فهرست مطالب

آیا تا به حال حس کرده‌اید که بازار مثل یک کتاب رمزآلود است که هر ورقش پر از سیگنال‌های پنهان است؟ به عنوان یک تریدر با سال‌ها تجربه، می‌دانم که این حس چقدر می‌تواند گیج‌کننده باشد. اما نگران نباشید، چون کلید رمزگشایی این زبان پنهان، همین الگوهای نموداری هستند. این الگوها نه فقط خطوط و اشکال روی چارت، بلکه ردپای روانشناسی جمعی بازارند؛ جایی که خریداران و فروشندگان داستان خودشان را روایت می‌کنند و سیگنال‌های حیاتی برای تغییر یا ادامه روندها می‌دهند.

در تجارت فارکس، ما فقط به تئوری بسنده نمی‌کنیم. اینجا با هم یاد می‌گیریم چطور این الگوها را در دل نوسانات زنده بازار شناسایی کنیم، بفهمیم هر کدام چه سیگنالی می‌دهند و مهم‌تر از همه، چطور از آن‌ها برای گرفتن تصمیمات معاملاتی هوشمندانه استفاده کنیم. آماده‌اید تا نقشه راه تریدرهای حرفه‌ای را کشف کنید؟

نقشه راه مقاله

💡

آنچه یاد می‌گیرید

در این راهنمای جامع، با چشم یک تریدر واقعی، از اهمیت خطوط روند به عنوان پایه الگوها تا شناسایی انواع الگوهای ادامه‌دهنده و برگشتی آشنا می‌شوید. یاد می‌گیرید چطور حجم معاملات را در کنار الگوها تحلیل کنید و فرصت‌های معاملاتی را شکار کنید.

خطوط روند: الفبای الگوهای نموداری

قبل از اینکه به الگوهای پیچیده‌تر بپردازیم، باید الفبای تحلیل تکنیکال را یاد بگیریم: خطوط روند. این خطوط، پایه‌ و اساس شناسایی تمام الگوهای نموداری هستند و به ما کمک می‌کنند مناطق حمایت (Support) و مقاومت (Resistance) را روی نمودار قیمت پیدا کنیم. خطوط روند، خطوط مستقیمی هستند که با اتصال حداقل دو سقف یا کف مشخص روی نمودار ترسیم می‌شوند.

خط روند صعودی: وقتی قیمت‌ها سقف‌های بالاتر و کف‌های بالاتر می‌سازند، یک روند صعودی داریم. در این حالت، خط روند صعودی با اتصال کف‌های صعودی ترسیم می‌شود و نقش یک سطح حمایت پویا را بازی می‌کند. یعنی هر بار که قیمت به این خط می‌رسد، انتظار داریم دوباره به سمت بالا حرکت کند.

خط روند نزولی: برعکس، وقتی قیمت‌ها سقف‌های پایین‌تر و کف‌های پایین‌تر می‌سازند، با یک روند نزولی روبرو هستیم. خط روند نزولی با اتصال سقف‌های نزولی کشیده می‌شود و به عنوان یک سطح مقاومت پویا عمل می‌کند. یعنی قیمت هر بار به آن برخورد می‌کند، احتمالاً به سمت پایین برمی‌گردد.

بازار ساید (Range): گاهی اوقات بازار نه روند صعودی قوی دارد و نه نزولی. در این حالت، قیمت بین دو خط روند موازی و اغلب افقی در نوسان است. این وضعیت را تثبیت قیمت یا بازار ساید می‌نامیم که فرصت‌های معاملاتی خاص خود را دارد.

نکات طلایی برای ترسیم خطوط روند

به عنوان یک تریدر، می‌دانم که ترسیم دقیق خطوط روند چقدر حیاتی است. اینجاست که جزئیات اهمیت پیدا می‌کنند:

  • کدام قسمت کندل؟ بحث‌های زیادی وجود دارد که آیا باید فتیله‌ها (Shadows) را در نظر گرفت یا فقط بدنه کندل (Body). طبق تجربه من، بدنه کندل اغلب نشان‌دهنده جایی است که بیشترین حجم معاملات و توافق قیمت رخ داده است. به خصوص در تایم‌فریم‌های پایین‌تر مثل نمودارهای ساعتی، فتیله‌های بلند ممکن است “داده‌های پرت” باشند که نباید خط روند را بر اساس آن‌ها ترسیم کرد.
  • قیمت بسته شدن: در نمودارهای روزانه، بسیاری از چارتیست‌ها ترجیح می‌دهند خطوط روند را بر اساس قیمت‌های بسته شدن (Closing Prices) ترسیم کنند. چرا؟ چون قیمت بسته شدن نشان‌دهنده تعهد معامله‌گرانی است که حاضرند پوزیشن خود را برای شب یا آخر هفته باز نگه دارند. این یک سیگنال روانشناختی قوی است.
  • اعتبار خط روند: یک خط روند هر چه با نقاط بیشتری (حداقل سه نقطه) تأیید شود، معتبرتر است. خطوط روند دو نقطه‌ای فقط یک ایده اولیه هستند و برای تأیید نیاز به لمس سوم دارند.

انواع الگوهای نموداری: ادامه دهنده یا برگشتی؟

به طور کلی، الگوهای نموداری به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: الگوهای ادامه‌دهنده (Continuation Patterns) و الگوهای برگشتی (Reversal Patterns). هر کدام از این دسته‌ها داستان متفاوتی از بازار را روایت می‌کنند و سیگنال‌های مختلفی برای شما به عنوان یک تریدر دارند.

الگوهای ادامه‌دهنده: نفس تازه کردن بازار

الگوهای ادامه‌دهنده نشان‌دهنده یک مکث موقت در روند غالب بازار هستند. تصور کنید یک دونده در حال دویدن است و برای لحظه‌ای می‌ایستد تا نفس تازه کند، اما قرار نیست مسیرش را تغییر دهد. در بازار هم همین‌طور است؛ خریداران در یک روند صعودی یا فروشندگان در یک روند نزولی برای لحظه‌ای استراحت می‌کنند و سپس با قدرت بیشتری به مسیر خود ادامه می‌دهند.

چیزی که اکثر تریدرها نادیده می‌گیرند این است که در حین شکل‌گیری این الگوها، هیچ تضمینی برای ادامه روند وجود ندارد. شما باید با دقت به خطوط روند الگو و مهم‌تر از آن، شکست قیمت از ناحیه الگو (به سمت بالا یا پایین) توجه کنید. طبق تجربه من، همیشه فرض را بر ادامه روند بگذارید، مگر اینکه شواهد قوی برای برگشت روند ببینید.

نکته مهم: هر چه یک الگوی ادامه‌دهنده زمان بیشتری برای شکل‌گیری نیاز داشته باشد و نوسان قیمت در آن بزرگ‌تر باشد، شکست قیمت از آن الگو معمولاً با حرکت قوی‌تر و قابل توجه‌تری همراه خواهد بود.

برخی از الگوهای ادامه‌دهنده متداول عبارتند از:

  • پرچم‌های سه گوش (Pennants): این الگوها با دو خط روند همگرا تشکیل می‌شوند که نشان‌دهنده کاهش تدریجی نوسانات است.
  • پرچم‌ها (Flags): این الگوها با دو خط روند موازی ترسیم می‌شوند که شبیه یک مستطیل کوچک است و نشان‌دهنده یک مکث کوتاه و منظم در روند است.
  • گوه‌ها (Wedges): گوه‌ها نیز با دو خط روند همگرا ساخته می‌شوند، اما هر دو خط روند در یک جهت (هر دو صعودی یا هر دو نزولی) حرکت می‌کنند که نشان‌دهنده کاهش تدریجی مومنتوم است.
  • مثلث‌ها (Triangles): این الگوها به دلیل تکرار زیاد و قابلیت اعتماد نسبی، از محبوب‌ترین الگوها هستند. مثلث‌ها می‌توانند از چند هفته تا چند ماه طول بکشند و سه نوع اصلی دارند: متقارن، صعودی و نزولی.

الگوهای برگشتی: تغییر جهت باد در بازار

الگوهای برگشتی سیگنال می‌دهند که روند غالب بازار در حال تغییر است. این الگوها زمانی شکل می‌گیرند که انرژی خریداران یا فروشندگان تمام شده و طرف مقابل کنترل بازار را به دست می‌گیرد. مثلاً، در یک روند صعودی قوی، ناگهان فشار فروشندگان افزایش می‌یابد، خریداران عقب‌نشینی می‌کنند و روند از صعودی به نزولی تغییر می‌کند.

برگشت‌هایی که در سقف‌های بازار رخ می‌دهند، الگوهای توزیع (Distribution) نامیده می‌شوند؛ یعنی دارایی (مثل جفت ارز) با هیجان زیادی فروخته می‌شود. برعکس، برگشت‌هایی که در کف بازار اتفاق می‌افتند، الگوهای انباشت (Accumulation) نام دارند؛ یعنی دارایی به شدت خریداری می‌شود.

نکته مهم: درست مثل الگوهای ادامه‌دهنده، هر چه یک الگوی برگشتی زمان بیشتری برای تکمیل شدن نیاز داشته باشد و حرکت قیمت در آن بزرگ‌تر باشد، برگشت روند پس از شکست الگو، معمولاً قوی‌تر و پایدارتر خواهد بود.

نمونه‌هایی از الگوهای برگشتی متداول عبارتند از:

  • الگوی سر و شانه (Head and Shoulders): این الگو نشان‌دهنده سه حرکت قیمتی است: یک سقف/کف اولیه، سپس یک سقف/کف بزرگ‌تر (سر)، و در نهایت یک سقف/کف دیگر به اندازه اولیه.
  • سقف دوقلو (Double Top): این الگو شبیه حرف “M” است و نشان‌دهنده دو تلاش ناموفق برای شکستن یک سطح مقاومت است که منجر به برگشت روند می‌شود.
  • کف دوقلو (Double Bottom): این الگو شبیه حرف “W” است و نشان‌دهنده دو تلاش ناموفق برای شکستن یک سطح حمایت است که منجر به برگشت روند به سمت بالا می‌شود.

الگوهای نموداری پرچم سه گوش (Pennants)

پرچم‌های سه گوش، الگوهای ادامه‌دهنده هستند که با دو خط روند همگرا (یکی نزولی و دیگری صعودی) ترسیم می‌شوند. این الگوها نشان‌دهنده یک دوره تثبیت قیمت هستند که در آن نوسانات به تدریج کاهش می‌یابد. چیزی که من در ترید با این الگوها دیده‌ام این است که حجم معاملات معمولاً در طول شکل‌گیری پرچم سه گوش کاهش می‌یابد و به محض شکست قیمت از الگو، حجم به شدت افزایش می‌یابد که تأییدکننده شکست است.

یک پرچم سه گوش صعودی (Bullish Pennant) نشان‌دهنده ادامه روند صعودی است و معمولاً پس از یک حرکت صعودی قوی (میله پرچم) ظاهر می‌شود. برعکس، پرچم سه گوش نزولی (Bearish Pennant) نشان‌دهنده ادامه روند نزولی است و پس از یک حرکت نزولی قوی (میله پرچم) شکل می‌گیرد.

الگوی نموداری پرچم

الگوهای نموداری پرچم (Flags)

پرچم‌ها نیز الگوهای ادامه‌دهنده هستند، اما با پرچم‌های سه گوش تفاوت دارند. پرچم‌ها با دو خط روند موازی ترسیم می‌شوند که می‌توانند شیب رو به بالا، رو به پایین یا افقی داشته باشند. یک پرچم با شیب رو به بالا معمولاً در یک روند نزولی ظاهر می‌شود و یک مکث را نشان می‌دهد. در مقابل، یک پرچم با شیب رو به پایین نشان‌دهنده مکث در یک روند صعودی است.

همانند پرچم‌های سه گوش، حجم معاملات در طول شکل‌گیری پرچم کاهش می‌یابد و با شکست قیمت از الگو، دوباره افزایش پیدا می‌کند. این کاهش و افزایش حجم، تأییدکننده اعتبار الگو است و سیگنال ورود یا خروج را قوی‌تر می‌کند.

الگوی ادامه دهنده پرچم

الگوهای نموداری گوه (Wedges)

گوه‌ها هم جزو الگوهای ادامه‌دهنده هستند و شباهت زیادی به پرچم‌های سه گوش دارند، چون آن‌ها هم با دو خط روند همگرا ترسیم می‌شوند. اما تفاوت اصلی اینجاست که در گوه، هر دو خط روند در یک جهت حرکت می‌کنند؛ یعنی یا هر دو به سمت بالا شیب دارند یا هر دو به سمت پایین.

یک گوه با زاویه رو به پایین (Falling Wedge) معمولاً در یک روند صعودی ظاهر می‌شود و نشان‌دهنده یک مکث موقت است که پس از آن انتظار ادامه روند صعودی را داریم. یک گوه با زاویه رو به بالا (Rising Wedge) نیز نشان‌دهنده یک وقفه موقت در یک بازار نزولی است که پس از آن روند نزولی ادامه پیدا می‌کند.

حجم معاملات در طول شکل‌گیری گوه نیز کاهش می‌یابد و با شکست قیمت از الگو، افزایش می‌یابد. گوه‌ها با مثلث‌ها و پرچم‌های سه گوش تفاوت دارند چون معمولاً زاویه‌دار هستند و بیشتر حرکت‌های قیمتی صعودی و نزولی را منعکس می‌کنند.

الگوی نموداری گوه

مثلث صعودی (Ascending Triangle)

مثلث صعودی یک الگوی ادامه‌دهنده صعودی است که در آن یک خط مقاومت افقی و یک خط حمایت صعودی (با کف‌های بالاتر) داریم. این الگو نشان می‌دهد که خریداران در حال قوی‌تر شدن هستند و هر بار قیمت به مقاومت افقی می‌رسد، فشار خرید آن را بالاتر می‌برد. شکست از خط مقاومت افقی، یک سیگنال قوی برای ورود به معامله خرید است. در تجربه من، این الگو اغلب منجر به حرکت‌های انفجاری می‌شود.

مثلث صعودی در نمودار 1 دقیقه ای

مثلث نزولی (Descending Triangle)

مثلث نزولی برعکس مثلث صعودی است. در این الگو، یک خط حمایت افقی و یک خط مقاومت نزولی (با سقف‌های پایین‌تر) داریم. این وضعیت نشان می‌دهد که فروشندگان قوی‌تر شده‌اند و هر بار قیمت به حمایت افقی می‌رسد، فشار فروش آن را پایین‌تر می‌آورد. شکست از خط حمایت افقی، سیگنال قوی برای ورود به معامله فروش است. این الگو نشان‌دهنده کاهش تقاضا و افزایش فشار فروش است.

مثلث نزولی در نمودار 1 دقیقه ای

مثلث‌های متقارن (Symmetrical Triangles)

مثلث‌های متقارن زمانی اتفاق می‌افتند که دو خط روند به سمت یکدیگر همگرا می‌شوند؛ یعنی نه خط مقاومت افقی است و نه خط حمایت. هر دو خط شیب‌دار هستند و نوسانات قیمت را فشرده می‌کنند. این الگو به تنهایی جهت خاصی را نشان نمی‌دهد، بلکه فقط سیگنال می‌دهد که یک شکست قریب‌الوقوع است. جهت شکست معمولاً با روند قبلی بازار هم‌راستا است، اما همیشه باید منتظر تأیید شکست ماند. قدرت یا برد شکست معمولاً با ارتفاع ضلع عمودی سمت چپ مثلث برابر است.

الگوهای نموداری مثلث های متقارن

الگوهای نموداری فنجان و دسته (Cup and Handle)

فنجان و دسته یک الگوی ادامه‌دهنده صعودی بسیار قدرتمند است که توسط ویلیام جی. اونیل معرفی شد. این الگو نشان می‌دهد که یک روند صعودی متوقف شده، اما پس از یک دوره تثبیت، با قدرت بیشتری ادامه خواهد یافت. قسمت “فنجان” الگو باید به شکل U باشد، شبیه ته گرد یک کاسه، نه V شکل. “دسته” در سمت راست فنجان به شکل یک پولبک کوتاه است که شبیه یک پرچم سه گوش یا پرچم کوچک است.

پس از تکمیل شدن ساختار دسته، قیمت ممکن است سقف‌های جدیدی را بزند و روند صعودی خود را از سر بگیرد. این الگو به دلیل ساختار منظم و روانشناسی پشت آن، یکی از الگوهای مورد علاقه من برای شناسایی فرصت‌های خرید بلندمدت است.

الگوی نموداری فنجان و دسته

الگوی قیمتی سر و شانه (Head and Shoulders)

الگوی سر و شانه یکی از معتبرترین الگوهای برگشتی است که می‌تواند در سقف‌ها (سر و شانه سقف) یا کف‌های بازار (سر و شانه معکوس یا کف) ظاهر شود. این الگو از سه قله یا سه دره تشکیل شده است: یک قله/دره اولیه (شانه چپ)، به دنبال آن یک قله/دره بزرگ‌تر (سر)، و سپس یک قله/دره سوم که تقریباً هم‌اندازه شانه اول است (شانه راست).

خط گردن (Neckline) با اتصال کف‌های بین شانه‌ها و سر ترسیم می‌شود. شکست قیمت از خط گردن، سیگنال قوی برگشت روند است. در سر و شانه سقف، روند صعودی به نزولی تغییر می‌کند و در سر و شانه معکوس، روند نزولی به صعودی تبدیل می‌شود. حجم معاملات نیز در این الگو نقش مهمی دارد؛ معمولاً با تکمیل الگو کاهش می‌یابد و با شکست خط گردن، افزایش می‌یابد.

روند نزولی با سر و شانه معکوس

کف دوقلو و سقف دوقلو (Double Top and Double Bottom)

کف دوقلو و سقف دوقلو الگوهای برگشتی کلاسیک هستند که نشان‌دهنده تلاش‌های ناموفق بازار برای عبور از یک سطح حمایت یا مقاومت مشخص است.

  • سقف دوقلو: این الگو اغلب شبیه حرف “M” است. قیمت به یک سطح مقاومت می‌رسد، کمی عقب‌نشینی می‌کند و دوباره تلاش می‌کند همان سطح را بشکند، اما ناموفق است. این دو قله نزدیک به هم، نشان‌دهنده از دست رفتن مومنتوم صعودی و احتمال برگشت روند به نزولی است. شکست خط گردن (کف بین دو قله) سیگنال فروش می‌دهد.
  • الگوی معاملاتی سقف دوقلو

  • کف دوقلو: این الگو شبیه حرف “W” است. قیمت به یک سطح حمایت می‌رسد، کمی بالا می‌رود و دوباره تلاش می‌کند همان سطح را به سمت پایین بشکند، اما باز هم ناموفق است. این دو کف نزدیک به هم، نشان‌دهنده از دست رفتن مومنتوم نزولی و احتمال برگشت روند به صعودی است. شکست خط گردن (سقف بین دو کف) سیگنال خرید می‌دهد.
  • الگوی نموداری کف دوقلو

سقف‌ها و کف‌های سه‌قلو: این الگوها کمتر از دوقلوها رایج هستند، اما به همین شیوه عمل می‌کنند. در این حالت، قیمت سه بار یک سطح حمایت یا مقاومت را تست می‌کند و نمی‌تواند از آن عبور کند، که سیگنال برگشت روند را قوی‌تر می‌کند.

الگوهای نموداری گپ (Gaps)

گپ‌ها الگوهای برگشتی یا ادامه‌دهنده خاصی هستند که زمانی اتفاق می‌افتند که بین قیمت بسته شدن یک دوره و قیمت باز شدن دوره بعدی، فاصله قابل توجهی وجود داشته باشد. این اتفاق معمولاً به دلیل اخبار مهم، گزارش‌های مالی یا رویدادهای غیرمنتظره در خارج از ساعات معاملاتی رخ می‌دهد. مثلاً، اگر یک جفت ارز در 1.2000 بسته شود و به دلیل خبری مهم در 1.2100 باز شود، یک گپ صعودی داریم.

سه نوع اصلی گپ وجود دارد که هر کدام معنای متفاوتی دارند:

  • گپ‌های شکست (Breakaway Gaps): این گپ‌ها در ابتدای یک روند جدید شکل می‌گیرند و نشان‌دهنده تغییر قوی در احساسات بازار هستند.
  • گپ‌های فرار (Runaway Gaps): این گپ‌ها در میانه یک روند قوی ظاهر می‌شوند و نشان‌دهنده ادامه مومنتوم روند فعلی هستند.
  • گپ‌های خستگی (Exhaustion Gaps): این گپ‌ها در نزدیکی پایان یک روند شکل می‌گیرند و نشان‌دهنده آخرین تلاش خریداران یا فروشندگان قبل از برگشت روند هستند.

الگوی نموداری گپ

سوالات متداول درباره الگوهای نموداری

چند نوع الگوی نموداری وجود دارد؟
بسته به منبع و روش طبقه‌بندی، بیش از 35 الگوی نموداری مختلف توسط تریدرها استفاده می‌شود. برخی تریدرها فقط روی چند الگوی کلیدی تمرکز می‌کنند، در حالی که برخی دیگر از طیف وسیعی از آن‌ها بهره می‌برند.

قوی‌ترین الگوی نمودار چیست؟
قوی‌ترین الگوی نموداری، الگویی است که شما به بهترین شکل آن را درک کرده و در استراتژی معاملاتی خود با موفقیت به کار می‌برید. هیچ الگوی “بهترین” مطلقی وجود ندارد؛ بهترین الگو برای شما، همان الگویی است که بیشترین سودآوری و دقت را برایتان به ارمغان می‌آورد.

الگوهای مختلف نمودار به چه معناست؟
به طور کلی، الگوهای نموداری به سه گروه اصلی تقسیم می‌شوند: ادامه‌دهنده (نشان‌دهنده ادامه روند)، برگشتی (نشان‌دهنده تغییر روند) و دوطرفه (مثلث‌های متقارن که جهت شکست مشخص نیست). این الگوها به تریدرها کمک می‌کنند تا فرصت‌های خرید، فروش یا نگهداری پوزیشن را شناسایی کنند.

الگوهای نموداری به چه معناست؟
الگوهای نموداری در تحلیل تکنیکال، پیکربندی‌های قابل تشخیصی از نوسانات قیمت هستند که بر روی نمودارها ظاهر می‌شوند. این الگوها نشان‌دهنده روانشناسی جمعی بازار هستند و به تریدرها کمک می‌کنند تا با پیش‌بینی رفتار آینده قیمت، فرصت‌های معاملاتی را کشف کنند.

سخن پایانی: هنر ترید با الگوهای نموداری

همانطور که دیدید، الگوهای نموداری ابزاری قدرتمند برای درک زبان بازار هستند. آن‌ها اغلب در نقاط “مکث” یا “تثبیت” قیمت ظاهر می‌شوند و به شما نشان می‌دهند که آیا روند فعلی ادامه خواهد یافت یا قرار است تغییر کند. خطوط روند، ستون فقرات شناسایی این الگوها هستند و بدون درک صحیح آن‌ها، نمی‌توانید الگوها را به درستی تشخیص دهید.

نقش حجم معاملات را دست کم نگیرید؛ کاهش حجم در طول شکل‌گیری الگو و افزایش آن هنگام شکست، تأییدکننده اعتبار الگو است. به عنوان یک تریدر، توصیه می‌کنم همیشه الگوها را با سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال (مثل اندیکاتورها) ترکیب کنید تا سیگنال‌های قوی‌تری دریافت کنید. تمرین و تجربه، کلید تسلط بر این هنر است. نمودارها را با دقت نگاه کنید، الگوها را شناسایی کنید و با دیتای زنده، مهارت خود را افزایش دهید. موفقیت شما در گرو همین جزئیات است.

5/5 - (2 امتیاز)
آنچه آموختید

میتونی از طریق دکمه های زیر این مقاله رو در شبکه های اجتماعی یا ایمیل با دوستان خودت به اشتراک بزاری.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email

من در شبکه های اجتماعی زیر حضور دارم

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: 5 + 9 =