فهرست مطالب

بازار فارکس با گردش مالی روزانه تریلیون دلاری، یکی از جذاب‌ترین بسترهای مالی برای کسب درآمد مستمر و رسیدن به استقلال مالی به شمار می‌رود. با این حال، آمارهای رسمی نشان می‌دهند که درصد بالایی از معامله‌گران تازه‌کار به دلیل نداشتن تجربه کافی و تکرار مداوم خطاهای رایج، در همان ماه‌های ابتدایی بخش بزرگی از سرمایه خود را از دست می‌دهند. شناخت دقیق این اشتباهات و دوری از آن‌ها، دقیقاً همان مرز باریکی است که یک تریدر موفق و سودده را از یک معامله‌گر متضرر در این بازار پرنوسان جدا می‌کند.

در این مقاله قصد داریم به بررسی ۱۰ اشتباه رایج در فارکس بپردازیم که بیشترین آسیب را به حساب‌های معاملاتی وارد می‌کنند. چالش‌هایی مانند عدم استفاده از حد ضرر (Stop Loss)، معاملات احساسی، حجم‌های غیرمنطقی و ضعف در مدیریت سرمایه، تله‌هایی هستند که پیش از ورود به بازار واقعی باید به طور کامل ریشه‌یابی و برطرف شوند. بی‌شک، مطمئن‌ترین راه برای در امان ماندن از این خطرات و ساخت یک پایه علمی قوی، بهره‌گیری از منابع معتبر و شرکت در دوره‌های آموزش جامع و اصولی فارکس از مقدماتی تا پیشرفته است تا بتوانید با یک استراتژی مدون و تست‌شده وارد میدان شوید.

با مطالعه دقیق این ۱۰ اشتباهات رایج در فارکس، می‌توانید مسیر موفقیت خود را هموارتر کرده و با دیدگاهی حرفه‌ای‌تر و ذهنیتی آرام‌تر به تحلیل چارت‌ها بپردازید. در ادامه با ما همراه باشید تا تک‌تک این خطاهای مهلک را کالبدشکافی کرده و راهکارهای عملی و کاربردی برای جلوگیری از آن‌ها را به شما معرفی کنیم.

نوع اشتباه معاملاتیتوصیف فنی و مکانیزم خطانتیجه مستقیم در حساب (Equity)راه‌حل استاندارد (Best Practice)
معامله بدون حد ضرر (Stop Loss)باز گذاشتن پوزیشن در زمان اخبار یا نوسانات شدید بدون تعیین نقطه خروج خودکار.افت شدید اکوئیتی، فعال شدن سطح Stop Out و صفر شدن بالانس.محاسبه و ست کردن دقیق SL بر اساس ATR یا ساختار پرایس اکشن قبل از ورود.
حجم غیرمجاز (Over-leveraging)استفاده از درصد بالایی از مارجین درگیر برای یک معامله با اهرم بالا.کاهش شدید Free Margin و عدم توانایی حساب در تحمل دراوداون (Drawdown).پایبندی به قانون ریسک ۱ الی ۲ درصد از کل سرمایه در هر پوزیشن.
ورود هیجانی (تله FOMO)ورود به بازار خارج از ستاپ معاملاتی صرفاً به دلیل حرکت پرشتاب کندل‌ها.خرید در سقف‌های مقاومتی و فروش در کف‌های حمایتی (ورود در ریورسال‌ها).صبر برای تاییدیه کندلی، پولبک به سطوح شکسته شده و پایبندی به پلن.

اشتباهات رایج و مهلک در معاملات فارکس

در بازار پرنوسان فارکس، اجتناب از خطاهای متداول و سیستماتیک، مرز قطعی بین سودآوری مستمر و از دست دادن کل سرمایه (لیکوئید شدن) است. در ادامه پرتکرارترین این خطاها را بررسی می‌کنیم.

📝

معامله بدون پلن مکتوب

ورود به پوزیشن بدون ستاپ معاملاتی مشخص، نقاط ورود و خروج از پیش تعیین‌شده و استراتژی مشخص، صرفاً قمار روی نوسانات است.

⚖️

اهرم (لوریج) غیرمنطقی

استفاده از لوریج‌های بالا (مثل ۱:۵۰۰) بدون درک مفهوم مارجین آزاد، در یک اسپایک قیمتی کوچک باعث استاپ‌اوت شدن حساب می‌شود.

🛡️

حذف حد ضرر (Stop Loss)

رها کردن پوزیشن در ضرر به امید برگشت قیمت، نقض آشکار مدیریت ریسک است و سرمایه را در معرض ریسک سیستماتیک بازار قرار می‌دهد.

🔄

اورتریدینگ (Overtrading)

افزایش فرکانس معاملات برای جبران ضررها، علاوه بر تحمیل کمیسیون و اسپرد بالا، ساختار روانی تریدر را نابود می‌کند.

ویدئو آموزش: ۱۰ اشتباه رایج در فارکس


فایل صوتی آموزش ۱۰ اشتباه رایج در فارکس

چرا ورود بدون استراتژی مکتوب (Trading Plan) سریع‌ترین راه برای کال مارجین شدن است؟

معامله‌گری در فارکس نیازمند یک طرح تجاری جامع است. ورود به بازار بر اساس حدس، گمان یا سیگنال‌های پراکنده، به سرعت به کاهش Balance و در نهایت نابودی حساب منجر می‌شود. یک پلن مکتوب دقیقاً مشخص می‌کند در چه شرایطی باید وارد بازار شد و چه زمانی باید از آن فاصله گرفت.

بسیاری از تازه‌واردان بازار ارزهای خارجی این حقیقت را نادیده می‌گیرند که در آن‌سوی مانیتور، با الگوریتم‌های معاملاتی پیشرفته (HFT)، بانک‌های مرکزی و صندوق‌های پوشش ریسک (Hedge Funds) در حال رقابت هستند. نداشتن روتین معاملاتی قبل از باز شدن سشن‌های معاملاتی (مانند سشن لندن یا نیویورک) یک اشتباه آماتور است. شما باید پیش از ورود به هر معامله، داده‌های اقتصاد کلان (تقویم اقتصادی)، وضعیت همبستگی ارزها (Correlation) و سطوح کلیدی نقدینگی را بررسی کرده باشید.

هیچگاه بدون چک کردن تقویم اقتصادی و شناسایی اخبار تاثیرگذار (مثل NFP یا تصمیمات نرخ بهره) وارد پوزیشن نشوید. یک تریدر حرفه‌ای، معاملات خود را بر اساس داده‌های مشخص (Data-driven) و ستاپ‌های از پیش بک‌تست گرفته شده اجرا می‌کند، نه احساسات لحظه‌ای.

توقف ضرر (Stop Loss)؛ چرا معامله‌گران آماتور حد ضرر را نادیده می‌گیرند؟

نادیده گرفتن استاپ لاس، بازی با موجودی حساب در برابر نوسانات بی‌رحم بازار است. تعیین حد ضرر ذهنی (Mental Stop) یا حذف کامل آن، باعث می‌شود معامله‌گر درگیر سوگیری شناختی شده و در زمان عبور قیمت از نقطه ابطال تحلیل، از بستن پوزیشن با ضرر اجتناب کند.

اصلی‌ترین وظیفه یک تریدر، پیش‌بینی دقیق جهت بازار نیست، بلکه مدیریت ریسک قطعی است. زمانی که پوزیشنی بدون استاپ لاس در سیستم معاملاتی MT4/MT5 ثبت می‌شود، شما سرمایه خود را در معرض رویدادهای قوی بازار (Black Swan) و گپ‌های قیمتی شدید قرار داده‌ید. حتی اگر ۹۰ درصد مواقع بازار به سمت تحلیل شما برگردد، همان ۱۰ درصدی که بازار روند یک‌طرفه به خود می‌گیرد، برای نابودی کل موجودی حساب (Wipe Out) کافی است.

هشدار معاملاتی: ریسک گپ و اسلیپیج

در زمان انتشار اخبار مهم یا باز شدن کندل‌های هفتگی، بازار ممکن است دچار گپ (شکاف قیمتی) و Slippage شود. در این شرایط، حتی استاپ لاس‌های ثبت شده نیز ممکن است در قیمت‌های پایین‌تر فعال شوند. معامله بدون استاپ لاس در چنین شرایطی مستقیماً به منفی شدن بالانس حساب ختم می‌شود.

ریسک به ریوارد (Risk to Reward)؛ چگونه با وین‌ریت پایین سودآور بمانیم؟

تمرکز افراطی بر نرخ برد (Win Rate) یک تله محاسباتی است. استراتژی‌هایی که وین‌ریت بالایی دارند اما ریسک به ریوارد آن‌ها معکوس است (مثلاً سودهای کوچک در برابر ضررهای بزرگ)، در بلندمدت به دلیل یک توالی باخت (Losing Streak) اکوئیتی حساب را به شدت دچار افت می‌کنند.

ریاضیات پشت موفقیت در بازارهای مالی، بر پایه برآیند مثبت معاملات بنا شده است. به عنوان مثال، اگر استراتژی شما دارای نسبت ریسک به ریوارد ۱ به ۳ باشد (یعنی برای کسب ۳۰۰ دلار، تنها ۱۰۰ دلار ریسک می‌کنید)، حتی با نرخ برد ۳۰ درصدی نیز در درازمدت سودآور خواهید بود. تریدرهای نهادی به دنبال ستاپ‌هایی می‌گردند که پتانسیل حرکت قیمتی بالایی نسبت به نقطه استاپ لاس داشته باشند.

پارامتر استراتژیسیستم اسکالپ (وین‌ریت بالا)سیستم روندگیر (وین‌ریت متوسط)
وین‌ریت (Win Rate)۷۵٪۴۰٪
نسبت Risk/Reward۱ به ۰.۵ (ضرر دو برابر سود)۱ به ۲ (سود دو برابر ضرر)
برآیند در ۱۰۰ معامله (ریسک ثابت ۱۰۰$)(۷۵ * ۵۰) – (۲۵ * ۱۰۰) = ۱۲۵۰$ سود(۴۰ * ۲۰۰) – (۶۰ * ۱۰۰) = ۲۰۰۰$ سود
ارزیابی ریسک نابودیبسیار بالا (حساس به اسلیپیج و اسپرد)پایین و پایدار در بلندمدت

اورتریدینگ (Overtrading) چیست و چگونه باعث افت مارجین می‌شود؟

اورتریدینگ یا معامله بیش از حد، واکنش هیجانی معامله‌گر به ضررهای قبلی یا طمع برای کسب سود سریع است. باز کردن پوزیشن‌های متعدد در یک روز معاملاتی، علاوه بر افزایش تصاعدی هزینه‌های معاملاتی (Spread و Commission)، باعث خستگی ذهنی و اتخاذ تصمیمات غیرمنطقی می‌شود.

تریدرهای تازه‌کار گمان می‌کنند حضور دائمی در مارکت و ترید در تایم‌فریم‌های یک دقیقه‌ای (M1) راه رسیدن به ثروت است. اما واقعیت این است که نویز قیمتی در تایم‌فریم‌های پایین به شدت بالاست. معامله‌گران حرفه‌ای معمولاً به عنوان یک “تک‌تیرانداز” عمل می‌کنند؛ آن‌ها در تایم‌فریم‌های ساختاری (مثل H4 یا D1) منتظر رسیدن قیمت به مناطق عرضه و تقاضا (Supply & Demand Zones) می‌مانند و فقط در بهترین نقاط وارد پوزیشن می‌شوند. کیفیت ستاپ معاملاتی همواره بر کمیت تریدها ارجحیت دارد.

مدیریت حجم پوزیشن (Position Sizing)؛ فرمول دقیق محاسبه لات چیست؟

انتخاب حجم معاملات بر اساس احساسات یا موجودی کل، نقض آشکار مدیریت سرمایه است. حجم معامله (Lot Size) باید همواره به صورت ریاضی و بر اساس فاصله نقطه ورود تا استاپ لاس (محاسبه به Pip) و درصد ریسک مجاز از حساب تعیین شود.

تریدرهای موسسات مالی از مدل‌های دقیق مدیریت پوزیشن استفاده می‌کنند. اگر اکوئیتی حساب شما ۱۰,۰۰۰ دلار است و پلن شما اجازه حداکثر ۲ درصد ریسک در هر ترید را می‌دهد، شما در هر معامله مجاز به از دست دادن حداکثر ۲۰۰ دلار هستید. اگر بر اساس تحلیل تکنیکال، فاصله نقطه ورود تا استاپ لاس ۴۰ پیپ باشد، حجم معامله باید دقیقا معادل ۰.۵ لات استاندارد محاسبه شود. وارد کردن لات‌های سنگین برای جبران ضررها، سریع‌ترین مسیر برای رسیدن به وضعیت لیکوئیدیتی است.

مدیریت حجم پویا (Dynamic Position Sizing) یک تکنیک حرفه‌ای است. زمانی که حساب شما وارد یک دوره دراوداون (Drawdown) می‌شود، درصد ریسک خود را از ۲٪ به ۱٪ یا حتی ۰.۵٪ کاهش دهید تا سرمایه اولیه حفظ شود و از ریسک نابودی (Risk of Ruin) جلوگیری گردد.

سندرم اشیای درخشان (Holy Grail Syndrome)؛ چرا تغییر مداوم استراتژی نابودگر است؟

جستجو برای یافتن یک استراتژی با وین‌ریت ۱۰۰ درصد، یک توهم محض در بازارهای مالی است. تغییر مداوم سیستم‌های معاملاتی پس از تجربه چند باخت متوالی (سندرم اشیای درخشان)، مانع از تسلط تریدر بر یک استراتژی و درک رفتار آن در چرخه‌های مختلف بازار می‌شود.

هیچ اندیکاتور یا اکسپرتی (EA) در جهان وجود ندارد که در تمامی شرایط بازار (رنج، ترند صعودی، ترند نزولی و دوره‌های کم‌نوسان) سیگنال بی‌نقص صادر کند. تریدرهای نهادی به جای جستجو برای “جام مقدس”، یک سیستم معاملاتی منطقی با لبه آماری مشخص (Statistical Edge) را انتخاب کرده و هزاران بار آن را در حساب دمو و لایو بک‌تست می‌گیرند. ضرر بخشی از مدل کسب‌وکار معامله‌گری است و پریدن از استراتژی پرایس اکشن الیوت به اسمارت مانی صرفاً به دلیل چند استاپ‌لاس، تنها باعث سردرگمی ذهنی می‌شود.

ژورنال معاملاتی (Trading Journal)؛ چگونه داده‌های گذشته بهینه‌سازی را تضمین می‌کنند؟

عدم ثبت و بررسی معاملات گذشته، به معنای تکرار کورکورانه اشتباهات قبلی است. بدون در اختیار داشتن یک ژورنال معاملاتی جامع (شامل دلایل ورود، خروج، احساسات لحظه‌ای و تصاویر چارت)، امکان پیدا کردن نقاط ضعف استراتژی و بهینه‌سازی پارامترها کاملاً غیرممکن است.

معامله‌گری یک بیزینس داده‌محور است. درآمد اصلی شما برآیند سودها پس از کسر ضررهاست. شما باید بتوانید تحلیل کنید که استراتژی شما در کدام جفت‌ارزها عملکرد بهتری دارد، در کدام سشن‌های معاملاتی (آسیا، لندن، نیویورک) بیشترین بازدهی را ثبت می‌کند و معاملات برنده شما معمولاً چند پیپ دراوداون را قبل از رسیدن به تارگت تحمل می‌کنند. نرم‌افزارهای ژورنال‌نویسی یا یک شیت اکسل ساده می‌تواند خطاهای سیستماتیک شما را نمایان کند.

عدم نگهداری سوابق خوب در فارکس و اهمیت ژورنال معاملاتی

اهمیت داشتن یک ژورنال معاملاتی مدون برای ردیابی عملکرد و کاهش اشتباهات سیستماتیک.

میانگین‌کم‌کردن در ضرر (Martingale)؛ چرا این رویکرد قاتل حساب‌های معاملاتی است؟

اضافه کردن حجم به پوزیشنی که در ضرر فرو رفته (میانگین‌گیری یا رویکرد مارتینگل)، یکی از خطرناک‌ترین اشتباهات معامله‌گران آماتور است. این کار ریسک درگیر شده در یک ساختار تحلیلیِ اشتباه را به شدت افزایش داده و در صورت ادامه‌دار شدن روند مخالف، حساب را به سرعت صفر می‌کند.

بازار فارکس می‌تواند روندهای یک‌طرفه‌ای را تجربه کند که ماه‌ها به طول بینجامد. تریدرهایی که در کف‌ها خرید می‌کنند و با پایین‌تر رفتن قیمت، حجم‌های سنگین‌تری (برای کاهش میانگین قیمت ورود) اضافه می‌کنند، به طور قطع با کمبود مارجین مواجه می‌شوند. قانون طلایی این است: هرگز به یک ترید زیان‌ده حجم اضافه نکنید. اگر تحلیل اولیه شما نقض شده است، با پذیرش ضرر تعیین شده خارج شوید و منتظر ستاپ جدید بمانید.

تکنیک جایگزین: حجم‌گیری در سود (Pyramiding)

تریدرهای حرفه‌ای دقیقا برعکس عمل می‌کنند. آن‌ها زمانی که یک معامله در مسیر تحلیل پیش می‌رود و ریسک آن با انتقال استاپ لاس به نقطه ورود (Breakeven) صفر می‌شود، در نقاط پولبک مناسب حجم جدیدی اضافه می‌کنند. این کار باعث افزایش سودآوری در روندهای قوی می‌شود.

روانشناسی ضرر؛ چرا Drawdown بخشی جدایی‌ناپذیر از معاملات حرفه‌ای است؟

معادل دانستن ضررهای مقطعی با شکست فردی، یک سوگیری روانشناختی مخرب است. تریدرهایی که با کمال‌گرایی افراطی وارد بازار می‌شوند، نمی‌توانند باخت را هضم کنند و پس از یک استاپ لاس، با حجم بالا وارد فاز معاملات انتقام‌جویانه (Revenge Trading) می‌شوند.

باید درک کنید که استاپ لاس خوردن، هزینه جاری انجام کسب‌وکار معامله‌گری است؛ درست مانند هزینه‌های برق و اجاره در یک فروشگاه فیزیکی. تریدرهای نهادی با تکیه بر تفکر احتمالاتی (Probabilistic Thinking) معامله می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که هر ترید، پدیده‌ای مستقل است و نتیجه یک معامله، هیچ ارتباطی با معامله بعدی ندارد. پذیرش ذهنی ریسک قبل از کلیک روی دکمه Buy یا Sell، استرس و هیجانات مخرب حین معامله را به حداقل می‌رساند.

مدیریت خرد پوزیشن‌ها (Micromanagement)؛ چرا استراتژی Set and Forget کارآمدتر است؟

خیره شدن مداوم به تغییرات قیمتی تیک چارت و دستکاری زودهنگام حد ضرر و تارگت، راندمان معاملاتی را نابود می‌کند. مدیریت خرد پوزیشن معمولاً ناشی از ترس و نداشتن اعتماد به ستاپ معاملاتی و تحلیل اولیه است.

زمانی که شما درگیر یک پوزیشن باز هستید، ترشح دوپامین و آدرنالین باعث می‌شود نمودار را با سوگیری تایید (Confirmation Bias) نگاه کنید. در این شرایط، تصمیم‌گیری منطقی مختل می‌شود و تمایل دارید سودها را زودتر از موعد ببندید (از ترس برگشت قیمت) و به ضررها اجازه رشد بدهید. استفاده از رویکرد Set and Forget (تنظیم کن و فراموش کن) راه‌حلی قطعی برای این مشکل است. نقاط استاپ لاس و تیک پروفیت (TP) را بر اساس ساختار تکنیکال تنظیم کنید و اجازه دهید مارکت کار خودش را انجام دهد.

نتیجه‌گیری: مسیر رسیدن به ثبات و سودآوری در فارکس

تبدیل شدن به یک معامله‌گر مستمر و سودده در بازار فارکس، یک ماراتن طولانی‌مدت است، نه یک دوی سرعت. شناسایی و حذف سیستماتیک اشتباهات رایج مانند اورتریدینگ، عدم استفاده از استاپ لاس و سوءمدیریت حجم پوزیشن‌ها، گام اصلی برای جدا شدن از ۹۰ درصد تریدرهای بازنده است. تسلط بر پرایس اکشن و اندیکاتورها تنها ۲۰ درصد از مسیر موفقیت را تشکیل می‌دهد؛ ۸۰ درصد باقی‌مانده، در گرو انضباط آهنین، کنترل هیجانات و مدیریت مو به موی ریسک بر اساس یک ژورنال معاملاتی دقیق است. با پذیرش ساختار احتمالی بازار و پایبندی به پلن، سرمایه خود را به صورت پله‌ای رشد دهید.

سوالات متداول اشتباهات رایج در فارکس

مهمترین اشتباه رایج در فارکس برای مبتدیان چیست؟
طبق تجربه ساختاری، عدم آمادگی و نداشتن یک برنامه معاملاتی مکتوب (Trading Plan) بزرگترین اشتباه است. ورود به بازار بدون استراتژی مدون و بک‌تست‌گرفته‌شده، مشابه قمار روی نوسانات است.
چرا نباید از استاپ لاس ذهنی (Mental Stop) استفاده کنیم؟
استاپ لاس ذهنی، دروازه‌ای به سوی تصمیمات احساسی و ضررهای کنترل‌نشده است. در زمان نوسانات شدید یا گپ‌های قیمتی، عدم وجود استاپ لاس فیزیکی در سرور بروکر می‌تواند به سرعت به کال مارجین شدن حساب منجر شود.
آیا معامله زیاد (Overtrading) به معنای سود بیشتر است؟
خیر، کاملاً برعکس! اورتریدینگ قاتل حاشیه سود شماست. علاوه بر افزایش هزینه‌های معاملاتی (اسپرد و کمیسیون)، خستگی ذهنی ناشی از آن باعث اتخاذ تصمیمات غیرمنطقی می‌شود. کیفیت معاملات بر کمیت آن‌ها ارجحیت دارد.
چگونه می‌توانم اشتباهات معاملاتی خود را شناسایی و اصلاح کنم؟
بهترین روش، مکتوب کردن تمام فعالیت‌ها در یک ژورنال معاملاتی دقیق است. ثبت دلایل ورود، خروج، احساسات لحظه‌ای و تصاویر چارت به شما اجازه می‌دهد الگوهای اشتباه خود را استخراج کرده و لبه آماری سیستم خود را بهبود ببخشید.
آیا استفاده از اهرم بالا (Over-leveraging) در فارکس خطرناک است؟
بله، استفاده از لوریج نامتناسب با اکوئیتی حساب، مارجین آزاد (Free Margin) شما را به شدت کاهش داده و در صورت یک نوسان خلاف جهت تحلیل، حساب شما به سرعت به سطح Stop Out می‌رسد.
معامله بر اساس احساس فومو (FOMO) چه تاثیری دارد؟
ترس از دست دادن فرصت معاملاتی باعث می‌شود تریدر خارج از ستاپ و بدون تاییدیه وارد بازار شود که این امر عموماً به خرید در قله‌ها و فروش در دره‌ها (ریورسال‌ها) ختم می‌گردد.
تکنیک میانگین‌کم‌کردن در ضرر (مارتینگل) چقدر کارایی دارد؟
این استراتژی در روندهای یک‌طرفه قوی باعث نابودی قطعی حساب می‌شود. اضافه کردن حجم به یک تحلیل اشتباه، ریسک درگیر را به صورت تصاعدی بالا برده و توانایی حساب در تحمل Drawdown را از بین می‌برد.
چرا انتقام گرفتن از بازار (Revenge Trading) پس از ضرر مخرب است؟
تلاش برای جبران سریع ضرر با ورود سنگین‌تر، باعث نادیده‌گرفتن کامل قوانین مدیریت سرمایه می‌شود. این حالت روانی کنترل شما بر حساب را از بین برده و منجر به از دست رفتن بخش بزرگی از بالانس می‌گردد.
آیا تغییر مداوم استراتژی معاملاتی (سندرم جام مقدس) کار درستی است؟
خیر، پریدن از یک سیستم به سیستم دیگر با هر استاپ لاس، مانع درک عمیق از رفتار بازار و بهینه‌سازی پارامترها می‌شود. هیچ استراتژی با وین‌ریت ۱۰۰٪ وجود ندارد و ضرر بخشی از مدل این کسب‌وکار است.
معامله در زمان انتشار اخبار مهم اقتصادی (News Trading) چه ریسکی دارد؟
در زمان انتشار داده‌هایی نظیر NFP یا CPI، نوسانات بازار به شدت بالا می‌رود و اسپردها واید (گشاد) می‌شوند. ورود بدون استراتژی مشخص و تجربه کافی ریسک اسلیپیج و استاپ‌اوت شدن را بالا می‌برد.
چرا استراتژی Set and Forget توصیه می‌شود؟
دستکاری مداوم پوزیشن باز و تغییر دستی حد ضرر عموماً ناشی از ترس است. تعیین سطوح تکنیکال از پیش محاسبه شده و رها کردن پوزیشن به بازار، از سوگیری‌های احساسی حین ترید جلوگیری می‌کند.
فرمول محاسبه حجم مجاز در مدیریت ریسک چیست؟
حجم معامله باید متناسب با فاصله نقطه ورود تا استاپ لاس و نهایتاً درگیر کردن ۱ الی ۲ درصد از کل اکوئیتی حساب برای هر پوزیشن تنظیم شود تا دراوداون‌های حساب قابل کنترل باقی بمانند.
5/5 - (1 امتیاز)
آنچه آموختید

میتونی از طریق دکمه های زیر این مقاله رو در شبکه های اجتماعی یا ایمیل با دوستان خودت به اشتراک بزاری.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email

من در شبکه های اجتماعی زیر حضور دارم

    دیدگاه خود را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *