب، میانه را از میانگین کم می‌کند، اختلاف را در سه ضرب کرده و حاصل را بر انحراف معیار تقسیم می‌کند. اگر داده‌ها مد ضعیف یا مدهای متعدد داشته باشند، ضریب دوم پیرسون ارجح است، زیرا به مد وابسته نیست.

فرمول چولگی پریسون

فکت نامه: چولگی سهام به شما می‌گوید نقاط پرت (Outliers) کجا رخ می‌دهند، اما به شما نمی‌گوید چند نقطه پرت رخ می‌دهد. این اطلاعات برای مدیریت ریسک بسیار ارزشمند است.

چولگی سهام در دنیای واقعی بازار: از حباب‌ها تا بحران‌ها

بیایید نگاهی به نمونه‌های واقعی در بازار بیندازیم تا ببینیم چولگی سهام چطور خود را نشان می‌دهد. در دو دهه اخیر، انحراف از بازده‌های “عادی” به وفور مشاهده شده است. از حباب شرکت‌های اینترنتی در اواخر دهه ۱۹۹۰ گرفته تا حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، حباب مسکن و بحران مالی سال ۲۰۰۸، و سال‌های اجرای سیاست‌های تسهیل کمی (QE) توسط فدرال رزرو، همگی نمونه‌هایی از رویدادهایی هستند که منجر به چولگی در توزیع بازدهی دارایی‌ها شده‌اند.

به طور کلی، بسیاری معتقدند که کلیت بازار سهام اغلب دارای یک توزیع با چولگی منفی است. این تصور وجود دارد که بازار معمولاً بازدهی‌های مثبت کوچک زیادی را تولید می‌کند، اما هر از گاهی با زیان‌های منفی بزرگ و ناگهانی نیز مواجه می‌شود. این همان “ریسک دم” (Tail Risk) است که تریدرها باید از آن آگاه باشند.

یک مثال رایج دیگر که به درک چولگی کمک می‌کند، توزیع درآمد خانوار در آمریکا است. اکثر افراد درآمد متوسط یا پایینی دارند، اما تعداد کمی از افراد درآمد سالانه بسیار بالایی کسب می‌کنند. این باعث می‌شود توزیع درآمد دارای چولگی مثبت باشد؛ یعنی دنباله بلندتر به سمت درآمدهای بالا کشیده شده است. این الگو را می‌توان به صورت مشابه در بازارهای مالی نیز مشاهده کرد، جایی که تعداد کمی از سهم‌ها یا رویدادها می‌توانند بازدهی‌های بسیار بالا یا زیان‌های بسیار سنگینی ایجاد کنند.

توزیع بازدهی راست

بیشتر بخوانید: بروکرهای مورد تایید تجارت فارکس

بروکر آمارکتس
بروکر لایت فارکس
بروکر کپیتال اکستند
بروکر ارانته

سوالات متداول درباره چولگی سهام

چولگی سهام دقیقاً چه چیزی را به ما می‌گوید؟
چولگی سهام جهت نقاط پرت (Outliers) در توزیع بازدهی را به ما نشان می‌دهد. در چولگی مثبت، دنباله منحنی به سمت راست کشیده شده و نشان‌دهنده پتانسیل برای سودهای بزرگ است. در چولگی منفی، دنباله به سمت چپ کشیده شده و ریسک زیان‌های بزرگ را گوشزد می‌کند. اما تعداد نقاط پرت را مشخص نمی‌کند.

چه چیزی باعث ایجاد چولگی در توزیع بازدهی سهام می‌شود؟
چولگی بازتابی از تمرکز شدید فعالیت در یک بازه خاص و عدم تمرکز در بازه دیگر است. در بازار سهام، رویدادهای غیرمنتظره، اخبار اقتصادی، سیاست‌های پولی و حتی رفتار جمعی تریدرها می‌توانند باعث شوند که بازدهی‌ها به جای توزیع متقارن، به یک سمت متمایل شوند و چولگی ایجاد کنند.

آیا چولگی در داده‌های مالی طبیعی است؟
بله، در داده‌های مالی و اقتصادی، چولگی کاملاً طبیعی و مورد انتظار است. بازارهای واقعی به ندرت از توزیع نرمال و متقارن پیروی می‌کنند. درک و پذیرش این چولگی برای هر تریدر حرفه‌ای ضروری است تا بتواند ریسک‌ها را واقع‌بینانه‌تر ارزیابی کند.

چولگی زیاد به چه معناست؟
چولگی زیاد به این معنی است که توزیع داده‌ها به شدت از حالت متقارن فاصله گرفته و دارای یک دنباله بسیار کوتاه در یک انتها و یک دنباله بلند و کشیده در سمت دیگر است. این نشان می‌دهد که نقاط داده به دلیل ماهیتشان، به شدت به یک طرف توزیع گرایش دارند و احتمال وقوع رویدادهای شدید در آن سمت بیشتر است.

برای عضویت در کانال تلگرام ما روی آیکن تلگرام کلیک کنید

با عضویت در کانال تلگرام ما قادر خواهید بود تا همواره از آخرین بروزرسانی ها و مطالب تجارت فارکس مطلع باشید

منبع این مقاله: اینوست پدیا

امتیاز
آنچه آموختید

میتونی از طریق دکمه های زیر این مقاله رو در شبکه های اجتماعی یا ایمیل با دوستان خودت به اشتراک بزاری.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email

من در شبکه های اجتماعی زیر حضور دارم

حالا که تا آخر مقاله اومدی یک خبر خوش دارم برات. میتونی سوالی اگه برات پیش اومده با پرکردن فرم زیر از من بپرسی تا توی ویدئوهای از من بپرس جوابت رو بدم بهت.

البته میتونی توی بخش نظرات هم بپرسی تا جواب کوتاه و سریع رو هم اونجا بهت بدم.

سوال خودت رو بپرس توی ویدئو در بخش از من بپرس جوابش رو بگیر

نام
لطفا سوالت رو بصورت دقیق تایپ کن تا جواب دقیق بهت بدم.
این فیلد برای اعتبار سنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند .

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: 2 + 1 =