ابزارهای اندازه گیری ریسک سرمایه گذاری

سپر دفاعی سرمایه شما در فارکس: ابزارهای اندازه‌گیری ریسک که هر تریدری باید بداند!

فهرست مطالب

مدیریت ریسک در بازارهای مالی تنها یک استراتژی جانبی نیست، بلکه قلب تپنده بقای هر معامله‌گر در نوسانات شدید بازار است. بسیاری از معامله‌گران تازه‌وارد تمام تمرکز خود را بر یافتن نقاط ورود ایده‌آل معطوف می‌کنند، در حالی که بدون درک درست از مفاهیم سنجش ریسک و نحوه محاسبه پتانسیل ضرر، حتی بهترین سیستم‌های معاملاتی نیز منجر به شکست خواهند شد. در این مقاله، ما به بررسی دقیق متدهای اندازه‌گیری ریسک و ابزارهای کاربردی برای کنترل سرمایه می‌پردازیم.

برای تسلط بر مفاهیم پیچیده‌تر، ضروری است که ابتدا زیربنای دانش خود را تقویت کنید. اگر به دنبال یک نقشه راه جامع برای شروع اصولی فعالیت خود هستید، پیشنهاد می‌کنیم از محتوای تخصصی آموزش فارکس از صفر تا صد برای مبتدیان استفاده کنید تا با دیدی بازتر به تحلیل ریسک‌های معاملاتی بپردازید.

در ادامه این مطلب، خواهید آموخت که چگونه با استفاده از شاخص‌های آماری و تکنیک‌های نوین، ریسک‌های سیستماتیک و غیرسیستماتیک را از یکدیگر تفکیک کرده و سبد دارایی خود را در برابر سقوط‌های ناگهانی بازار بیمه کنید. تسلط بر این ابزارها، مرز میان یک قمارباز و یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای را در بازارهای جهانی مشخص می‌کند.

ردیف موضوع کلیدی توضیحات و جزئیات اهمیت در مدیریت ریسک
۱ احتمال تفاوت بین بازده واقعی و بازده مورد انتظار شامل امکان از دست رفتن بخشی یا تمام سرمایه اولیه در بازارهای مالی. پایه و اساس تصمیم‌گیری معامله‌گر
۲ ریسک غیرقابل حذف (ریسک بازار) عواملی مانند تورم، نرخ بهره، جنگ و تحولات سیاسی که کل بازار را متاثر می‌کند. غیرقابل کنترل از طریق تنوع‌بخشی
۳ ریسک قابل حذف (ریسک اختصاصی) مختص یک شرکت یا صنعت خاص؛ مانند مدیریت ضعیف یا شکست در تولید محصول. قابل کاهش با تنوع‌بخشی به سبد سهام
۴ ابزار سنجش پراکندگی بازدهی نشان‌دهنده میزان نوسان قیمت حول میانگین؛ هرچه بیشتر باشد ریسک بالاتر است. اصلی‌ترین شاخص نوسان‌سنجی
۵ سنجش حساسیت نسبت به بازار بتا ۱ یعنی هماهنگ با بازار، بتای بالای ۱ یعنی نوسان بیشتر از بازار. شناسایی رفتار سهم در مقابل شاخص کل
۶ حداکثر زیان احتمالی تخمین بیشترین میزان ضرر در یک بازه زمانی مشخص و با سطح اطمینان معین. تعیین سقف ضرر در استراتژی
۷ سنجش بازده نسبت به ریسک محاسبه میزان بازدهی اضافی به ازای هر واحد ریسک تحمل شده. ارزیابی بهره‌وری استراتژی معاملاتی

روش‌های اندازه‌گیری ریسک در سرمایه‌گذاری

بقا و سودآوری در بازارهای مالی نیازمند شناخت، اندازه‌گیری و مدیریت دقیق ریسک است. با این ابزارهای کلیدی، سپر دفاعی سرمایه خود را بسازید.

📊

انحراف معیار (Standard Deviation)

میزان نوسانات و پراکندگی بازده یک دارایی را می‌سنجد. انحراف معیار بالاتر به معنای تلاطم شدیدتر و ریسک بیشتر در معاملات شماست.

⚖️

نسبت شارپ (Sharpe Ratio)

این شاخص کلیدی به شما نشان می‌دهد که آیا بازده و سود به دست آمده، ارزش نوسانات و ریسکی که متحمل شده‌اید را دارد یا خیر.

📈

ضریب بتا (Beta)

ریسک یک دارایی را در مقایسه با کل بازار ارزیابی می‌کند. بتای بالاتر از ۱ نشان‌دهنده نوسان و ریسک بیشتر پوزیشن شما نسبت به بازار است.

📉

ارزش در معرض ریسک (VaR)

بدترین سناریوی ممکن را به عدد تبدیل کرده و حداکثر ضرر احتمالی سرمایه شما را در یک دوره زمانی با درصد اطمینان مشخص پیش‌بینی می‌کند.

🚨

ریسک شرطی (CVaR)

در زمان وقوع بحران‌های غیرمنتظره، این شاخص فراتر از VaR عمل کرده و میانگین ضرر در بدترین و نادرترین سناریوهای بازار را محاسبه می‌کند.

🛡️

کنترل انواع ریسک

ریسک‌های سیستماتیک (کلان) را با پوشش‌دهی (Hedging) و ریسک‌های غیرسیستماتیک (مختص یک دارایی) را با تنوع‌بخشی به سبد خود مدیریت کنید.

اندازه گیری ریسک سرمایه گذاری

مدیریت ریسک در تریدینگ فارکس، یعنی شناسایی و تحلیل دقیق ریسک‌های موجود در یک پوزیشن معاملاتی، و سپس تصمیم‌گیری هوشمندانه: آیا بازده مورد انتظار، پذیرش این سطح از ریسک را توجیه می‌کند؟ این یک بازی برد و باخت نیست، بلکه یک محاسبه دقیق است.

ابزارهای آماری متعددی به شما کمک می‌کنند تا این ریسک را به عدد تبدیل کنید. معیارهای رایج و حیاتی برای هر تریدر عبارتند از: انحراف معیار، نسبت شارپ، بتا، ارزش در معرض ریسک (VaR)، ارزش در معرض ریسک شرطی (CVaR) و ضریب تعیین.

 

اندازه گیری ریسک سرمایه گذاری
اندازه گیری ریسک سرمایه گذاری

انحراف معیار (Standard Deviation): نوسان‌سنج پوزیشن شما

انحراف معیار، پراکندگی داده‌ها را نسبت به میانگین اندازه‌گیری می‌کند. در تریدینگ، این ابزار به شما می‌گوید که یک دارایی چقدر نوسان دارد. سهامی با انحراف معیار بالا، یعنی نوسانات شدیدتر و ریسک بیشتر. این عدد، مقیاس تلاطم پوزیشن شماست.

با ترکیب انحراف معیار و میانگین بازده، می‌توانید تصویری واقعی از پراکندگی نتایج پوزیشن خود داشته باشید. جایگزین آن، نیمه انحراف (Semi-Deviation) است که فقط ریسک نزولی (ضرر) را می‌سنجد و تمرکز را روی زمانی می‌گذارد که قیمت‌ها در حال سقوط هستند.

نسبت شارپ (Sharpe Ratio): آیا این ریسک ارزشش را دارد؟

نسبت شارپ، عملکرد یک سرمایه‌گذاری را با در نظر گرفتن ریسک‌های مرتبط با آن ارزیابی می‌کند. این نسبت، بازده اضافی (مازاد بر نرخ بدون ریسک) را بر انحراف معیار آن تقسیم می‌کند. نتیجه؟ عددی که به شما می‌گوید آیا بازدهی که کسب می‌کنید، ارزش نوساناتی که تحمل کرده‌اید را دارد یا خیر.

نسبت شارپ یک اندیکاتور کلیدی است که نشان می‌دهد آیا پوزیشن شما بازدهی کافی برای ریسکی که پذیرفته‌اید، فراهم می‌کند. این ابزار برای مقایسه پوزیشن‌های مختلف و انتخاب بهترین گزینه با توجه به ریسک و بازده، فوق‌العاده کاربردی است.

متغیرهای آن شامل نسبت سورتینو (Sortino Ratio) است که فقط ریسک نزولی را در نظر می‌گیرد و نسبت ترینور (Treynor Ratio) که بتا (ریسک سیستماتیک) را در محاسبات خود دخیل می‌کند تا مشخص کند آیا ریسک بیشتر در بازار، سود بیشتری به همراه دارد یا خیر.

بتا (Beta): پوزیشن شما در مقایسه با بازار

بتا، ریسک سیستماتیک (ریسک بازار) یک دارایی یا صنعت را نسبت به کل بازار می‌سنجد. بازار همیشه بتای ۱ دارد. اگر بتای پوزیشن شما ۱ باشد، دقیقاً مثل بازار نوسان می‌کند. بتای بالای ۱ یعنی نوسان بیشتر از بازار (ریسک بالاتر)، و بتای کمتر از ۱ یعنی نوسان کمتر از بازار (ریسک پایین‌تر).

بتا ابزاری قدرتمند برای مقایسه پوزیشن‌های مختلف با کلیت بازار است. مثلاً، بتای ۱.۵ به این معنی است که پوزیشن شما ۵۰ درصد پرنوسان‌تر از بازار است. با یک نگاه، بتا به شما می‌گوید کدام پوزیشن تلاطم بیشتری دارد و ریسک سیستماتیک آن چقدر است.

ارزش در معرض ریسک (VaR): بدترین سناریو چقدر هزینه دارد؟

VaR یک معیار آماری است که حداکثر ضرر احتمالی را برای یک دوره مشخص و با یک سطح اطمینان معین اندازه‌گیری می‌کند. مثلاً، VaR ده درصدی یک‌ساله ۵ میلیون دلاری برای یک سبد، یعنی ۱۰ درصد احتمال دارد که این سبد در طول یک سال، ۵ میلیون دلار ضرر کند. VaR به شما کمک می‌کند تا بدترین سناریو را به عدد تبدیل کنید.

این معیار زمانی حیاتی است که می‌خواهید یک نتیجه خاص را ارزیابی کرده و احتمال وقوع آن را بسنجید. روش‌های محاسبه VaR شامل شبیه‌سازی تاریخی (ساده‌ترین)، پارامتریک (برای داده‌های بزرگتر) و مونت کارلو (برای پیچیده‌ترین شبیه‌سازی‌ها) هستند.

ارزش در معرض ریسک شرطی (CVaR): وقتی VaR هم کم می‌آورد

CVaR، که به آن کسری مورد انتظار (Expected Shortfall) نیز می‌گویند، فراتر از VaR می‌رود. این معیار، میانگین ضرر را در بدترین سناریوهایی که از آستانه VaR فراتر می‌روند، ارزیابی می‌کند. CVaR به رویدادهای نادر اما فاجعه‌بار (دم توزیع) حساس‌تر است.

CVaR برای تریدرهایی که می‌خواهند بدانند در صورت وقوع نتایج آماری کم‌احتمال، حداکثر ضرر احتمالی چقدر خواهد بود، بسیار مفید است. مثلاً، اگر VaR شما ۱۰ میلیون دلار باشد، CVaR ممکن است ۱۵ میلیون دلار باشد، به این معنی که در بدترین ۱ درصد موارد، میانگین ضرر ۱۵ میلیون دلار خواهد بود.

ضریب تعیین (Coefficient of Determination): چرا قیمت‌ها تکان می‌خورند؟

ضریب تعیین (R-squared)، درصدی از نوسانات قیمت یک دارایی را نشان می‌دهد که توسط نوسانات یک شاخص معیار (مثلاً S&P 500 برای سهام) توضیح داده می‌شود. این ضریب بین صفر تا یک متغیر است و معمولاً به صورت درصد (۰٪ تا ۱۰۰٪) بیان می‌شود.

ضریب تعیین ۰.۹ به این معنی است که ۹۰ درصد از تغییرات قیمت دارایی، توسط تغییرات شاخص معیار توضیح داده می‌شود. این ابزار به شما کمک می‌کند تا بفهمید چرا قیمت پوزیشن شما تغییر می‌کند و چقدر به حرکت کلی بازار وابسته است.

فرمول آن از تقسیم واریانس ناشناخته بر واریانس کل و سپس کم کردن نتیجه از ۱ بدست می‌آید. تریدرهای حرفه‌ای از این ضریب برای ارزیابی عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری فعال نیز استفاده می‌کنند؛ صندوق‌هایی با R-squared بالا که ادعای مدیریت فعال دارند، ممکن است فقط شاخص را دنبال کنند و هزینه‌های مدیریت اضافی توجیهی نداشته باشد.

کالبدشکافی ریسک: سیستماتیک و غیرسیستماتیک

ریسک‌ها به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند که هر تریدری باید آن‌ها را بشناسد و برایشان استراتژی داشته باشد. هر پوزیشن معاملاتی تحت تأثیر هر دو نوع ریسک قرار می‌گیرد، اما ترکیب آن‌ها متفاوت است.

کالبدشکافی ریسک سیستماتیک و غیرسیستماتیک
کالبدشکافی ریسک سیستماتیک و غیرسیستماتیک

 

ریسک سیستماتیک: تهدید جهانی بازار

ریسک سیستماتیک، ریسکی است که بر کلیت بازار تأثیر می‌گذارد. این ریسک غیرقابل پیش‌بینی و غیرقابل تنوع‌بخشی (Diversification) است، یعنی با افزودن دارایی‌های مختلف به سبد نمی‌توان آن را از بین برد. اما می‌توان آن را از طریق هج کردن (Hedging) کاهش داد.

مثلاً، تحولات سیاسی، تغییرات نرخ بهره یا بحران‌های اقتصادی، ریسک‌های سیستماتیکی هستند که بر تمام بخش‌های مالی، از جمله فارکس، سهام و اوراق قرضه، تأثیر می‌گذارند و تمام پوزیشن‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

ریسک غیرسیستماتیک: تهدید خاص پوزیشن شما

ریسک غیرسیستماتیک، ریسکی است که مختص یک شرکت، صنعت یا حتی یک جفت ارز خاص است. این نوع ریسک، “ریسک با قابلیت تنوع‌بخشی” نامیده می‌شود، زیرا می‌توان آن را با افزودن دارایی‌های نامرتبط به سبد، کاهش داد.

اگر روی یک جفت ارز خاص (مثلاً EUR/USD) پوزیشن بگیرید، در معرض ریسک‌های اقتصادی و سیاسی خاص اتحادیه اروپا و ایالات متحده قرار می‌گیرید. برای محافظت در برابر این ریسک، می‌توانید با پوزیشن‌های هجینگ یا تنوع‌بخشی به جفت‌ارزهای دیگر، ریسک را کاهش دهید.

چرا مدیریت ریسک، کلید بقا و سودآوری شماست؟

مدیریت ریسک حیاتی است، چون به شما امکان می‌دهد جنبه‌های مثبت و منفی احتمالی هر پوزیشن را ارزیابی کنید. به جای تمرکز صرف بر بازده پیش‌بینی‌شده، میزان ضرر بالقوه را در نظر می‌گیرد و شما را از نتایج نامطلوبی که ممکن است رخ دهد، آگاه می‌سازد. این یعنی حفاظت از سرمایه و تضمین بقای شما در بازار.

چگونه باید ریسک یک سرمایه گذاری را اندازه گیری کرد؟

ابزارهای متعددی برای اندازه‌گیری ریسک وجود دارد. بتا، نوسان پوزیشن شما را در برابر کل بازار مقایسه می‌کند. انحراف معیار، پراکندگی نتایج نسبت به میانگین را می‌سنجد. نسبت شارپ، به شما می‌گوید که آیا بازده یک پوزیشن، ارزش ریسک متحمل شده را دارد یا خیر.

۲ نوع اصلی ریسک چیست؟

دو نوع اصلی ریسک، سیستماتیک و غیرسیستماتیک هستند. ریسک سیستماتیک، ریسک کلی بازار است که بر همه چیز تأثیر می‌گذارد و شما کنترلی بر آن ندارید، اما می‌توانید آن را هج کنید. ریسک غیرسیستماتیک، مختص یک شرکت یا صنعت خاص است و شما کنترل کاملی بر میزان آن دارید و می‌توانید با تنوع‌بخشی آن را کاهش دهید.

حرف آخر: ریسک را بشناسید تا برنده شوید!

بسیاری از تریدرها فقط روی بازده تمرکز می‌کنند و ریسک را نادیده می‌گیرند. اما در وال‌استریت، اولویت با حفاظت از سرمایه است. ابزارهای مدیریت ریسکی که در این مقاله بررسی کردیم، تعادل حیاتی بین ریسک و بازده را برقرار می‌کنند.

خبر خوب این است که این اندیکاتورها به طور خودکار در پلتفرم‌های معاملاتی و وب‌سایت‌های مالی محاسبه شده و در دسترس شما هستند. در تریدینگ فارکس، سهام یا هر دارایی دیگر، اندازه‌گیری ریسک و نوسانات قیمت، از مهم‌ترین فاکتورها برای ارزیابی کیفیت عملکرد شما و پوزیشن‌هایتان است. ریسک را بشناسید، مدیریت کنید و برنده شوید!

5/5 - (1 امتیاز)
آنچه آموختید

میتونی از طریق دکمه های زیر این مقاله رو در شبکه های اجتماعی یا ایمیل با دوستان خودت به اشتراک بزاری.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email

من در شبکه های اجتماعی زیر حضور دارم

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: 3 + 4 =

2 دیدگاه ثبت شده
  • ف
    فرانک مرادی
    3 روز پیش

    مطلب خیلی به موقع و دقیق بود، مخصوصاً اونجایی که می‌گه ۹۰ درصد تریدرها به خاطر نشناختن و اندازه‌گیری نکردن ریسک ضرر می‌کنن. خودم اوایل کار تو فارکس دقیقاً همین مشکل رو داشتم. فکر می‌کردم فقط با تحلیل تکنیکال و فاندامنتال می‌شه تو این بازار دووم آورد، ولی بعد از چند تا ضرر سنگین تازه فهمیدم که مدیریت ریسک از نون شب هم واجب‌تره. یادمه یه پوزیشن باز کرده بودم که به نظرم همه چی عالی بود، از هر نظر تحلیلش کرده بودم ولی یهو بازار برگشت و من چون استاپ لاس مناسب و حد ضرر مشخصی نداشتم، کل سودی که تو چند هفته جمع کرده بودم رو از دست دادم. اونجا بود که تازه فهمیدم داستان فقط سود کردن نیست، بقا تو این بازاره که مهمه.

    این ابزارهای آماری که اشاره کردید، واقعاً قطب‌نمای یه تریدر حرفه‌ای هستن. مثلاً انحراف معیار واسه من همیشه یه شاخص مهم بوده که بفهمم یه جفت ارز چقدر نوسان داره. اگه زیاد باشه، یعنی ریسکش هم بالاتره و باید با حجم کمتری وارد پوزیشن شم. یا نسبت شارپ که کلاً دیدم رو به این قضیه عوض کرد که “آیا این ریسک ارزشش رو داره؟” قبلاً فقط به بازدهی نگاه می‌کردم، ولی الان می‌فهمم بازدهی بدون در نظر گرفتن ریسک پشتش هیچ معنی‌ای نداره. بتا هم واسه مقایسه پوزیشن‌هام با حرکت کلی بازار خیلی کمکم کرده، مخصوصاً وقتی می‌خوام ببینم پوزیشن من چقدر به ریسک سیستماتیک بازار حساسه.

    راستش، اوایل VaR و CVaR برام خیلی گنگ بودن و فکر می‌کردم فقط به درد نهادهای مالی بزرگ می‌خورن. ولی کم‌کم فهمیدم حتی واسه ما تریدرهای فردی هم می‌تونن خیلی مفید باشن، خصوصاً واسه برنامه‌ریزی بلندمدت و درک بدترین سناریوهای ممکن. اینکه بدونی تو بدترین حالت چقدر ممکنه ضرر کنی، یه دید واقع‌بینانه به آدم می‌ده و اجازه نمی‌ده الکی خوش‌بین باشه. الان سعی می‌کنم قبل از هر ترید، یه تخمین اولیه از VaR داشته باشم، حتی اگه خیلی دقیق نباشه. این کمک می‌کنه همیشه یه سپر دفاعی واسه سرمایه‌ام داشته باشم و غافلگیر نشم.

    اینکه گفتید ریسک سیستماتیک و غیرسیستماتیک، نکته خیلی مهمیه. خیلی وقتا ما فقط درگیر ریسک غیرسیستماتیک پوزیشن خودمون می‌شیم و از ریسک‌های بزرگ‌تر بازار غافل می‌مونیم. مثلاً همین تحولات اخیر اقتصادی جهانی یا تغییرات نرخ بهره، مستقیماً رو ریسک سیستماتیک کل بازار فارکس تاثیر می‌ذارن و اگه حواسمون نباشه، ممکنه حتی بهترین تحلیل‌های تکنیکال هم کارساز نباشه. واقعاً بازار فارکس یه اقیانوس بی‌رحمه و فقط با مدیریت ریسک هوشمندانه و استفاده از همین ابزارهایی که اشاره کردید، می‌شه توش شنا کرد و غرق نشد.

  • د
    دانشجوی بازار
    3 روز پیش

    اینکه مقاله میگه ۹۰ درصد تریدرها ضرر می‌کنن چون ریسک رو نمی‌شناسن، واقعاً حقیقته و من خودم اوایل کار دقیقاً همین مشکل رو داشتم. فکر می‌کردم فقط با تحلیل تکنیکال و فاندامنتال می‌شه تو این بازار دووم آورد و فقط تمرکزم رو سود بود، واسه همین اصلا به فکر مدیریت ریسک نبودم. همیشه با خودم می‌گفتم اگه تحلیلم درسته، دیگه چرا باید نگران ریسک باشم؟ همین طرز فکر باعث شد که کلی ضرر کنم و تجربه‌های خیلی تلخی تو بازار فارکس داشته باشم که الان که فکر می‌کنم، می‌فهمم چقدر خام بودم.

    یادمه یه پوزیشن روی EUR/USD باز کرده بودم که از نظر تکنیکال و فاندامنتال، همه چی عالی به نظر می‌رسید. انقدر مطمئن بودم که یه حجم سنگین زدم و متأسفانه اصلا حد ضرر (Stop Loss) نذاشتم. بعد از چند ساعت، یه خبر غیرمنتظره اومد و بازار یهو برگشت. منم که اصلا برای همچین سناریویی آماده نبودم، فقط نگاه می‌کردم که چطور کل سرمایه‌ام داره آب می‌شه. اونجا بود که تازه فهمیدم داستان فقط سود کردن نیست، بلکه بقا تو این بازاره که مهمه و اگه بلد نباشی از سرمایه‌ات محافظت کنی، هر چقدرم که تریدر خوبی باشی، آخرش نابود می‌شی. اون تجربه بهم درس بزرگی داد که باید قبل از هر چیز، به ریسک فکر کنم.

    از اون موقع به بعد، خیلی جدی‌تر به ابزارهای آماری و مفاهیم مدیریت ریسک نگاه می‌کنم. مثلاً انحراف معیار (Standard Deviation) واسه من همیشه یه شاخص مهم بوده تا بفهمم یه جفت ارز چقدر نوسان داره. اگه زیاد باشه، می‌فهمم که ریسکش هم بالاتره و باید با حجم کمتری وارد پوزیشن شم یا اصلاً ازش دوری کنم. نسبت شارپ (Sharpe Ratio) هم کلاً دیدم رو به این قضیه عوض کرد که آیا این ریسک واقعا ارزشش رو داره؟ قبلاً فقط به بازدهی نگاه می‌کردم، ولی الان می‌فهمم بازدهی بدون در نظر گرفتن ریسک پشتش، هیچ معنی‌ای نداره. باید همیشه یه تعادل بین ریسک و بازدهی پیدا کنم.

    در مورد بتا (Beta) هم باید بگم که خیلی کمکم کرده تا بفهمم پوزیشن‌هام چقدر به حرکت کلی بازار حساسن، مخصوصاً وقتی می‌خوام ببینم پوزیشن من چقدر به ریسک سیستماتیک بازار ربط داره. راستش، اوایل VaR (ارزش در معرض ریسک) و CVaR (ارزش در معرض ریسک شرطی) برام خیلی گنگ بودن و فکر می‌کردم فقط به درد نهادهای مالی بزرگ می‌خورن. ولی کم‌کم فهمیدم حتی واسه ما تریدرهای فردی هم می‌تونن خیلی مفید باشن، خصوصاً واسه برنامه‌ریزی بلندمدت و درک بدترین سناریوهای ممکن. اینکه بدونی تو بدترین حالت چقدر ممکنه ضرر کنی، یه دید واقع‌بینانه به آدم می‌ده و اجازه نمی‌ده الکی خوش‌بین باشه. الان سعی می‌کنم قبل از هر ترید، یه تخمین اولیه از VaR داشته باشم، حتی اگه خیلی دقیق نباشه.

    خلاصه بگم، بازار فارکس واقعاً یه اقیانوس بی‌رحمه و فقط با مدیریت ریسک هوشمندانه و استفاده از همین ابزارهایی که تو مقاله اشاره کردید، می‌شه توش شنا کرد و غرق نشد. این ابزارها مثل یه سپر دفاعی می‌مونن که از سرمایه ما محافظت می‌کنن. از اینکه این مطالب کاربردی رو به اشتراک گذاشتید، ممنونم. واقعاً به درد تریدرها می‌خوره، مخصوصاً اونایی که تازه واردن و هنوز با مفهوم ریسک به درستی آشنا نیستن و فکر می‌کنن فقط با تحلیل تکنیکال می‌شه تو این بازار موفق شد.